| کوچکترین لذت های دوست داشتنی(بازی) |
| ساعت ٩:۱٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۸ کلمات کلیدی: پست های با بازی ،حال و روز ما! |
|
سلام به همه دوستان!آیکون یک دانشجوی پزشکی که داره سوت می زنه واصلا به روی خودش نمیاره چند روز نبوده برای کسی که مثل من دانشجوی پزشکی تو این مقطع هست ونه وقت ناهار نه شام نه خواب داره به نظر شما کوچکترین لذت های حال حاضرش چی می تونه باشه؟ مجبور نباشه صبح زود بیدارشه! بره بیمارستان یکهو با تعداد نجومی مریض بستری مواجه نشه! هر سوالی که از بیماری که خونده می پرسن رو درست جواب بده کلا یک پا اتند بشه درباره اون بیماری:دی موقعی که تشنشه یک آبی باشه اولا!دوما یخ باشه یخ ها!بعد هر چقدر که دلش خواست نوش جان کنه! وقتی خسته کوفته بر می گرده امممممم مامان جان قربونش برم کسی بیاد استقبال بگه خسته نباشی وبعد بوووی غذا بیاد بعد فقط بره بشینه بخوره! وقتی خسته ی خسته از بیمارستان بر می گرده بتونه بره زیر لحاف خنک بگیره بخوابه تاااااااااا.... هر وقت که دلش بخواد بیدارشه نه امتحانی باشه نه کلاسی! به همه کارهاش برسه! با باد گردوخاکی یا بارون رگباری مواجه نشه!!وقتی خسته داره در بیمارستان رو باز می کنه یکهو باد خنک ومطلوب! به صورتش برخورد کنه امممم کلا جانی دوبار می گیره آدم! وقتی برای مریض شرح حال ونوت و..... خلاصه کاری می کنه مریض یا همراهش با روی خوش برخورد کنن وازش تشکر کنن! موقعی که از مریض داری بیماریش رو می پرسی اینقدر از مریضیش بدونه که همه سوالات رو قشنگ جواب بده وای وقتی بعضی ها مکانیسم ایجاد بیماریشون رو چنان می گن آدم کیف می کنه! وقتی بعد از اندی سال!میاد نت با 1000+ پست نخونده مواجه نشه وخبر بدی نباشه! اینقدر تو دنیای مجازی آدم لذت می بره وقتی میاد می بینه یک چند نفری هستن حالش رو بپرسن وقتی پستی می خونه می بینه یکی هست تو پستهاش یادت کرده اینقدر لذت می برم وقتی پستهای جالب انگیزناک لینکهام یا دوستای دیگه رو می خونم جدی می گما! ایقدر لذت می برم وقتی سورپرایز می کنم! اینقدر لذت داره تو هوای گرم گرم آب یخ رو به پاشونی تو صورتت.اصلا انگار ادم یک جون دوباره می گیره.کسی رو صورتم آب نریزه من از اینکار خوشم نمیادا خودم رو صورتم آب می ریزم بههله. یکی از لذت های من بعد دادن یک امتحان خیلی خوب اینه که برم از این هله هوله جات مثل چیپس،لواشک وترشک و....... اممم خوب دیگه اول بگم من لذتهای خیلی مهمی تو زندگیم دارما وخیلی لذتهای کوچیک دیگه ولی خوب دیگه همینقدر بسه:دی.حرفی هم نزدم نمی دونم چرا طولانی شد
پ.ن:درمورد سایتی برای آپلود نظرات دوستان رو جمع بندی می کنم تو ادامه مطلب همین پست میذارم قابل توجه دوستانی که می خواستن.ودیگر اینکه انگشتم موند لای کمد:دی نمی تونم تایپ کنم پست آموزش پزشکی رو بزودی میذارم.ودیگر اینکه کسی دلش می خواد نحوه زیر نویس دار کردن فیلم ها رو یادم بدم؟ همینا فهلا |
|
| حالم بده به چرت وپرتهام تو گوش نده! |
| ساعت ٢:٢٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۳٠ کلمات کلیدی: حال و روز ما! |
|
سرمای بسیار شدیدی خورده ایم رمق نداریم به نت بیاییم.الآن کلکسیون علایم سرماخوردگییم!اینقدر داروی سرماخوردگی از انواع اقسام مختلف خوردیم که فکر می کنیم یکخورده دیگه ادامه بدیم حتما دچار مسمومیت دارویی شویم و. همچنین امتحان ترم بسیار سخت واسترس آوری داریم! نه واقعا شانس رو می بینین! دعا کنین با این حال بدمان امتحانمان را خراب نکنیم.خلاصه اینکه فعلا حلالمان کنید زنده ماندیم باز خواهیم گشت! این پست صرفا جنبه اطلاع رسانی داره نه اینکه من آدم خیلی مهمیم، بود ونبودم خیلی تاثیر گذار هست واینا! نظرات رو بستم چون این پست یک اطلاع رسانی بود فقط ودیگه اینکه بیشتر از این شرمنده دوستان نشم.با این حال دوستان اگر خواستن می تونن تو پست قبل نظر بدن |
|
| بابا بخدا ما هم آدمیم! |
| ساعت ٩:٥٥ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۸ کلمات کلیدی: خاطرات استاجری ،حال و روز ما! |
|
سلام!باورم نمی شه اینجا بلاگ منه! شما فکر کن فقط! یکی از وبلاگنویسان گفتن که استادشون گفته یا پزشکی می خونین یا زندگی می کنین!حالا انتخاب کنین!من می گم پزشکی که می خونیم،قدر زندگی رو بیشتر می دونیم! فکر کن فقط!بعد یک عالمه خستگی بعد از کلی دوندگی تو این گرما!وقتی لیوان آب یخ رو تا اون آخرش می خوری!این آخیییش آخرش اینقده بهت می چسبه!! در راستای سوال دوستان!پزشکی از فیزیوپات به بعد رفته رفته سخت تر می شه!تو استاجری یک روز هم برای خودتون ندارین!همه اینها رو وقتی می تونی تحمل کنی که کنار این سختی ها یک دلخوشی ادامه دادن پزشکی باشه!همین که یاد میگیری!همین که الان مسئولیت داری!همین که دیگه از بیو ایمونو خبری نیست بیمار می دن بهت بیمار واقعی!بهت می گن معاینه کن تشخیص بده!درمان پیشنهادیت چیه!به قول دوستان پزشکی راست راسکی!حالا خودت باید انتخاب کنی سبک سنگین کنی ببینی برای تو فقط برای تو ترازو روی سنگین بودن خوندن پزشکی، بیشتر وزن داره یا نه روی همین شیرینی پزشک شدن!
سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی *********************************** توضیح نوشت:بیمارستان، دانشگاه،کشیک همه اینقدر ازم وقت میگیره که نمی تونم بیام نت.من وبلاگ همتون رو می خونم ولی وقت نمی شه نظر بدم واز این بابت هم معذرت می خوام می دونم به خیلی هاتون چند مدتی هست نتونستم سربزنم وحق دارین ناراحت بشین ولی اگه می گم وقت ندارم بهانه نیست!بگذریم از این به بعد از همه می خوام اگر تو رودربایسی بودن همین الآن بذارنش کنار ولینکم رو بردارن من پستهاتون رو می خونم ولی ممکنه چند پست یکبار نظر بدم با این حال از حال همتون باخبرم ولی واقعا در توانم بیش از این نیست اگر بخوام به خودم بیشتر از این فشار بیارم دیگه یک دانشجوی پزشکی نمی مونه که بخواد وبلاگ هم بنویسه. قابل توجه چند دوست خداحافظی کرده از دنیای مجازی:می دونم هر کسی حق داره یک روزی وبلاگنویسی رو بذاره کنار ولی این رسمش نبود.نه رسمش نبود. |
|
| ما کجا وشما کجا...؟!+توجه |
| ساعت ٥:٥٧ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢۱ کلمات کلیدی: خاطرات استاجری ،حال و روز ما! |
|
دل خوش سیری چند؟ بگذارین دست کم زندگیمان را بکنیم! ابتدای پزشکی: سال های آخر پزشکی: تفسیرش می شه ابتدای پزشکی ،شما دنبال پزشکی هستین وسال های آخر، پزشکی میفته دنبال شما! این روزها با این عبارت موافقم که! یک وقت هایی در زندگی می رسد که باید دستت را بزنی زیر چانه ات وجریان زندگی ات را فقط تماشا کنی! پ.ن:ستون سمت راست همه موارد موجود هست مخصوصا لینکها.روی هر عنوانی که می خواین بخونین مثل آخرین مطالب ویا دیدن لینکام کلیک کنین کمی صبر کنین لود بشه. توجه:برخی دوستان در گوگل ریدر وبلاگشون، وبلاگم بروز دیده نمی شه اگر چنین مشکلی هست می تونین بجای وارد کردن آدرس وبلاگ،آدرس فیدبنر وبلاگ رو به ریدر اضافه کنین.فیدبنر وبلاگ |
|
| من وسرماخوردگی + بی ربط! |
| ساعت ٢:٠٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤ کلمات کلیدی: حال و روز ما! ،پست های با بی ربط |
|
سلام بر تمامی دوستان خوبم!اول عرض کنم که دوستان فرمودند قالب قبلی سیاه هست و....... ما هم قالب رو تغییر دادیم!دوم اینکه ما در گذاشتن کد گوگل ریدر در این قالب ناکام ماندیم!هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم! واما..........! می گن از هر چی بترسی سرت میاد پس بهتره از چیزی نترسین تا به عاقبت ما دچار نشین!ما آمدیم بگوییم که از دوستانی که از 19 آبان شب، پست گذاشتند به بعد عذرخواهی کنیم که نتوانستیم به خدمتشان برسیم البته ما به بیشتر دوستانی که در سه شنبه بروز کردند سرزدیم وپستهایشان را خواندیم ولی حالمان خوب نبود نتوانستیم نظر بگذاریم! نمی دانیم چرا این وجدان بیدارمان مدام چشم غره می رود که خجالت بکش راستش رو بگو! خب الآن که فکر می کنیم می بینیم ما سه شنبه حالمان خوب بود ولی بخاطر خستگی زیاد نشد نظر بگذاریم ومی خواستیم فردایش بذاریم که نشد. برای همینه که می گن کار امروز را به فردا مسپار! بعععله!ما یک سرمایی خوردیم که نپرس!چهار شنبه صبح که دانشگاه می رفتیم هوا چنان سرد بود که فکر کردیم به قطب جنوب آمدیم!بعد، ظهر هوا خیلی گرم شد ما هم که دیدیم هوا گرم هست یک اقداماتی نمودیم که!(نمی گم چون گفتن نداره من رو می کشین! یعنی با خودمان می گفتیم اصلا مگه می شه من سرما بخورم!یعنی چی ما خیر سرمان واکسن انفلوانزای فصلی زده ایم!یعنی چییییی اینقدر پول واکسن دادیم دهه! بععله!یک سرمایی خوردیم که نپرس!حالا بدترش این بود که بیمارستان(برای آموزش) داشتیم بعد شما فکر کن تب داری بعد حال نداری بلند شی اصلا!گلوت هم ،چنان می سوزه که تو می خوای اتش نشانی بیاد این آتشی که در حال سوزاندن گلوت میباشد رو خاموش کنه! بعد همش ساعت رو دم به دقیقه نگاه کنی ببینی نکنه بیمارستان دیر شه بعد در حالیکه دوست داری روی تخت بگیری تا سال بعد بخوابی خلاصه اینکه ما در زندگیمان اینگونه سرما نخورده بودیم! کی بود گفت آنفلوانزای خوکی زود بیاد جلو! چرا تشویش اذهان عمومی می کنین هاان؟! ما شانس نداریم خوکی بگیریم! ما خوکی نگرفته بودیم هر کس خبر دروغ منتشر کند مجبورش می کنیم بیاید همین جا اعتراف کند وابراز ندامت واینا! به قول برخی ها تو که با یک سرماخوردگی اینطوری می شی اگه h1n1 ( خواستیم کلاس بذاریم بععله!آمدیم ابتدا از دوستان خاموش ونظر دهنده پست قبل تشکر کنیم وبا دیگر بخاطر طولانی شدن پست قبل عذرخواهی نموده ونیز از دوستان بروز کننده ونظر گذارنده عذرخواهی کنیم به تدریج به خدمتشان می رسیم وهمچنین جواب نظرات را می دهیم! پ.ن:می گوییم مردم جدیدا چقدر!به فکر سلامتی شان هستند! عجب عجب! پ.ن:بین خودمان باشد ما این مطلب رو دوبار نوشتیم! بار اول مطلبمان پرید!سعی کردیم مثل بار اول بنویسیم ولی نمی دانیم چرا مثل بار اول نشد! پ.ن:آقا چرا کسی نگران ما نشد ؟؟ ما مثلا چند روزی نبودیما! آب از آب تکان نخورد! پ.ن:دوست عزیز نویسنده وبلاگ اینجا دنیای خیال است و..... وبلاگتان قسمت نظراتش رمز می خواهد چه کنیم؟! پ.ن:جناب مردی که می خندد شما رفتین مسافرت چرا وبلاگ رو حذف کردین؟!! بعدنوشت:ما سرماخوردگی را شکست دادیم!یک نفر اون پرچم پیروزی رو بده من! بی ربط:
آن مرد طبیب بود و می گفت : جهان بیمارستانی ست بی سر وسامان هر کس بیماریی دارد و هر کس دوایی می خواهد هزاران هزار بیماری افسوس اما هزاران هزار دوا را چطور می توان یافت ؟ |
|
| حال وروز ما!+ بازی+ آنچه باید درباره آنفلوانزای خوکی بدانیم! |
| ساعت ٢:٠٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٤ کلمات کلیدی: حال و روز ما! ،پست های با بازی |
|
سلام.راستش این بار می خواهیم این جمله کلیشه ای شما خوبین؟من هم خوبم را تغییر دهیم! این بار حال وروزمان به صورت تلگرافی! ما بسیار خوب می باشیم واصلا به روی خودمان نمی آوریم که هر بار باد سرد می آید یخ می زنیم! ما بسیار خوب می باشیم واصلا به روی خودمان نمی آوریم که آنفلوانزای خوکی به بخش ما رسیده وپرستاران می گویند چنین خبری شایعه است!!!(فقط نمی دونم چرا کل بخش ماسک می زنن؟!هر چند ما کشفیدم اتاق آن فرد شماره اش چند هست!این سومین فردی است که به نظر می رسد دربیمارستان ما این بیماری را دارد البته آن دوتای دیگر رو از دیگران شنیدیم!) ما با اعتماد به نفس می باشیم. و اصلا به روی خودمان نمی آوریم که پرستاری به ما حاضر نشد ماسک دهد! وگفتند بودجه بیمارستان را نمی توانند برای ما خرج کنن!چون ما دانشجو هستیم!!(البته در راستای شفاف سازی چند تن از هم گروهی ها از بیرون ماسک خریدند برای تمامی گروه) ما بسیار از برنامه آموزشی دانشگاه راضی می باشیم واصلا به روی خودمان نمی آوریم که دانشگاه کلاس درس.... با بیمارستان تعداد زیاد کلاس همزمان کرد وما باید خودمان را دو نصف می نمودیم که به دو کلاس برسیم!(البته ما به سختی به کلاس رسیدیم!) ما اصلا به رویمان نمی آوریم استاد کورس......فرموندن ما باید چند جلسه از ایشان جلو باشیم وما! به جلسه قبل استاد هم به سختی می رسیم! ما اصلا به روی مبارکمان نمی آوریم چند روز بعد امتحان فارما آن هم 30 فصل داریم!!وهر چقدر حساب کتاب می کنیم می بینیم به نصفش هم بزور برسیم! ما از دانشگاه لذت می بریم واصلا ناراحت نیستیم که در هفته 6 روز کلاس داریم! ما اصلا احساس غریبی نمی کنیم اصلا نمی دانیم آخرین بار کی خانه رفتیم واصلا وطن وطن نمی کنیم!(آخ غریبی! ما بسیار زندگی را دوست داریم واصلا به رویمان نمی آوریم که چند هفته پیش باید با آسفالت یکی می شدیم که اگر دوستمان فرشته نجات نمی شد باید ما را با کاردک از زیر اتوبوس شرکت واحد جمع می نمودند!(خدایا به برخی رانندگان دو عدد چشم عنایت بفرما!گفتم برخی ها نیاین شاکی بشین!) حالا نگفتین حالتون خوبه انشالله؟ یکی از دوستان،پزشک آینده،ما را به بازی دعوت کردند که با تشکر از ایشون این بازی را انجام می دهیم! من:یک دانشجوی پزشکی! خدا:بخشنده ترین بخشندگان شهر:جایی که در اون زندگی می کنم. آینده:دست یافتنی ترین رویا مردم:خوب،بد ،زشت،زیبا رنگ:رنگی که کسی خواهانش نیست امام خمینی:مرد بود. عشق:مادر بستنی:دوست دارم! فیلم سینمایی ایرانی:همیشه پرفروش بودن فیلم دلیل بر خوب بودنش نیست. ترس:ای کاش گاهی از خدا هم بترسیم! شکست:انسان باهاش بزرگ می شه! خرد:همگانی شده! شعر:گاهی با ما هزار حرف دارد. موسیقی:لذتی که برای همه دارد جوانی:زمانی که فکر می کنیم جوان می مانیم. مرگ:شاید مرگ این واژه سه حرفی هم نداند چقدر انسان ازش می ترسد چشم:زیبا ببینیم! قوه خیال:گاهی ،وقتی واقعیت را نمی خواهیم کتاب:دوست قدیمی ما که گاهی تنهایش میگذاریم آرزو:به اندازه آرزوهایتون تلاش کنین واگر نمی تونین به اندازه تلاش هایتون آرزو کنین سبز:نظری ندارم. زندگی:زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست،هرکسی نفمه خود خواند واز صحنه رود صحنه پیوسته بجاست،خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد درس: بهترین معلم:کسی که حتی کلمه ای خوب بیاموزد. انسان های بزرگ:بزرگی به داشتن دلی بزرگ است دلی به وسعت آسمان! حسادت:زندگی را می سوزاند فقر وثروت:نه به اون رومی روم نه به این زنگی زنگ! شخصیت:گاهی برای برخی ها تاسف می خورم. فریاد:صدایی که به گوش کسی نمی رسد. حرف:ای کاش یک حرف بزنیم و هزار حرف ارزش داشته باشه! دوست:این رو در وبلاگ آبجیم گفتم اینجا هم می گم به نظرمن ارزش دوستی مثل مروارید داخل صدف هست! که همه اون رو نمی بینند وهمه هم پیداش نمی کنن! یک نفر رو همین الآن دعا کنین:من ترجیح می دم همه رو دعا کنم. یک نفر رو نفرین کنین:نمی کنم! کلام آخر:هنر اون نیست که چیزایی که دوست داریم به دست بیاریم.هنر اینه که چیزایی که داریم رو دوست داشته باشیم! ببخشین پست طولانی شد.به هرحال دیر بروز کردن هست وحرف بسیار! وبلاگ دوم هم بروز شد. بعد نوشت::در حال حاضر قسمت نظرات بلاگ اسپات بدون فلفل باز کن،باز می شه! بعدنوشت:خطاب به برخی از دوستان بلاگفایی.این درخواست رمز چی هست برای قسمت نظرات وبلاگتون میاد؟ اینطوری که نمی شه نظر گذاشت! بعدنوشت: به درخواست دوستان اضافه شد آنچه که باید درباره آنفلوانزای خوکی بدانیم در ادامه مطلب! |
|
| راحت شدیم!+سکوت+تصویر |
| ساعت ۸:۱٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٩ کلمات کلیدی: حال و روز ما! ،پست های با بی ربط |
|
سلامی به گرمی آفتاب بر دوستان خوبم. ما امروز خوشحال می باشیم.به قول دوستان راحـــــــــــت شدیــــــم!امتحاناتمون فعلا تموم شد واز فردا که کلاس آخر شهریور رو بریم دیگه تعطیلاتمان شروع می شود وتا آخر شهریور تعطیلیم!حالا یکطوری می گم انگار سه ماه تعطیلیم!ولی باور کنین همین 20 روزتعطیلی برای ما تعطیلی نداشتگان مظلوم ،بسی ارزشمند هست! امروز هم امتحان درس شیرین.........دادیم!و مجبور شدیم دیشب نخوابیم وبه تعبیری ما از دیروز صبح تا الآن حتی یک دقیقه هم نخوابیدیم! واز فردا ما هم طعم تعطیلات را خواهیم چشید! آه وطن صدایم را می شنوی آشنایی در شهر غریبگان ترا می خواند دلم چقدر هوایت را کرده دیگر حتی اکسیژن اینجا را هم نمی خواهم صدایم را می شنوی؟ منتظرم بمان بی ربط:
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده می گیرد وهر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند وسکوت سرشار از ناگفته هاست
---------------------------------------------------------------- یک تصویر جالب!
خانوم دکتر دریا سوال پرسیدین رفتین که!دو از دوستان،آقای میرزا جواد آقا ویک دانشجوی اقتصادی اعلام کردند می تونند درباره سوالتون درباره ترکیه بهتون کمک کنند.از دوستان ممنونم بزودی در این مکان پست جدید احداث می شود! |
|
| زندگی.............+بازی+تبریک |
| ساعت ۱:۱٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٥ کلمات کلیدی: حال و روز ما! ،پست های با بازی ،پست های با بی ربط |
|
سلام. اگر از حال ما می پرسین خوبیم!وهمچنان در دیار غربت با امتحانات دست وپنجه نرم می کنیم.این ماه رمضانی چقدر مثل ما غریب گشته! اگر وقتی باشد فیلم های بسیار زیبا تنها سکانسی که از فیلم یک خوشمان آمد همون سکانسی بود که اون پسر بچه(اسم نقش اصلی فیلم چی هست؟)وارد یک مجلس فلسفی شد که شیخی در آن سخن می گفت! پسر بچه پرسید:یا شیخ سوالی دارم! شیخ:بپرس! پسر بچه:اگر خدا بخواهد می تواند روز را شب کند! شیخ:بله! پسر بچه:اگر خدا بخواهد می تواند شب را روز کند! شیخ:بله! پسر بچه:یا شیخ 2+2 چند می شود؟شیخ:این چه سوالی است می پرسی؟معلوم هست 4! پسر بچه:اگر خدا بخواهد می تواند 5 شود؟ شیخ:بله! پسر بچه:پس اگر خدا می تواند هر کاری کند وهمه کارها بدست اوست وما از خود اختیاری نداریم پس، اینجا نشستن بیهوده نیست؟!بهتر نیست به خانه مان برویم وهمه کارها را به اوبسپاریم تا خدا خودش انجام دهد! شیخ:این سخنان را چه کسی به تو یاد داده؟ پسر بچه:ما که از خود اختیاری ندارم،پس حتما خدا خودش یاد داده! پ.ن:عجب بچه ای بوده ها! واما.........! خانم دکی بارونی ما را به یک بازی دعوت نمودند این که اگه خدا اجازه میداد بعد از مرگم (دور از جون خودم!) یه چیزی از این دنیارو با خودم ببرم چی میبردم؟! من که مثل روز آفتابی! معلوم هست که حتما adsl وکامپیوترم را با خود می بردم واز آن دنیا این وبلاگ عزیزتر از جانمان را بروز می کردم!بعد از آن یک عدد هندزفری! وموبایل را می بردم تا از آنجا به خانواده محترم تماس حاصل نمایم چون زود دلمون برای خانواده تنگ می شه! از اونجایی که خانوم دکی بارونی گل الآن میام می گن اونجا بیشتر دشت وکوه .....اینهاست موبایل آنتن نمی ده باید عرض کنیم خانوم دکتر اونجا فرق می کنه مثل مخابرات اینجانیست که آنتن دهیش خوبه! بعد اینکه گفتند خوب شارژ موبایل تموم می شه واز این صحبت ها خوب کاری نداره که ما با خودمون شارژر می بریم!حالا شاید بگین اونجا کار نمی کنه که برای این راه حل ساده ای داریم از همون جا یکی می خریم!راه حل به این آسونی! دوستان خوبم اگر تمایل دارین خوشحال میشیم این بازی رو انجام بدین.(یاس سپید با شما هم هستما!
بی ربط:
زندگی دفتری از خاطره هاست یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک یک نفر همدم خوشبختی ها یک نفر همسفر سختی ها چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد ما همه همسفریم .....
تبریک:روز داروساز رو به تمامی دوستان داروساز تبریک می گم. |
|
| ما واین روزها |
| ساعت ٩:۳۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٥ کلمات کلیدی: حال و روز ما! |
|
سلام.چه خبر؟ ما که اینجا در غربتیم همچنان! به نظر می رسد تابستان نداریم زین پس باید به حسرتهایمان ،حسرت تعطیلات هم افزوده شود.دیگر از فشار درس ها کمرمان خم شده.تعطیلات هم نمی خواهیم!حیف آن همه نامه نگاری!وقتی می شود پاتو را..........داد دیگر کورس معنا ندارد.
من از این تریبون اعلام می کنم حاضرم همه کورس ها را با هم امتحان دهم! شما هم اگر نماینده ای مثل نماینده ما داشتین حال و روزتان از ما بهتر نبود.این شعر رو تو وبلاگ آقای میرزا بنویس(یکی از لینکهام) دیدم خوشمان آمد یادگاری اینجا میذارم
مرا این گونه باور کن کمی تنها کمی بیکس کمی از یادها رفته
خدا هم ترک ما کرده خدا دیگر کجا رفته نمی دانم مرا ایا گناهی هست شاید هم بجرم ان ..غریبی و جدائی هست مرا این گونه باور کن درد ودل با خدا خدایا نکنه تنهام بذاری نکنه فراموشم کنی نکنه از این غریب ترم کنی نکنه من رو به حال خودم بذاری بدون تو نمی تونم تصمیم گرفتم زندگی رو آسون بگیرم هر چقدر هم سخت باشه مگه ما چقدر زندگی می کنیم عمر ما چقدره؟ وقتی ممکنه همین الآن همین الآن وقتمون تموم شه خدایا می دونم اگر بخوای می شه پس بخواه برام اگر به مصلحتم هست می گن زیاد بخواه که کمش بهت برسه ما کم خواستیم همونم بهمون نرسید! اصلا چند تا چیز با هم نمی خوایم همون یک در خواست از سر ما هم زیاد هست خدایا ........... دیگه بقیش رو ننوشتم باید حضوری به خدا می گفتم! با هر آن چه غم در سینه داری به روی زندگی لبخند لبخند
پ.ن بی ربط: این نظر برای پست قبلیم اومده بود جدیدترین ضرب المثل چینی می گوید: یک ایرانی اگر هواپیمایش سقوط نکند،از حوادث رانندگی جان سالم به در ببرد، آلودگی هوا زنده اش بگذارد و زلزله زیر آوار له اش نکند،حتماً از خوشحالی خواهد مرد نمی دونم چرا از این ضرب المثل خنده ام گرفت!
![]() شرمنده واقعا
![]() ویژه:دکتر پدر داره میره
![]() یعنی چی دارین همه میرین! ![]() بعد نوشت:هوراااااااااااا
بالاخره ما هم در حسرت تعطیلات نماندیم!بعد از نامه نگاری فراوان توانستیم چند روزی تعطیلی بگیریم!واقعا بی انصافی بود استیجرها 15 روز تعطیلی داشته باشند ماهم که مثل استیجرها شده ایم یا به قول خودشان بدتر از آن ها، که چنین فشار کاملا بی سابقه دانشگاه رو تحمل می کنیم با هفته ای 6 روز درس سنگین ،بدون تعطیلی باشیم.البته قرار بود روز بعد از تعطیلات امتحان کورس ...........بدیم یعنی فرجه می شد برای کورس.......... که برایمان همچون کابوس است .![]() که خوشبختانه با صحبتهای فراوان با اساتید کورس هایمان راضیشان کردیم به تعطیلات ما رضایت دهند.هر چند،چند روز بعد از تعطیلات امتحان اون کورس رو داریم ولی خوب دست کم روز بعد از تعطیلات نیفتاد!ولی تا روز شروع تعطیلات امتحانات سختی داریم!مخصوصا پاتو.به امید 10 شهریور شروع تعطیلات ما! هر چند فقط 15 روز هست ولی ما به همین 14-15 روز هم راضی هستیم! تعطیلات منتظرم باش!![]() برای بار دوم این شعر رو میذارم واقعا دوستش دارم!
![]() به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید؟ دل من گرفته زینجا ... هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟
همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم ... چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی .... به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را
![]() وای که چقدر دلم تنگ شده
![]() ![]() شهریور کجایی!هیچ وقت اینقدر منتظر شهریور نبودم!
![]() |
|
| وطن بمون دارم میام!! +غرور (مطلب ادبی)!! |
| ساعت ۸:٠٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٦ کلمات کلیدی: حال و روز ما! |
|
سلام!راستش این پست رو برای بار...خودمم یادم رفته چند بار نوشتم!اصلا دیگه نمی دونم درباره چی می خواستم بنویسم! من به وطن برگشتم!(شما بخونین شهرمان!)نمی دونین چقدر خوشحالم. به قول معروف روی آسمونام!می دونم چرا همش این شعر یادم میاد!! وطنم پاره تنم/ای زادگاه میهنم/برخاک تو بوسه می زنم/ ایــــــــــــــــــــــــــــران ما که تو ایران زندگی می کنیم وقتی یک مدت از شهر و دیارمون دوریم احساس غربت می کنیم چه برسه به این که تو کشور خودمون نباشیم!غریبی خیلی سخته!خدا هیچ کس رو بهش مبتلا نکنه! دیروز وامروز خیلی خسته شدم! دیگه دارم به پزشکی امیدوارم می شم!یکشنبه استاد چند تا آزمایش آورده بود طبق معمول تشخیص می خواست اینجانب هم با صدایی رسا!! نظر خود را اعلام نمودم!که دوستان برگشتند یک نگاه.........! تشکر واما پست امشب!!
آنگاه که غرور کسی را زیر پا می نهی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خردشدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده ان |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : خواستم بگویم که کیستم... دیدم نگفتن بهتراست !... چه سود آنکه با من نمی ماند، همان بهتر که نشناسد...مرا... ... آنکس که می ماند، خود, خواهد شناخت ############################ من یک دانشجوی پزشکی ام 24 سالمه واینترن هستم.هر چه که لازم هست شما درباره این وبلاگ بدونین وبرخی سوالات دوستان درباره وبلاگ رو پاسخ دادم.لطفا این صفحه رو بخونین.مرسی http://manopezeshki.persianblog.ir /page/manoveblag درضمن پیشنهاد می کنم از وبلاگ گروهی آموزشی بیمارستان مجازی هم دیدن کنین. http://bimarestan-majazi.persianblog.ir/ پروفایل مدیر : یک دانشجوی پزشکی |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| امکانات جانبی |
راستش چون منو چند نفر دعوت به این بازی کردن ومن می ترسم اسم همه رو یادم نیاد فعلا نمی نویسم دوستانی که دعوت کردن خودشون تو نظرات بگن بذارم.داستان این بازی به این شکل هست همه ما از زندگی به شکل های مختلفی لذت می بریم یک قسمتی از این لذت ها،لذت هایی هست که تو زندگی شاید به چشم نیاد شاید برای بقیه مهم نباشه شاید اینقدر کوچیکه که خودمون هم اون رو خیلی لذت نمی دونیم یک طوری میگم اخلاق عادت!
وقتی صبح بیدار می شه ببینه کلی وقت داره برای آماده شدن صبحانه رو خوب بخوره وخلاصه بیدار نشه از استرس دیر کردن اسمش رو هم یادش بره


البته من شرمنده همتون هستم بخاطر نیومدن زیادم واز هیچ کسی توقعی نیست ولی خب دیگه لذت می برم از این کارها




ولی دریغ از یک اثر!انگار شکلات می خوریم جای قرص سرماخوردگی!
گفتم شما بیخبر نمونین!

6 صبح بیدار می شی آماده واینا دیگه 8 حتما بیمارستانی حالا زودتر هم می شه گاهی 7.30 گاهی زودتر!!بعد بیمارستان که تموم می شه کلاس داری!کلا چقدر وقت داری؟یک ساعت تازه در بهترین شرایط!گاهی نیم ساعت هم نمی شه!که هم باید ناهار بخوری هم استراحت کنی هم بری کلاس!بعد در حالی که غذا در گلوت مونده!پاشی بری کلاس!گاهی مستقیم باید بری بدون ناهار.بعد کلاس تموم شد کشیک داری!بیمارستان تا... شب!بعد کشیک تموم می شه برگردی دیگه نزدیک 9!بعد تو با خودت می گی!نه نمی شه من حتما باید درس بخونم!نمی خوابما!فقط یک خورده دراز می کشم!بعد یکهو به خودت میای می بینی ساعت 6 صبح!بعد داری فکر می کنی!کی خوابیدی؟!نکنه بی هوش شدی؟یعنی من اینهمه خواب بودم؟من که اصلا شام نخوردم!درس رو چیکار کنم؟!در حالیکه گیجی چیکار باید بکنی!سریع آماده می شی دوباره بری بیمارستان!البته گاهی این یک دقیقه یک دقیقه رو تو بیمارستان جمع می کنی همونجا چندین صفحه رو طوری می خونی وطوری بلدی که خودت هم باورت نمی شه ومی گی اگه همیشه اینطوری می خوندم زودتر از ابوریحان کشفم کرده بودن!
تو باورت نشه که این آب یخ همیشه بود ولی قبلا ازش اینقدر لذت نمی بردی!مخصوصا خواب!!





(بعد نوشت!:کد گوگل ریدر در وبلاگ گذاشته شد!
ما نباید سرما بخوریم!اصلا ما بسیار مجهز میباشیم!کافیست این ویروس سرماخوردگی به ما حمله ور شود تا ما آن شهاب 5 مان (نترسین خودم درستش کردم!
بری این همه راه رو تا بیمارستان!و........


من فکر نمی کردم معنی اون پست خداحافظی دائمی باشه!
)




را نگاه می کنیم و بخاطر هیجان زیاد فیلم ها حتی پلک هم نمی زنیم 
از آنجایی که امواج آن دنیا با این جا فرق خواهد داشت دیگر مخابرات از ما پولی نمی گیرد!بلی!!وهندزفری را هم که می دانید!(البته آهنگ مجاز فقط!!)

امیدوارم در تمامی مراحل زندگیتون موفق باشین 
هر چند فقط 15 روز هست ولی ما به همین 14-15 روز هم راضی هستیم! تعطیلات منتظرم باش!

ماشین استارت زد حرکت کنه من خوابیدم!
جوابمان تأیید شد! دیگه باید به فکر درمان بیمار باشم!! بـــــــــــــــــــله!
:از دوستان پزشک ۷۸،دکتر نیلوفر،وخانوم نگار وهمه دوستانی که به من کمک کردن تا گوگل ریدر درست کنم خیلی ممنونم.امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق وسربلند باشین.
