| وفای دوست |
| ساعت ۸:۱۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٩ کلمات کلیدی: |
|
در خواب ناز بودم شبی ...
راست می گن از دل برود هر آن که از دیده برفت؟
خدایا! به من رفیقی بده تا با من گریه کند رفیقی که با من بخندد را خودم پیدا خواهم کرد...
دوست یک واژه مقدس وپاکی هست شامل همه نمی شود
پ.ن:دوست معمولی گریه تو را ندیده است. ولی دوست واقعی شانه اش از گریه های تو خیس شده است...... پ.ن:این پست ربطی به پ.ن پست قبلی نداره. |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : خواستم بگویم که کیستم... دیدم نگفتن بهتراست !... چه سود آنکه با من نمی ماند، همان بهتر که نشناسد...مرا... ... آنکس که می ماند، خود, خواهد شناخت ############################ من یک دانشجوی پزشکی ام 24 سالمه واینترن هستم.هر چه که لازم هست شما درباره این وبلاگ بدونین وبرخی سوالات دوستان درباره وبلاگ رو پاسخ دادم.لطفا این صفحه رو بخونین.مرسی http://manopezeshki.persianblog.ir /page/manoveblag درضمن پیشنهاد می کنم از وبلاگ گروهی آموزشی بیمارستان مجازی هم دیدن کنین. http://bimarestan-majazi.persianblog.ir/ پروفایل مدیر : یک دانشجوی پزشکی |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| امکانات جانبی |





