خواسته آخر ماه رمضونی:دی
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸   کلمات کلیدی: روزنوشت ،خاطرات بخش ارتوپدی

 خدایا خودت می دانی فردا عید نباشه ما مجبوریم اینهمه راه رو برگردیم!!!خدا رو خوش میاد آخه!گناه دارم:دینگران خداجون فردا عید باشه.پلیزقلبزبان

بعدنوشت:هورررررررررررا فردا عیدههورا

پ.ن:کامپیوترم دچار مشکل شده واز اونجایی که برای اومدن به نت باید اول کامپیوتر داشت  خلاصه گفتم در جریان باشید که این چند روزه سخت بتونم بیام نت.دوما فردا عیده  شما هایی که تو ختم قرآن شرکت کردین فقط همین امشب رو فرصت دارین.پس زودتر تموم کنین لطفا.سوم اینکه پست خاطراتی رو تو همین هفته می نویسم میذارم چهارم اینکه بخاطر مشکلی که گفتم نشد نظرات رو جواب بدم وهمینطور پستها رو نظر بذارم والبته رمز رو به دوستان بدم.خسته نباشم کلازبانخجالت

وآخر اینکه عید رو پیشاپیش به تک تک دوستان عزیزم از جمله لینکهای عزیزم خواننده های گلم وهمه دوستان تبریک عرض می کنم امیدوارم عید بهتون حسابی خوش بگذرهقلب

تعطیلات هم که زیاد شده خدا زیادترش کنه.بلند بگو آمیـــــــنزبان                                    

بعدنوشت:سلام واقعا به سختی اومدم نت!اینهمه سختی اومدن به نت فقط برای این بود که خدمت دوستان عزیز عرض کنم که این هفته نمی تونم پست خاطراتی بنویسم پس منتظر نمونین.اگر زنده بودیم:دی هفته بعد می نویسم قول نمی تونم بدم ولی تلاشمو می کنم احتمالا اواخر هفته بعد.مراقب خودتون باشین.دوستتون دارم.خوبی بدی دیدین حلال کنین.خداحافظ.بر می گردما:دی

 بعدترنوشت:این هفته پست نمیذارم.منتظر نمونین.هرچند به نفع خودتون هست این هفته از من پست نخونین!افسوسناراحت

در ضمن برای درست شدن گوگل ریدر کدها رو از نو بگیرید واز نو کد بسازید


 
خاطرات ارتوپدی قسمت دوم!+توضیح
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧   کلمات کلیدی: خاطرات بخش ارتوپدی

سلام بر تمامی خوانندگان این وبلاگمژهاز آخرین باری که پست گذاشتم میگذرم بعضی دوستان گفتن کجایی بیا دیگه!عصبانی(این چهره دوستان بعد از دیدن زود زود بروز کردن من هستا!زبان)راست هم می گن اسم این وبلاگ رو دیگه باید ماهنامه گذاشت!زبان  خوب دیگه بعد اینهمه مدت خوندن وبلاگ کسی که دانشجوی پزشکیه دیگه باید بدونین دیگه وقت لاموجود.واما بخش ارتوپدی

1-از مادر یک بچه پرسیدم بچه که دچار تنگی نفس نشده؟راحت نفس می کشه؟ مادر به بچهه می گه:خوب نفسی می کشی؟؟بچه 5-6 ساله یک چندتا نفس عمیق!می کشه(دم-بازدم عمیق)بعد فکر می کنه می گه:نچ!!تعجب

2-یک بیمار بود با شکستگی ساعد راست(دیستال رادیوس)  ازش پرسیم چی شد دستتون شکست؟گفت از پله ها افتادم قبلا هم یکبار عمل کردم اون موقع دستم شکسته بود.گفتم کدوم دست؟گفت:همین.گفتم اون موقع برای چی شکست.گفت:اون موقع هم از پله ها افتاده بودم!!هیپنوتیزم

3-مریض:یک دختر کوچولوی نااز.استاد به مادره:چه مشکلی داره؟مادره:پاهاش X هست!به صورت x راه می ره!!(منظورش این بوده که پاش رو به داخل میذاره وراه می ره!آخ)

4-بدشانسی:یک مریض بود تصادف کرده بود همه جاش سالم بود فقط یک مشکل داشت!شکستگی آرنج وخرد شدگی اوله کرانون(به زبان عامیانه اون استخون زیر آرنج رو حس می کنین؟همون!این از شکستگی های بد ارتوپدی هست)

5-استاد به مریض:سیگار می کشی؟مریض:نه مسکن می خورم ،نه سیگار می کشم،نه م... ،نه ت........ نه می خواست ادامه بده که استاد:خب بسه دیگه فهمیدم!تعجبنگران

پیشنهادی:سوریه نامه  /دوئل(خاطره غمگین پزشکی)

توضیح درباره پاسخدهی به نظرات:راستش چون وقتم از این به بعد خیلی کمتر از قبل می شه و واقعا مجبور هستم که از این به بعد به صورت گزینشی به نظرات جواب بدم و واقعا شرمنده ام که نمی تونم به همه نظرات جواب بدم.خجالتاما نحوه پاسخ دادن از این پست به بعد به نظرات!

1-نظراتی که سوالی پرسیده باشن ویا خودم بنا به ضرورت احساس کنم اون نظر احتیاج به جواب دادن داره ویا لازمه من توضیحی بدم.

2-نظراتی که نویسنده اون نظر وبلاگی نداره ویا وبلاگش غیرفعال هست طبیعتا دوستانی که وبلاگ دارن من به وبلاگشون سر خواهم زد چه لینکم باشند چه لینکم نباشند

3-دوستانی که تمایل دارن یا می خوان من حتما به نظرشون جواب بدم هم می تونن در نظرشون قید کنن که جواب بدم

 چون وقت کم هست ترجیح می دم اولویت بر وبلاگنویسی وخوندن وبلاگهای دوستان ونظر دادن تو پستهاشون بذارم فکر کنم اینطور بهتر باشه.باز هم شرمنده از تک تک دوستان.امیدوارم من رو درک کنین.خجالت

پ.ن:قرار بود پست کوتاه بشه!خب کوتاهه دیگه یک خورده این توضیح طولانیش کرد اون هم حاشیه پست هست دیگه!زبان


 
خاطرات ارتوپدی!+گوگل ریدر وکد وبگذار در پرشین+نظر سنجی
ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٤   کلمات کلیدی: خاطرات بخش ارتوپدی

سلااااااام!زبان خوبین؟قصد داشتم یک پست غیر خاطراتی بنویسم ولی از اونجایی که احتمالا خیلی هاتون منتظر بقیه خاطرات هستین من هم دیگه بقیش  رو می نویسم!

دینگ دینگ(تیتراژ آغازین:دی)

خاطرات ارتوپدی قسمت دوم!

بعد از اینکه تخت ها وکنفرانس ها و.... رو تقسیم کردیم و ......می ریم که از مریض ها شرح حال بگیریم وارد بخش می شیم یه نیگاه کلی می کنیم اکثرا مریض ها دست یا پای گچ گرفته بعضی ها هم این دست وپاشون با استفاده از میله هایی ثابت شده(نخندین خودتون همون روز اول به اونا چی می گفتین خوب شبیه میله هست دیگه!زبان)

بعله اولین شرح حال های هر بخش خیلی دیدنی هست!فکر کن!اول بخش باشی اون هم ارتوپدی که اصلا تو هیچ دوره ای نخوندی فقط یکبار آناتومیش رو اوووه اندی سال قبل خوندی.حالا واردش شدی هنوز نمی دونی چی به چیه می ری شرح حال.من توصیه می کنم شرح حال روز اول بخش رو پیشتون نگه دارین بعدا که بخش رو تموم کردین کلی به اولین شرح حالتون می خندین!خنده

حالا می ریم سر خاطرات:دی

1-از دور یک عدد دختر بچه 3 ساله روی تخت که یکی از استخوان های ساق پاش(تیبیا) شکسته بود می ریم که شرح حال بگیریم.بچه یک نیگاه به ما وبعداین صدای جیغه بچه بود جیغش چنان بود که ما هم ترسیدیم!فریاد می زد نیااااا جلو نیااا جلو.حالا نه اینکه من می خواستم برم جلو!!من هم تصمیم گرفتم از روانشناسی استفاده کنم با بچه  دوست بشم واز این صوبتا.بهش خیلی مهربانانه گفتم چرا از پزشک ها می ترسی؟ترس نداره که.شاید خودتم یک روزی پزشک شدیچشمک خلاصه بعد از شنیدن سخنان مهربانانه ما بچه همچین تحت تاثیر قرار گرفت.جیغ هاش بیشتر شد!

2-کی گفت بیمار ها اطلاعات پزشکی شون کمه؟

رفتم از مریض شرح حال بگیرم.

مریض:خانوم دکتر بنویس من برای فشار داروی فلان با فلان درصد با فلان دوز می خورمتعجب

نه من مطمئنم هیچ رشته مرتبطی با ما نبود نمی خواد بپرسین.در دنیایی که مریض ها حتی اسم دارو که هیچی دکترشون رو یادشون نیست نباید تعجب کنیم؟

3-یک سرباز اومده بود انگشتش در رفته بود به دکتر گفت:برام ده روز مرخصی بنویس!دکتر:برای چی ده روز مرخصی بنویسم؟؟مریض:آخه الآن دیگه نمی تونم تفنگ تو دستم بگیرم!

4- یک مریض بود تو پرونده اش نوشته بودن دیالیزی.ولی گفتم از خودش هم بپرسم.

به مریض می گم:کلیه ات مشکلی نداره؟می گه:من نمی دونم تو باید بگی؟ می گم تابحال بهت خون دادن یا خونتو عوض کردن؟می گه:من نمی دونم شما باید بگی! می گم اینجا نوشته مثل اینکه کلیه ات خوب کار نمی کنه.می گه آره دیگه پس فکر کردی برای چی اینجا بستری شدم! می گم شما بخاطر تصادف اینجا بستری شدی پاتون شکسته!گریه(البته من فکر کنم چون سنشون زیاد بود شرح حالشون رو خوب نمی دادن)

5-وآخرین خاطره برای این پست!

یک مادر با یک بچه خوابیده تو بغل

مادر:دکتر این بچه موقع راه رفتن پاش رو می کشه! دکتر:خوب باید راه بره منم ببینم.

مادر:خوابیده   دکتر:نمیشه که منم باید راه رفتنش رو ببینم.

مامانه بچه خوابیده رو همینطور میذاره روی زمین.صداش می کنه.مثلا! سارا سارا راه برو!!بچهه:بیدار شده هاج واج با گریه، داره خودشو می کشه،بزور!یک قدم راه می ره!

بچهه هاج وواج وگریان!وما متعجب تر از بچهه از روش بیدار کردن مامانه!!

توجه:همینطور که می بینین گوگل ریدر ما با فدا کردن قالب درست شد.کی فکرشو می کرد دوباره همین قالب رو بذاریم!!

گوگل ریدر در پرشین:برای دوستان پرشنی که احیانا کد گوگل ریدر وکد وبگذار شون دیده نمی شه.من چندین قالب از چند سایت رو امتحان کردم دیدم روی اونها کار نکرد.ظاهرا پرشین فقط این کار رو برای قالبهای خودش فعال کرده.کد گوگل ریدر وکد وبگذار رو اگر دارین در قسمت کدهای اختصاصی کاربر فقط! قرار بدین.یادتون باشه اول یکی از قالبهای پرشین رو انتخاب کنید!مشکل برطرف می شه!

نظر سنجی:قرار هست صفحات جدیدی به وبلاگ اضافه شه.این نظر سنجی درباره یکی از اون صفحات هست!

از اونجایی که برخی دوستان علاقه ای به خوندن مطالب پزشکی علمی ندارن من ترجیح دادم این قسمت رو به صورت صفحه جدید ایجاد کنم. البته صفحه جدید تو همین بلاگ.همزمان با مرور خاطرات هر بخش  تو صفحه ای که بعدا بهتون می گم برخی از بیماری هایی که به هر دلیلی ضرورت داره بدونین رو به صورت خلاصه ودر حدی که بچه های غیر پزشکی هم بتونن استفاده کنن وهمراه با تصویر واحتمالا فیلم و......... رو تو صفحه مربوط به اون بخش خواهم نوشت.بی تعارف بگین:علاقه ای دارین به خوندنش؟رک وراست! بنویسم یا نه؟

سوال:دوست دارم قسمت می پسندم رو حذف کنم چون به هر حال نظرات بازه و هرکسی دلش بخواد می تونه نظر بده واحتیاجی به این قسمت نیست.چطور حذفش کنم؟سوال

-دوستان ورد=پرسی چه می کنین؟

متاسفانه برای من جواب دادن به نظرات بخاطر لود سنگین خود قسمت کاربری پرشین سخت شده.تا همین الآن دارم به سختی به نظراتتون جواب می دم.آخشکیبا باشید!مرسی!

بعدنوشت:برای تمامی دوستانی که آزمون جامع علوم پایه وپره اینترنی(از دوره های پزشکی) رو دارن آرزوی موفقیت می کنم مخصوصا دوستان خوب خودم.


 
بخش ارتوپدی(خاطرات استاجری)-مقدمه!
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٥   کلمات کلیدی: خاطرات بخش ارتوپدی ،خاطرات استاجری

سلام.می بینم که همه رفتین درس بخونین!عینک آقا من برای بار چندم بگم ما اکسترن ها مثل برخی رشته ها نیستیم که تو یک ماه وخورده ای امتحان بدیم وتمام یعنی قبلا تو علوم پایه بودیما ولی خب حالا تو اکسترنی نیستیم!ماها اغلب بخش هامون یک ماهه هست برخی بخش ها دو ماهه ویا بیشتر هست تو اغلب بخش ها آخر هر ماه امتحان پر استرس پایان بخش می دیم واین جدای امتحان درس های تئوری دانشگاه هست خلاصه اینکه ما هر ماه دست کم یکی دو تا امتحان پایانی داریم!اگر من دیر میام گذشته از امتحان بخش ودانشگاه خود سختی بخش ها ودانشگاست که مجالی برای اومدن نمیذاره!

بله بله!می ریم سر پست!وقت تمام

بخش ارتوپدیمژه

اکثر بیماران ارتوپدی دچار شکستگی ان وخوب کلا به این معروفه!اولین حرفی که می شه گفت اینه که مریض هاش زیاده!دومین مطلبی که من تو کمتر بخشی تا این حد  دیدم اینه که آناتومی اندام رو باید خوب بلد باشی حالا اگر تا موقع اکسترنی یادت رفته نگران نباش ما خودمون رفتیم دوباره خوندیم  خب برای من جالب بود چون من  آناتومی اندام رو کمی تا قسمتی بعد تنه دوست می داشتم وخب بدم نمیومد دوباره بخونمش.چشمک

سومی هم شرح حال گیری ونوت گذاشتن هست که چون مریض ها زیاد بودند ما که شهید می شدیم!ولی با همه اینها من این بخش رو دوست داشتم با تمام عمل های جالبش که خب چون تابحال ندیده بودم برام جالب بود.روز اولی که رفتیم اتاق عملش فقط می دونستیم پین یا علمی شبه میخ:دی میذارن تو استخون!زبانکل اطلاعات ما بود از عمل های ارتوپدی ولی وقتی رفتیم بسی جالب بود برای ما اینکه عضلات رو همونطور که تو اطلس ها کشیدن می دیدیم اون عمل های سختش برای هر جراحی چون واقعا توان بدنی بالایی می خواد

من از این بخش خوشم میومد یکی از دلایلش این بود که بیمارهاش رو  راحت تر تشخیص می دادم(البته نه همه بیمارهای رو!) کلا عشق این بودم که عکس استخون دستی پایی بدن من بذارم ببینم کجا شکسته!کجا جابجا شده!چه چیز عجیب ونادری داره!کلا کیف می کردیم ما!! خیال باطل

خلاصه اینکه بله دوستان بخش ارتوپدی از بخش هایی بود که من دوستش داشتممژه

این مقدمه ای بود برای شروع خاطرات ارتوپدی!عینک

پ.ن: ممکن هست یا بهتره بگم به احتمال قوی از این به بعد برخی پستها رمز دار نوشته می شن خلاصه اینکه خوانندگان خاموشی که روشن نمی خواین بخونین در آینده از دستم ناراحت نشنا!باز هر طور خودتون صلاح می دونین!

درخواست:دوستانی که بخش ارتوپدی رو گذروندین شرح حال اختصاصی بخش ارتوپدی رو بیاین بگین می خوام یک شرح حال خوب این بخش رو بذارم.مرسیمژه

توجه:دوستان از این پس موقع گذاشتن نظر به تعداد حروف مجاز باقیمانده تون در پایین قسمت فرستادن نظر نگاه کنین اگر صفر شد دیگه به نوشتن ادامه ندین چون مطمئنا بقیش نمیاد تو یک نظر دیگه بقیش رو بنویسین!مرسی

توجه:درصورت گذاشتن ایمیل در قسمت نظر.نظر وجواب به نظر شما به صورت خودکار توسط پرشین برای شما ارسال خواهد شد

بعدنوشت:به درخواست چندین تن از دوستان،قالب نازنینمان رو تغییر دادیم!هی روزگارزبان

بعدنوشت تر:جان باختن دلخراش تعدادی از هموطنانمون رو در سانحه فرود اضطراری ناموفق هواپیمای مسافربری تهران-ارومیه به خانواده های داغدارشون تسلیت می گم.خدا بهشون واقعا صبر بده.حرفی برای گفتن نمی مونه جز اینکه خودتون مراقب خودتون باشین.ناراحت