تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/۸ | ٩:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده

استاجرهای تازه وارد رو میبینم یاد خودمون می افتم.اولین بخش به ما گفتن فردا شما شرح حال بگیرین.اتاق عمل فردا نیست.ما هم بیخبر.قبول کردیم.بعدا فهمیدیم نه تنها اتاق عمل هست بلکه ما که تابحال شرح حال جدی نذاشتیم فرصت زمان محدودی داریم که قبل از رفتن مریض به اتاق عمل شرح حال بذاریم.یادم هست.رفتم از مریض شرح حال بگیرم.دیدم اینترن داره معاینه می کنه.مظلوم یک گوشه مونده بودم داشتم فکر می کردم یعنی می شه منم بلد بشم؟

چقدر استرس داشتیم.زبان

الههی بمیرم این بچه های تازه وارد چقدر استرس دارن.

نوت رو بهشون یاد دادم.امروز داشتم شرح حالهاشون رو نگاه می کردم.دیدم نه نحوه نوشتن شرح حال رو هم باید یاد بگیرن.البته گناهی ندارن طفلکا اینقدر می گیم از زبان مریض، از زبان مریض همین می شه دیگه.استاجر هم می نویسه زبان در دهانش نمی چرخد!زبان حالا من رابطه ام باهاشون خوبه.بهشون هر روز می گم هر سوالی داشتین بیاین ازم بپرسین. بچه های خوبین. دوست دارم پزشکی رو با علاقه یاد بگیرن نه با ترس