فسفید یا زجر(از خاطرات کشیک اینترنی بخش داخلی)
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٧   کلمات کلیدی: خاطرات بخش داخلی-مسمومیت ،خاطرات کشیک اینترنی بخش داخلی

پست ناراحت کننده

اینجا بخش مسمومیت هست تو این بخش همه نوع مریضی با هر نوع مسمومیت پیدا میشه.من هیچ وقت به رو خودم نیاوردم وقتی همراه مریض می گه بچه کلی قرص رو ریخته بود تو لیوان فلانی اشتباهی خورده به رو خودم نیاوردم که یعنی رنگ آب تغییر نکرده بود مزه اش تغییر نکرده بود اصلا یه بچه .... اصلا به ما ربطی نداره!

از بین مسمومیتها یکیش مو به تن آدم سیخ می کنه اصلا وقتی می گن مریض با فلان مسمومیت اومد یعنی وااای امشب چه شبی می شه!نگرانمسمومیت با فسفید از اون مسمومیت هاست البته ما اسمش رو میذاریم مسمومیت ولی بیش از نود درصد خودکشی بودن خودکشی هایی که نه ما پرسیدیم واسه چی نه می پرسیم ولی تجربه به ما ثابت کرده معمولا موضوع خاصی هم نیست یه دعوای خانوادگی یا .... مریض های خودکشی با فسفید درسته اسمش رو میذاریم خودکشی ولی بعضی هاشون واقعا قصد خودکشی ندارن بعضی هاشون قصدش رو دارن اما وقتی می خورن بعدش پشیمون می شن بعضی ها همین که می خورن پشیمون می شن اما

خیلی هاشون شاید نمی دونن فسفید شوخی بردار نیست شما اگر با تفنگ به مغزت شلیک کنی شاید زنده بمونی اما با فسفید احتمالش کمه.اونهایی هم که اگه زنده بمونن باید واقعا روزی صدهزار بار از خدا تشکر کنن که زنده ان!

خودکشی با فسفید از شکنجه هم بدتره.همیشه تلخ ترین خاطره ها رو واسه پزشکها وپرستارا میذاره.مریض هایی که اکثرا با پای خودشون میان.

progress note مریض های فسفیدی سیر بهبودی بیماری نیست سیر پیشرفت بیماری هست سیر قدم به قدم نزدیک شدن به مرگ.فسفید نامرده همراه ها فکر می کنن حال مریض بهتره اما هیچ کس به اندازه پرستار ها وپزشکها نمی دونه خودکشی کنندگان با فسفید یهو می رن یهو کد می خورن درست وقتی که داری امیدوار می شی

تو کشیک پنج شنبه شب بخش مسمومیت واسه من بود من همه نوع مریضی داشتم حتی یکبار مریض فسفید که البته شانس آورده بود قرصه از تاثیرش گذشته بود(البته دچار توهم بینایی شده بود) ولی پنج شنبه شب همزمان دو تا مریض مسمومیت با فسفید داشتم با دوستم.البته اول مریض ها اورژانس بودن بعد که اقدامات رو انجام داده بودن بعدا اومده بودن بخش مسمومیت دو تا خانوم بودن یکیش یه خانوم سی وخورده ای ساله با دو تا بچه که ظاهرا یه .. ساعت بعد خوردن استفراغ رو القا می کنه بعد میاد بیمارستان دومیش هم یه خانوم 26 ساله با یه بچه که به محض اینکه می خوره پشیمون می شه قرص رو بالا میاره

اول خانوم سی وخورده ای ساله رو آورده بودن بخش.رفتم دیدمش تمیز،خوش پوش. خوب بود از نظر هشیاری.حرف می زد اسمش رو می تونست بگه.ضربان قلبش خیلی بالا بود وطبیعتا فشارش پایین که طوری که به زحمت با نبض می گرفتم ویزیت هر سی دقیقه اینترن داشت با اینکه من ودوستم یه بخش دیگه هم داشتیم اما بخاطر نوع خودکشی حتی زودتر از 30 دقیقه مریض رو می دیدیم کلا دو بخش رو هر دقیقه ساپورت می کردیم شهید شدیم ولی انجامش می دادیم.بعدش خانوم 26 ساله رو آوردن رنگ پریده بدحال طوری که من دیدمش گفتم این مریض تا یک ساعت دیگه کد نخوره خوبهنگران

فشارش خوب بود هر دو مریض مانیتورینگ قلبی واکسیمتری داشتن  من ودوستام ویزیتشون می کردیم من مریض ارگانوفسفره دیده بودم فسفید رو هم شنیده بودم می دونستم فسفید  نامرده به حال مریض نیست مریض یهو بدحال میشه یهو می ره.دوستم رفته بود مریض رو ویزیت کنه می گفت خانومه سی ... فهمیده خودشم  می گفت زنده می مونم؟تو رو خدا نذارین بمیرم بچه هام چی می شن.تو بخش مسمومیت بودم خانوم سی وخورده ای بدحال شد واقعا یهو بدحال.تا همون چند لحظه قبل هشیار بود سوال می پرسیدی جواب می داد کد اعلام کردم شروع کردیم به احیا ریتم قلبیش حتی تو مانیتور هم دیده نمی شد پالس که ... لوله  گذاشتیم آتروپین ماساژ همراه هاش داشتن خودشونو می کشتن من وپرستارا همه نوبتی ماساژمی دادیم رزیدنت ماساژ می داد همه با جون ودل یادم نیست یک ساعت یا بیشتر بالا سرش بودیم ولی برنگشت که نگشت این وسط دوستمم که تا بحال مریضش کد نخورده بود هم داشت گریه می کرد.نگران دوستم هم بودم.مریض برنگشت برنگشت از در اورژانس تا بخش کلی تلاش واسه بهبودی حال مریض ولی ...........

لعنت به فسفید.بی وجدانن اونهایی که بدون اینکه بپرسن یه نفر فسفید رو واسه چی می خواد در اختیارش میذارن

مریض فسفید دوم رو دیدم تا صبح فکر می کردم الآن کد می خوره با اینکه ویزیتش هر سه ساعت یکبار بود اما من ودوستم زودتر می دیدیم مریض رو.هر بار تلفن زنگ می خورد قلبمون می ریخت فکر می کردیم حالش بده.صبحی رفته بودم فشارش خوب بود ولی هنوز رنگ پریده بیحال همراهش پرسید حالش چطوره.نمی دونستم چی بگم.ولی می دونستم نه نمی تونم امیدوار باشم حالش خوب میشه.نمی دونم بعدش چی شد کد خورد یا زنده موند ولی پشیمونی تو نگاه مریض های فسفیدی همیشه هست.اما پشیمونی فایده اش چیه وقتی زیر خروارها خاک بری.ای کاش فسفیدی نبود ای کاش خودکشی نبود.بیچاره همراه های بهت زده وگریان وماها که سرنوشت غم انگیز بعضی ها رو می بینیم با همه تلاشمون.


پ.ن:یکی از رزیدنت ها می گفت در خطرناک بودن فسفید همین بس که طرف همین که تو دهانش بذاره هم احتمال داره بمیره.ضمن اینکه اگر مریض فسفیدی استفراغ کنه حتی استنشاق فسفید ریخته شده روی زمین توسط اونهایی که تو بیمارستانن همراه ها هم می تونه کشنده باشه/عذر می خوام از این پست ولی حرفهای تلخ رو باید زد شاید از تلخی این حرفها یه نفر کمتر خانواده اش رو سیاه پوش کنه

پ.ن:فردا کشیک بخشم تا ظهر روتیشن اورژانسم تا دو هفته(خواهیم مردزبان)وقت شد واستون درباره اورژانس داخلی هم می نویسم


 
واقعــــــا؟!:دی (خاطره بخش ...مسمومیت)
ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳۱   کلمات کلیدی: خاطرات بخش داخلی-مسمومیت

مریض یه دختر جوونیه  بهم می گه من چند بسته از فلان قرص ها رو با هم خوردم!از دسته داروهای روانپزشکی.بهش می گم اولین بار خود کشی کردی؟می گه من خودکشی نکردم که!من فقط چند بسته قرص رو با هم خوردم!

 یه مریضی بود چند تا قرص رو که الآن یادم نیست چی بود رو با هم خورده بود داشت تعریف می کرد واسه مریض کناری.که آره یک دفعه عصبانی شدم شیشه های خونه رو آوردم پایینو و.... بعد دکتر اومد به دکتر برگشته می گه دکتر من احساس می کنم الآن آروم نیستما!!

تصور کنید در جنگل در حال قدم زدن هستین بعد یکهو یه چی می چسبه به گردنتون تا سرتون بر می گردونین می بنین یک مار کبری در حال رفتنه!بعله بعله کی گفت تو ایران مار کبری پیدا نمیشه؟!شیطان

یک چند تا حرفم بزن قرص های روانپزشکی برای مریضش با تجویز پزشک خوبه ولی  زیاد خوردنش خطرناک هست شدید حتی بعضی از دسته داروهاش همون چند عددش هم خطرناکه.خلاصه اینکه برای وانمود کردن به خودکشی اصلا راه خوبی نیستن.تازه زیاد از حد خوردنش باعث می شه تا مدتها عوارض رهاتون نکنه!از ما گفتن بود.اصلا خودکشی چیه آخه!!

در مورد نیش زدن مار سعی کنین اون قسمت رو از یک خورده بالاتر از محل نیش زدگی ببندین وخلاصه زود ببرین دکتر

فردا روز پزشک هست من این روز رو به پزشکان محترم ایران زمین تبریک می گم.مخصوصا دوستان خودممژه

بیمارستان مجازی  بروز شد

خودمونی نوشت:می گما می ترسم من زود بروز می کنم بدعادت شین شماهازبان دقت کردین آدم وقتی کلی کار سرش ریخته درس هم داره بیشتر حس بروز کردن وبلاگ دارهزبان

دوستانی که تو ختم قرآن شرکت کردن کم مونده به عید فطرها!از دوستانی که جزئشون رو تموم نکردن کسی هم بخواد جزئش رو با یکی از بچه ها قسمت کنه.ثواب داره ها!