
تو به من خندیدی
ونمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
وتو رفتی وهنوز،
سال ها هست که در گوش من آرام
آرام
خش خش گام تو تکرارکنان
می دهد آزارم
ومن اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا،
-خانه کوچک ما
سیب نداشت
پ.ن:به درخواست دوستان، نام شاعر، حمید مصدق می باشد
بی ربط:شخصی خانه ای به کرایه گرفته بود.چوب های سقفش بسیار صدا می کرد.به خداوند خانه،از بهر مرمت آن سخن بگشاد.
پاسخ داد که چوب های سقف،ذکر خداوند می کنند.گفت:نیک است اما می ترسم این ذکر،منجر به سجده شود!
در خواست نویسنده وبلاگ از برخی دوستان وبلاگ نویس :مدتی است در وبلاگهای سیا...سی می بینیم پست نحوه ایجاد گوگل ریدرمان رو لینک کرده اند البته با عنوان چگونه از فی..ل...... رد شیم!!البته می دانیم راههای زیادی در نحوه استفاده از گوگل ریدر هست! ضمن تشکر از دوستان گرامی بابت لینک.دوستان گرامی لطفا با این عنوان ما رو لینک نفرمایید!چون قصد ما از گذاشتن چنین پستی این کار نبوده است.(از جانمان که سیر نشده ایم!)اگر افتخار می دهید واین پست گوگل ریدرمان را رو لینک می کنیدضمن تشکر از شماما را با همان عنوان نحوه ایجاد گوگل ریدر لینک نمایید.ممنونم 
بعدنوشت:این وبلاگ بزودی بروز می شود.
بعدترنوشت!:پست جدید گذاشته شد