| همینطوری |
| ساعت ٩:٠٤ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤ کلمات کلیدی: همینطوری نوشت! |
|
سلام به دوستان.راستش می خواستم وبلاگ رو با نوشتن خاطرات کشیک بروز کنم فعلا که هنوز نوشتن کشیک روز اول هم تموم نشده چه برسه به بقیه به آبجیم می گم امسال وبلاگم ده فروردین سه ساله شد می گه چه فایده یه زمانی کمتر از 70 تا نظر دهنده نداشتی اما الآن. عید هم خوب بود من که دوم برگشتم شهر دانشگاهیم تا هفتم هم اینجا بودم هفتم هم بعد از کشیک 48 ساعته برگشتم بعدش هم سرمای شدیدی خوردم با اینکه من هیچ وقت واسه سرماخوردگی دکتر نرفتم ولی این دفعه فرای تحملم بود البته من که تلاش کردم بهم خوش بگذره انصافا همون چند روز کمی که بین کشیک ها برگشتم پیش خونواده خیلی خوب بود راضیم.کلا خیلی خوش گذشت،مثل هر سال شمع هم فوت کردیم واسه ما دوباره بخش وبیمارستان شروع شد با اینکه دیروز کلی ترافیک بودم ترافیک هم وحشتناک ولی صبحی خیلی با انرژی رفتم بیمارستان کلی هم ذوق شوق داشتم کار خاصی هم روز اولی بیمارستان نداشتیم کلا روز اول باشه اون هم بعد از تعطیلات عید همه چی حال وهوای عید داره.فکر کنم بیمارستان هم سفره هفت سین های خوشگلش رو جمع کرد حیف شد قشنگ بودن یه چیزی هم بگم بچه ها به نظر شما تنها راه رزیدنتی دادن استریت شدن هست یعنی فقط با مجموع نمره اول پره ومعدل؟ تنها راه دلداری دادن واسه من می دونین چیه؟اینه که می گم استریت هم می شدم تو اینترنی مگه میشه این رشته ای که من می خوام رو قبول شد؟نیدونم به قول بچه ها می گفتن آدم حقیقت تلخ یهو نباید دونست راستی فردا هم کشیکم 24 ساعته.راستی یه سوال من به یه موسسه ای از طریق بانک پول پرداخت کردم باید رسیدش رو می دادم به موسسه حالا رسید هم گم شده چطور ثابت کنم پول رو واریز کردم؟یه دو هفته ای می شه پول رو واریز کردما ولی دیگه به تعطیلات خورد موند واسه دوستانی که پرسیدن اینترن ها صبح ها تا ظهر هر روز تا پنج شنبه باید بیان بیمارستان سر بخش هاشون این بجز کشیک هاست روزهایی که کشیکن هم 24 ساعت کشیکن وفردای کشیک هم باید مثل همیشه تا ظهر سر بخش هاشون باشن.(یعنی بیش از 24 ساعت تو بیمارستان می شن دیگه) نظراتتون رو هم خوندم ولی فرصت واسه جواب دادن ندارم الآن در اولین فرصت جواب می دم پستها رو هم راستش رو بگم نتونستم به اونصورت بخونم دیگه شرمنده ام |
|
| کی گفت نرم افزارها دل ندارن؟ |
| ساعت ۳:٠٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤ کلمات کلیدی: همینطوری نوشت! |
|
سلام.خوبین خوشین سلامتین؟من که این روزها اصلا ندونستم کی شب شد کی صبح شد اینقدر که کار داشتم. امروز هم که 24 هست واین یعنی کم مونده مهر شه!!نمی دونین من چقـــــدر!خوشحالم تعطیلات نصفه نیمه چند روزه ام داره تموم می شه! در حالیکه بسان آن افرادی که از دور آب را در کویر می بینن خوشحال راه میفتن با سراب مواجه می گردن بودیم ناگهان چشممان به گزینه try!خورد وهمانا که آدمی از تلاش خسته نمی شود!بالافاصله try را فشار داده وهمزمان با آن خود نیز برای بیشتر تحت تاثیر قرار دادن نرم افزار محترم!no no try please please می گفتیم که دیدم این نرم افزار تحت تاثیر قرار گرفته وگوله گوله اشک می ریزد وناگهان فایل ما را تبدیل می کند ومی گوید برو نمی خواد یک ریال هم بدی! بعله بعله کی گفت نرم افزار دل نداره! بعدنوشت:این پست رو چندین وقت پیش نوشته بودم چند روز بعدش خواستیم دوباره کانورت کنیم دیدیم فایلمان فقط چند ثانیه اش تبدیل شد.بله دوستان این روزها دیگه هیچ چیزی جنبه تعریف کردن نداره.برگشته به ما می گه یکبار پول ندادی کانورت کردی دو بار پول ندادی کانورت کردی اینبار پول می دی کانورت می کنی. دوستان این پرشین گاهی تعداد نظرات را به طرز فاحشی اشتباه می گوید گاهی هم نظرات را نشان نمی دهد گاهی هم قسمت نظرات را باز نمی کندَ گاهی خودش هم باز نمی شود خلاصه اینکه همه چی آرومه من چقدر خوشحالم. پ.ن:عذرا جان ما همچنان منتظریم دوست خوبم |
|
| من وخاطرات ماه رمضونی |
| ساعت ۸:۱٥ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۱ کلمات کلیدی: دانشجویی ،همینطوری نوشت! |
|
سلام.بله بله ماه رمضون اومد.ماه روزه داری هم روزه چشم هم زبان هم .....ولی خودمونیما ماه رمضون غذاها بدجوری به آدم چشمک می زنه.اون زولبیا بامیه اون..... این ماه همه چیزش قشنگه هست حتی غذاهاش!انگار نه انگار این غذاها رو قبلنا هم می خوردی اینقده می چسبه! اونهایی که تو جای دیگه ای غریبن حالا یا دانشجو هستن یا هر موضوع دیگه می تونن حس منو درک کنن.یادش بخیر اون قبلنا که دانشجو نبودیم در پیش خانواده عزیز تر از جانمان ماه رمضون صفای دیگه ای داشت یادم هست اون موقع ها دیگه هر چی دم دستم بود روی زنگ میذاشتم مبادا سحر خواب بمونم! الان از موقعی که دانشجو شدم بجز یکبار یادم نمیاد ماه رمضون خونه بوده باشم!حتی الان هم که خیلی از دانشجوها رفتن تعطیلات ما هستیم در خدمت بشریت! اولین ماه رمضون دانشجویی همون سال اول بود اگر اشتباه نکنم خلاصه اون موقع ها که یانگوم باید جلوم تعظیم می کرد بخاطر آشپزیم:دی تصمیم گرفتم فرنی بپزم اصلا ماه رمضون بدون فرنی وشله زرد نمی شد که!خلاصه دستور پخت رو تلفنی گرفتم وشروع نمودم!آقا ما این شیر رو ریختیم آرد رو هم همون طور که تصور می نمودیم ولی چشمتون روز بد نبینه ما هرچه این فرنی رو بیشتر هم می زدیم احساس می کردیم الآناست که قاشق بشکنه دیگه در حالی که فکر می کردیم نه یک دانشجوی پزشکی اصلا نگران نباش درست می شه واینا! ماه رمضون رو دوست دارم خیلی زیاد یکی از اینا بپزه برای منم بیاره!
آش رشته گفتیم نحوه پختنش هم رسید!این هم دستور پختش. پ.ن:نظرات رو هم جواب خواهم داد مطمئن باشید! |
|
| این گربه های جهش یافته!+کنکور |
| ساعت ٧:۳۸ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٠ کلمات کلیدی: همینطوری نوشت! |
|
سلام.خوبین؟با گرما چه می کنین؟ دقت کردین؟قدیما وقتی یک گربه طرفت میومد یک پیشت :دی می کردی دو پا داشت ده تا هم قرض می کرد فرار می کرد حالا یک گربه طرفت میاد پیشت عجب دوره وزمونه ای شده گربه هم گربه های قدیم! ************************** اینجا عقربه ها روی هر دقیقه، سال ها می مانند اینجا زمان متوقف شده، اینجا پشت درب های محل برگزاری کنکور! یک خسته نباشید به والدین همه بچه های کنکوری وبه امید موفقیت همه بچه های کنکوری یک توصیه فقط می کنم واون اینکه به هیچ وجه شب کنکور درس نخونین.ودیگه اینکه سرجلسه کنکور فقط به همون سوالی که روش هستین فکر کنین از اون آگهی بازرگانی نذارین به ذهنتون بیاد! |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : خواستم بگویم که کیستم... دیدم نگفتن بهتراست !... چه سود آنکه با من نمی ماند، همان بهتر که نشناسد...مرا... ... آنکس که می ماند، خود, خواهد شناخت ############################ من یک دانشجوی پزشکی ام 24 سالمه واینترن هستم.هر چه که لازم هست شما درباره این وبلاگ بدونین وبرخی سوالات دوستان درباره وبلاگ رو پاسخ دادم.لطفا این صفحه رو بخونین.مرسی http://manopezeshki.persianblog.ir /page/manoveblag درضمن پیشنهاد می کنم از وبلاگ گروهی آموزشی بیمارستان مجازی هم دیدن کنین. http://bimarestan-majazi.persianblog.ir/ پروفایل مدیر : یک دانشجوی پزشکی |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| امکانات جانبی |
می خواستم یه پستی واسه سه سالگی وبلاگم بنویسم اما از بیوقتی نشد من همیشه گفتم دیگه حالا هرکس دلیلی واسه ادامه کارش داره من دلیلم خواننده های وبلاگ هست وگرنه دروغ چرا من اهل واسه خودم نوشتن نیستم
به هر حال به نظرم مدت وبلاگنویسی افتخار نیست یکی ممکنه دو روز باشه شروع کرده باشه از من سه سال نویس بهتر بنویسه ولی خوب دیگه عمر زود می گذره حتی عمر وبلاگنویسی
چند وقت پیش می خواستم یک نرم افزار دانلود کنم که فایل فلش پلیر رو به فایلی تبدیل کنه که تو مدیا پلیر کار کنه!خلاصه کل سی دی واینترنت رو جستجو نمودیم که شکر خدا همه پولی بودند.(خب خیالم راحت شد
) تا اینکه ناگهان چشممان به کلمه free خورد وبلافاصله نرم افزاری که دقیقا چیزی که من می خواستم بود رو دانلود کردم وهمانا در حالی که بسی خوشحال بودیم خواستیم کلید convert (تبدیل) رو بزنیم مشاهده نمودیم یک صفحه ای باز شده که با دل خجسته ای! نوشته اگر می خواهی کانورت کنی بپردازی از جیب مبارک مقداری money!



با کلی ذوق بیدار می شدم می دونی خیلی جالب بود برام تو بچگی اون دعای زیبای سحر اون عجله که زود سحری بخور الان وقت تموم می شه!یادمه اون موقع ها که بچه بودم یک مدت طول می کشید تا به ماه رمضون عادت کنم!بعضی اوقات صبح بلند می شدم پی صبحونه بعد یادم میفتاد ا روزه ام!البته بماند که معمولا تا خود اذان مغرب می خوابیدم!خلاصه یاد اون موقع که دسته جمعی بلند می شدیم وغذاهای افطار خوشمزه مادرجانمان که کلی قربون صدقه می رفت بخوریم بخیر!حالا بماند که جای یک غذا دوبار غذا می خوردیم به هر حال یکیش افطار بود یکیش شام دیگه!والا!
البته اینم نمی تونم منکر بشم هزاری اگر غذای خوشمزه بپزم حتی هزارتاش رو به یک غذای مامانم نمی دم!
خلاصه اینکه الان خیلی معلومه من دوست داشتم ماه رمضون خونه باشم نه؟!
برای دوست داشتن دنبال دلیل نگردد به دلت رجوع کن دلیلش رو بهت می گه!

خوش بحال اونایی که الان امتحان ندارن تو تعطیلاتن.ما که اصلا تعطیلات نداریم تازه امتحانمون هم تموم نمی شه،تازه تو این گرما هم باید بریم بیمارستان هم کلاس تئوری داریم هم امتحان!
(البته بچه های ریاضی امروز کنکور رو دادن ولی خب کنکور هنوز هست دیگه!
