تاريخ : ۱۳۸۸/۱٠/۱۱ | ٩:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پزشک سر زنده

توجه:اگر وبلاگ، با عنوان، فیلم 2012 براتون بروز شده اون پست قبلی هست.

توجه:اگر ناراحت می شین این مطلب رو نخونینش.این یک پست نیست.


بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران


هیچ وقت دوست نداشتم خبر بدم.خیلی وقتها خوش خبر بودم ولی.....امشب از چند ساعت پیش که از طرف یکی از دوستان لینکی برام نظر گذاشته شده بود اعصابم بهم ریخت.نمی تونستم این موضوع رو قبول کنم.ولی ظاهرا چاره ای نیست مثل اینکه واقعیت داره!ناراحت من هیچ وقت نمی دونستم یکی از لینکهام بیمارند هیچ وقت.خیلی ناراحت شدم وقتی امشب خوندم.مدتی بود ازشون خبری نبود همه نگران بودند ظاهرا یکی از دوستان لینکی که ارتباط بیشتری باهاشون داشت تونسته بود پیداشون کنه.امروز همون فرد تو وبلاگ همون دوست نوشته که جناب آقای پسرک نویسنده وبلاگ تشنج برای همیشه رفت!گریه ظاهرا 4 دی 1388 ایشون برای همیشه به دنیای باقی رفت.ایشون یکی از بهترین وبلاگنویسانی بودند که تابحال وبلاگشون رو خوندم.قلم واقعا توانایی داشتند.جای خالی شون برای همیشه حس می شه.ناراحت

بعدنوشت:ظاهرا اون دوستی که خبر رو دادند توضیحات رو از تو وبلاگشون برداشتند.------وبلاگ جناب آقای پسرک

آخرین پست ایشون

ز احوالم چه میپرسی؟پریشانم

شبیه معبدی متروک

ویرانم

خزان باریده برمن

کاش میدیدی

فرومیریزد از پوسیدگی جانم...


ببخشین ناراحتتون کردم ولی فکر می کنم به عنوان یکی از دوستان قدیمی لینکی این کمترین کاری بود که می تونستم درحقشون انجام بدم.ناراحتدر بین اینهمه خداحافظی وبلاگی ،این خداحافظی از همه تلخ تر شد.

روحشون شاد

 برای شادی روح اون دوست وبلاگی، فاتحه بفرستید ودعا کنید.

راست می گن دوستی مجازی ،واقعی نداره ما که خیلی ناراحت شدیم خدا به مادرشون صبر بده ظاهرا فرزند شهید هم بودند.ناراحت

پرواز خواهم کرد ...

چقدر امشب پر از پرهای پروازم !

دلم سبک ، روحم وحشی ، احساسم تنهاست

می خواهم بال زنم تا اوج
تا قله ی مغرور سعادت؛
تا پاک ترین چشمه ی عادت.

امشب صدای زایش یک ستاره را می شنوم!
ثانیه های زمان در ذهنم چقدر نرم می گذرند.
چه حس گنگ بی تجربه ای دارم؛
و انگار بر سبکی ابر ها سوارم.

چشمهایم خسته اند
دل را عصای راه می کنم

در خیالات پر از رنگم
با قاصدک ها پرواز میکنم!

دیگر سنگین نیستم
چون دلم را بوی گلی نازک میکند.

من امشب تا هر آنجا که افق پیدا نیست
پرواز خواهم کرد
پرواز خواهم کرد ...ناراحت