روشن کردن افکار عمومی!!+باز هم دوست وبلاگنویسی پرکشید
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥   کلمات کلیدی: وبلاگی

سلام.راستش امروز می خوام در مورد یک موضوعی صحبت کنم نمی دونم شاید حرف بعضی ها باعث شد این رو بگم.در هر حال نمی دونم چند نفر اینطوری فکر می کنن.البته من مطمئنم قصد بدی از اون حرفها نبوده وفقط قصد انتقاد کردن بوده شاید هم خواستند من رو از نظرشون مطلع کنن.

ولی تصمیم گرفتم امروز یک موضوعی رو کاملا صریح بگم.اگر برای کسی تا الآن جای سوال بوده دیگه سوالی از این دست نمونده باشه!ظاهرا منم باید مثل گیلاس خانوم با مشت بکوبم رو وبلاگم!زبان نه من خوبما!شما خودتون رو ناراحت نکنین!زبان

١-اولا بگم من نه سرخوشم نه اینکه همیشه در حال خوشگذرونی هستم.شاید پستهای من باعث شده شما اینطوری فکر کنین.نمی دونم.ولی در هر حال من هم مثل هر فردی یک روز ناراحتم یک روز درس بهم چنان فشار میاره که از هرچی درسه بیزار می شم.یک روز غربت بدجوری اذیتم می کنه ولی در عین حال روزهایی رو هم دارم که خیلی خوشحال بودم وشاد بودم به قولی روز من بوده.واز این که این رشته رو انتخاب کردم خیلی هم خوشحال بودم.اینها طبیعیه هر کسی تو زندگیش هم روزهای خوب داره هم بد.اصلا لذت داشتن روزهای خوب اینه که در کنارش روزهایی هم برای تو نباشه تا قدر روزهای خوبت رو بدونی.ولی شاید فرقش در این باشه که من وقتی ناراحتم یا بی حوصله هیچ وقت پست نمی ذارم هم به این دلیل کلا خوشم نمیاد از اینطور مطالب بنویسم هم اینکه دلیلی نداره.همه ناراحت وشادی دارند ما که خونمون قرمز تر نیست برای چی بیام بنویسم؟

تاکید می کنم من نمی گم کسی که از غم وناراحتی می نویسه کار خوبی نمی کنه نه به هیچ وجه.اتفاقا گاهی لازمه خودت رو سبک کنی یا با کسی دردودل کنی وبه هر حال هر دوستی دلیلی برای نوشتن پستش داره ولی خوب، من اینطوری نیستم همین!من دوست دارم اگر کسی میاد وبلاگم یک چند دقیقه ای که تو وبلاگم هست لذت ببره وروحیه اش بهتر از قبل بشه نه اینکه همه غمهای عالم رو بیارم سراغش .من اخلاقه اینه.چه بخواین چه نخواین.خوشم نمیاد کسی رو ناراحت کنم هر چند بعضی مواقع پیش اومده که مجبور شدم پست ناراحت کننده بذارم مثل برخی مطالب درباره وقایع.سعیم بر این بوده که حتی تو پستهایی که شاید از دید شما فقط خاطرات باشه هم با آوردن عبارتی جمله ای ،کمی هم شما به فکر بیفتین.مطالب جدی کم نیاوردم ولی خب بعضی اوقات هم مطالب مهمی از نظر خودم رو به طنز نوشتم گاهی جمله ای یا کلمه ای یا عبارتی تو پستهام استفاده کردم که شاید اگر دقیق نخونین ندونین منظورم از گذاشتنش چی بوده.این بی ربط ها برام ارزشمند هست برای همین هست که تو قسمت موضوعات همه پستهای با بی ربط رو هم جدا اضافه کردم چون فکر می کنم بعضی  حرفها رو با یک جمله بهتر میتونی بزنی.به نظرم بعضی جملات دراونها هزاران حرف نهفته.در هر حال تلاش من همیشه این بوده که وبلاگم بهتر بشه واگر نتونستم انتظارات شما رو برآورده کنم متاسفم. دیگه در حد توانم نبوده.به هر حال برخی حرفها رو نمی شه نوشت.من سعی کردم ومی کنم کیفیت نوشته هام بهتر شه همیشه از  انتقاد به شرطی که واقعا به حق باشه استقبال کردم.

٢-تو این مدت وبلاگنویسیم کم ندیدم افرادی که باور نکردند دانشجوی پزشکیم حالا الآن چون پستهای در ارتباط با رشته ام زیاد شده دیگه از این دست حرفها نداشتم.ولی خب منطقشون هم این بوده که من می خواستم کلاس بذارم یا خواننده جذب کنم یا اصلا مگه می شه یک دانشجوی پزشکی اینقدر وقت داشته باشه!!اولا بگم منم می تونم برم با بهار سال بعد بیام پست بذارم ولی خب به وبلاگنویسی علاقه دارم واینقدر دوستای خوبی دارم که حرفهای اینطور افراد برام اهمیت نداشته باشه.برام مهم نیست کی چی فکر می کنه من هیچ کس رو به وبلاگم دعوت نکردم هر کسی اینجاست خودش لطف کرده قدم روی چشمان من گذاشته اومده وبلاگم.من هم برای همه اونهایی که وبلاگم رو می خونن احترام گذاشتم ومیذارم.وهمیشه برام ارزش بالایی داشتند.اینقدر که گاهی از وقتم حتی خوابم برای پاسخ دادن به سوالاتشون زدم که البته وظیفه ام بوده وهست.

به این نوشته از پست آقای هادی(از لینکهام) اعتقاد دارم که خواننده‌ای که داره وبلاگم رو می‌خونه می‌تونست در این لحظه یه وبلاگ دیگه رو بخونه یا اگر اینجا داره نظر میده می‌تونست روی پست وبلاگ‌ دیگه‌ای نظر بده . پس حضورش برام ارزشمنده و لطفش رو می‌رسونه و همیشه از این بابت ممنون بودم .

٣-همیشه هم سعی کردم نذارم تو وبلاگم تنش بوجود بیاد گاهی شده کسی اومده مثلا از پزشک ها دفاع کنه ولی نظرش طوری بوده که خودم احساس کردم اون دوست یک خورده زیاده روی کرده یا اگر کسی اون نظر رو ببینه فکر می کنه بهش که پزشک نیست توهین شده ومن  بااطلاع  اون فرد نذاشتم نظرش تووبلاگم بمونه.همیشه سعیم بر این بوده وهست که محیطی که من دارم توش می نویسم آروم باشه بدون دردسر وتنش وهمه باهم خوب باشیم ویک محیط دوستانه همراه با احترام تو وبلاگم وجود داشته باشه وبرای همین تو انتخاب لینکهام علاوه بر اینکه نوشته های وبلاگ ونوع نوشتاری وخود وبلاگ برام اهمیت بالایی داشته در کنارش شخصیت نویسنده وبلاگ هم برام مهم بوده وفکر نکنم تابحال دیده باشین کسی از لفظ نامناسب تو نظرات استفاده کنه.واین نشون از فرهنگ بالای خواننده های وبلاگ چه خاموش چه غیر خاموش داره .البته این به معنی نیست که کسانی که لینک من نیستند  خدای نکرده.... نه به هیچ وجه.اتفاقا من معتقدم تو دنیای مجازی خیلی از وبلاگنویسها خوب می نویسند ومحیط وبلاگنویسی کلا محیط خوب سالمی هست البته خوب و بد همه جا هست به هر حال به نظر من همه با فرهنگ وبا شخصیت اند ومن هم سعی کردم از بین اینهمه دوست خوب وبا اخلاق انتخاب کنم

۴-من ناشناس بودن رو دوست دارم واینطوری هم راحت ترم.ومی خوام دنیای واقعیم از مجازیم جدا باشه.

۵-یک موضوعی رو خیلی صریح به بعضی ها می گم من از دوره استاجری وقتم خیلی کم میشه وطبیعتا دیگه نمی تونم هربار برای پستها نظر بذارم وشاید هر سه پست یا کمتر یا بیشتر (بستگی داره شما چند روز بروز کنین) بتونم براتون نظر بذارم البته من همیشه وبلاگهایی که تو ریدر دارم می خونم در هر حال ،خواستم به اونهایی که من رو صرفا برای نظر دادن می خوان صریح بگم می تونین از همین جا راهتون رو با من جدا کنین.ناراحت هم نمی شم.(لازم نیست بگم که این قسمت شدیدا مخاطب خاص داشت خواهشا نیاین بگین به من گفتی ،من می دونم!زبان)

خیلی مطالب برای گفتن هست ولی خب نه من وقت نوشتنش رو دارم نه طبیعتا شما حوصله خوندنش رو.سعی کردم اون مواردی که جامعیت بیشتری داشته بگم.مژه

----------------------------------------------

بعدنوشت مهم: یک دوست جوان وبلاگنویس امشب (شب اربعین) از بین ما رفت.روحشون شاد ویادشون گرامی.ناراحت  دلقک گریان

تو وبلاگشون دوستانشون ختم قرآن گذاشتند،اگر دوست داشتین در این ختم قرآن شرکت کنین به وبلاگ دلقک گریان مراجعه کنین اونجا جزء رو اعلام کنین.ممنونم.