حلقه گمشده جامعه پزشکی و........
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٢   کلمات کلیدی: وبلاگی ،درد ودل ،پزشکی

سلام.بهمگی.امروز روز خوبی نبود برام بیخیال.قرار بود پست خاطرات پزشکی پست بعدی باشه ولی بذارین بمونه واسه هفته بعد.باشه؟

روز اولی که وارد دنیای مجازی شدم نمی گم هدف نداشتم داشتم ولی هدف دراز مدت بود حالا چی بود بماند قبل از اینکه وبلاگنویس بشم وبلاگ بچه ها رو می خوندم فقط پزشکی نه! کلی بود دیگه. مخصوصا سال بالاتر از خودم ها که بعد از وبلاگنویس شدن هم هنوز با بعضی هاشون وبلاگهای همدیگه رو می خونیم وبلاگنویس که شدم خوب دوست داشتم با همه ارتباط خوبی داشته باشم چه پزشک چه غیر پزشک چه سال بالایی چه سال پایینی می دونین بین ورودی ما به بعد خیلی سال بالایی پایینی معنی نداره نمی دونم ماها چون فاصله سنی مون کمتره هیچ وقت به چشم سال بالایی سال پایینی همدیگه رو نگاه نکردیم.برامون این مرز بندی ها نبود وقتی وارد دنیای مجازی شدم دلم می خواست هم دوستای پزشک داشته باشم هم غیر پزشک می دونین دنیای حقیقی من اینطوریه.من هیچ وقت از کسی نپرسیدم رشته اش چیه یا هرچی کلا اهل سوال شخصی پرسیدن نیستم مگر اینکه خود اون فرد اجازه بده یا بگه.شاید تو دنیای مجازی هم این رو دوستان نزدیک متوجه شده باشن. برای همین سعی کردم ومی کنم چه تو دنیای واقعی چه مجازی با همه خوب باشم چه کم سن چه با سن زیاد چه پزشک چه غیر پزشک.ولی یه چیزی هم دوست داشتم دست کم بین بچه های پزشکی باشه اینکه هممون صرف نظر مقطعی که هستیم بیایم وبلاگهای همو بخونیم تجربیاتمون رو بهمدیگه منتقل کنیم.در مورد بچه های هم سن یا سال پایین تر از من همیشه بوده ولی بچه های سال بالاتر مخصوصا دیگه مقاطع خیلی بالاتر خیلی کم بوده البته هستن ومی تونم نام ببرم دوستان متخصص رزیدنت وپزشکی که لطف می کنن وبلاگم رو می خونن یا وبلاگ خیلی از بچه ها دانشجوی پزشکی رو.می دونین اون موقع ها که دوره علوم پایه پزشکی بودم وقتی وبلاگ دوستان اکسترن وخاطراتشون رو می خوندم برام جالب بود می گفتم یعنی میشه منم اکسترن شم؟!من بعد این مدت می دونم اغلب خواننده هام حالا همه رو نمیشه پیش بینی کرد بعد خوندن خاطراتم پستهام چه حسی بهشون دست می ده دوست داشتم هنوز هم مثل قبل از وبلاگنویسیم بود دوستان مقاطع بالاتر مشارکت بیشتری داشتن  باید قبول کنیم این حلقه کامل نشده نمی دونم شاید یه چیزی این وسط هست که دو طرف نمی تونن اونطور که باید وشاید اون همبستگی رو داشته باشن شاید تفاوت سنی شاید نوع تفکرات فرق داره.شاید اونها یک نوع دیگه پستها رو می پسندن.وقتی که رفته به رفته کمتر می شه.نمی دونم....

ولی دوست داشتم نه توقع.دوست داشتم اولا بین همه دوستان چه پزشک چه غیر پزشک این موضوع وجود داشت دوما بین دوستان پزشک ودانشجوی پزشکی این همبستگی بود این خوندن وبلاگهای همدیگه راهنمایی کردن بزرگترها به کوچکترها.می دونین همونطور که من به دوستی که در مقطع پایین تر از من هست راهنمایی می کنم دلم می خواد دوستان سال بالاتر این لطف در حق من کنن وبقیه در .... واین زنجیر این حلقه ما محکم محکمتر می شد  واین حلقه دیگه کل رشته ها رو می گرفت .طوریکه یکهو به خودمون میومدیم می دیدیم یک وبلاگ رو جمع زیادی از دوستان صرف نظر از رشته، سن ،با هم ،کنار هم می خونن

پ.ن:بی خیال!این روزها دونستم که من اصولا بهتره بلند پروازی نکنم.افسوس وقتی کسی که پزشک هست به دیگری می گه تو یک دانشجوی پزشکی هستی و نمی تونی سرماخوردگی رو هم تشخیص بدی ویادش می ره خودش هم یک روزی دانشجوی پزشکی بوده ویادش می ره این دانشجوی پزشکی هم روزی اگر عمری باشه پزشک می شه وقتی ما هنوز نمی تونیم حرفهای همدیگه رو درک کنیم. فکر کنم زیادی خیالاتیم که فکر می کنم می تونیم این حلقه رو کامل کنیم.خوشحالم دوستان پزشک ومتخصصی دارم تو دنیای مجازی وواقعی که خیلی خوبن وهر وقت پزشکان مثل پزشک جمله مورد نظر حرفی می زنن همیشه می گم پزشکها،متخصصین خوب زیادی داریم که رفتارشون با دانشجوهای پزشکی چنان خوب هست که رفتار بعضیها از یاد آدم بره.

یک مطلبی هم بگم همه ما بچه بودیم مدرسه رفتیم ابتدایی راهنمایی.... دانشگاه ولی نمی دونم چرا بعضی اوقات یادمون می ره این مسیر رو ما هم رفتیم ما هم یه شبه به جایگاه الآنمون حالا هر چی که هست نرسیدیم.زحمت کشیدیم پس برای زحمت دیگران هم ارزش قائل شیم.

پ.ن:من نمی گم این ارتباط وهمکاری پزشکها ودانشجویان پزشکی اصلا نیست که هست وخیلی خوبه ولی من دوست داشتم بهتر از این بود چون می دونم که می تونست باشه امیدوارم در آینده باشه.نمی دونم این حرفها رو واسه چی زدم.بی خیال خواستیم که گفته باشیم

شاید بعضی از دوستان بیان بگن تو یک جای عموم این حرفها رو نباید می زدی.ولی خوب من خواننده های وبلاگم رو صرف نظر ازسن ،رشته شون دوست دارم و وبلاگم رو به هر جای دیگه این دنیای مجازی ترجیح می دم.نظرات رو بستم.چون یه حرفی بود که دلم می خواست بزنم.همین.با این حال خواستین تو پستهای قبلی نظر بدین.درمورد بچه های پزشکی بد نگینا.من خودم دانشجوی پزشکی امزبانالبته من خواننده های فهیم وبلاگم رو خوب می شناسم.فدای همگی.شب بخیر.

جزء تموم شده ولی اگر دوستی  واقعا علاقه منده شرکت کنه.اعلام کنه من طبق حرفی که قبلا زدم توافقی با بعضی دوستان جزء های انتخابی شون رو نصف می کنم.نظرات رو هم به تدریج جواب می دم تا هفته بعد.

بعدترنوشت!:خوب دیگه پیش بینیمون درست از آب در نیومد.همچنان شکیبا باشین به هر حال این هفته حالا روزش معلوم نیست بروز می کنیم:دی خجالت