تاريخ : ۱۳٩۱/٧/٥ | ٧:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده

 

اکیپ اینترنی خوبی بودیم تو اون بیمارستان از وروی 84 بگیر تا 85.رزیدنت هامون هم از سال یک تا.... خیلی هاشون خوب بودن.اتندها هم اکثرا خوب بودن.بیشتر پرستارا هم با هم خوب بودیم

84 ای ها هم که تموم کردن درسشون رو.در تدارک جشن فارغ التحصیلی بودن.(نامردا شیرینی هم به ما ندادنزبان)

البته اینطور نبود که هیچ وقت هیچ مسئله ای پیش نیاد واسه بچه ها.ولی در کل دلم تنگ شده.

واسه اورژانس،واسه روزهای سخت،جالب،روزهای شادی،تلخی،با بچه ها،رزیدنت ها،پرستارا

روز های کشیک،اینترن های کشیک،رزیدنت ها

ماه های اولمون بود وبی تجربه چقدر رزیدنت ها از دست ماها حرص خوردن:دی رزیدنت های خوبی داشتیم واقعا رابطه شون با اینترن ها خوب بود.تکیه گاهی بودن واسه اینترن های بی تجربه ای مثل ماها.البته روزهای آخر می گفتن اکیپ اینترنی خوبی بودیم.حالا نمی دونم تعارف می کردن یا نه!چشمک

واسه بخش های قلب-عفونی- داخلی-سی سی یو،آی سی یو.

حتی واسه پاویون خودمون ومسئول مهربون پاویون.خانوم.... که واقعا واسه بچه ها زحمت می کشید

من که همیشه سعی کردم یطوری رفتار کنم که آخر سر خاطره خوبی ازم بمونه.تلاشمو کردم که به اکسترن ها تا اونجایی که می شد والبته می خواستن کمک کنم.با اینترن ها ورزیدنت ها واتند ها تعامل خوبی داشته باشم.رابطه م با مریض ها وهمراهاشون درست واصولی باشه.نگن آخیش راحت شدیم فلانی رفت.

خولاصه هر چه که بود از خوشی وناراحتی تموم شد.دلم واسهروزهای شادی که داشتیم تنگ میشه.واقعا اکیپ خوبی بودیم مخصوصا تو کشیک از اینترن،رزیدنت،خیلی از پرستارها وخیلی از اتند ها که کمتر بیمارستانی مثلش میشه

روز آخری هم خداحافظی کردیم از همدیگه،از اتندها،رزیدنت ها،پرستارای ماه

و مثل همیشه تا وقتی تو یه بخش با تجربه می شی،تا دو کلمه یاد می گیری،تا بهش عادت می کنی، یواش یواش وقت رفتن می رسه.

به همین راحتی تموم شد.

نمی دونم شروع کردن با بخش های مهم وسخت کار درستی بود یا نه.ولی دست کم یادگرفتم این روزهای اینترنی داره به سرعت می گذره،وقت نیست باید خوب یاد گرفت.

واسه همه کسایی که تو بیمارستان..... تو این مدت با هم بودیم از صمیم قلب آرزوی موفقیت می کنم.امیدوارم همیشه شاد باشین.مژه

توجه:دوستان زین پس حداکثر چهار روز با تاریخ خود پست،پست در وبلاگ خواهد بود.دوستانی که تمایل دارند به نظرشون حتما جواب داده بشه تو قسمت مخصوص ثبت ایمیل،ایمیلشون رو بذارن.مابقی دوستان هم حتی دوستان لینکی زین پس آدرس بلاگ بذارن.ممنونم



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٠ | ٩:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده

توجه:نخواندین هم نخواندین ناراحت کننده هست!

اولین باری یک نفر جلوی چشمام فوت شد چند ماه بیشتر نبود اکسترن شده بود.صبح زود بود روز دوم اکسترنی بخش نورولوژی.رفته بودیم واسه مریض ها نوت بذاریم.من سر مریض خودم بودم.دوستم گفت یک د.ن بیا باهم بریم واسه مریضم نوت بذارم!تو اون اتاق اکثر مریض ها بدحال یا اینتوبه بودن.دوستم داشت از همراه مریض وضعیت مریض رو می پرسید که یهو نوار قلب مریض صاف شد.راستش تو این جور مواقع بیشتر فکر می کنیم احتمالا الکترودها جدا شدن و... ما کم سن بودیم وتجربه ای هم نداشتیم.کد اعلام شد و...

من تو اتاق نموندم ،دوستمم که شوکه بود رو برداشتم بردم بیرون.هیچ وقت یادم نمی ره وقتی صدای شیون اومد رفتم به پرستار نگاه کردم گفت رفت.گفتم کجا رفت؟!گفت مریض فوت کرد!راستش اولین جمله ای که اون موقع گفتم یادمه.گفتم یعنی به همین راحتی مرد؟!

 چند روز پیش یه مریض بستری شد.یه دختر جوون با سرطان.... که با اختلال هشیاری آورده بودنش.یکی از بچه ها مریض رو دیده بود.صبح بستریش رفته بودم بخش خون.که دیدم صدای شیون میاد.البته قبلش کد اعلام شده بود و CPR و... از پرستار پرسیدم کدوم مریضه.گفت فلانی.همین روز قبلش  طفلک بستری شده بود.

واقعا فاصله مرگ وزندگی خیلی کمه.کی می دونه تا کی زنده هست.

قدر لحظه ها،قدر آدمای اطرافمون رو بدونیم!

دیدن مرگ مریض ها واسه هیچ پزشک وپرستاری راحت نیست.ما به مردن مریض ها عادت نمی کنیم.تحمل کردن رو یاد می گیریم بخاطر ادامه راهمون وبخاطر مریض های دیگه.



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۳ | ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده
تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱۸ | ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده
تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٦ | ۳:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٢٢ | ۱:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٢٠ | ٥:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۱٧ | ۸:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۱۳ | ۸:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٩ | ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده
تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٥ | ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده
تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢۱ | ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۳ | ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده
تاريخ : ۱۳٩۱/۱/۱۸ | ۳:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده