| اوه ریلی؟:دی-خاطره بخش اطفال-غیر رمز دار موقت |
| ساعت ٩:٤۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ کلمات کلیدی: خاطرات بخش اطفال |
|
ما خوب نوزادهای یک روزه و... که تازه به دنیا اومدن رو هم معاینه می کنیم یه خانومه خیلی جوون سرازین کرده بود بعد این نوزادش تو آغوش یه خانومه حدود 30 ساله بود ما فکر کردیم خاله بچه می شه!بچه ها پرسیدن خاله بچه این؟گفت:نه!گفتن:پس عمه شین! خانومه 30 سالش بود نوه داشت! تازه یه خانومه 21 ساله بود یه نوزاد داشت بچه ها گفتن بچه اولته؟گفت:نهههه بچه اولم مدرسه می ره! |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : خواستم بگویم که کیستم... دیدم نگفتن بهتراست !... چه سود آنکه با من نمی ماند، همان بهتر که نشناسد...مرا... ... آنکس که می ماند، خود, خواهد شناخت ############################ هر چه که لازم هست شما درباره این وبلاگ بدونین وبرخی سوالات دوستان درباره وبلاگ رو پاسخ دادم.لطفا این صفحه رو بخونین.مرسی http://manopezeshki.persianblog.ir/page/manoveblag پروفایل مدیر : یک دانشجوی پزشکی |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| امکانات جانبی |
گفت نه این بچه نوه منه!!!

