سخنی با دوستان!+ بی ربط
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٩   کلمات کلیدی: وبلاگی ،پست های با بی ربط

به تمامی دوستان خوبم سلام عرض می کنم وامیدوارم حالتون خوب باشه.راستش خودم می دونم غیبت هام زیاد شده وبه قول دوستان نه به اون تند تند بروز کردن واولین نفر سرزدن نه به الآن که.........

راستش روزهای دهه اول محرم اگر نبودم بیشتر بخاطر کمبود وقت شدید(وقتی نتونی حتی بخوابی دیگه اینترنت اومدن معنا پیدا می کنه!!)واینترنت با سرعت واقعا پایین  باعث شد نتونم بیام نت.ولی در مورد الآن راستش من در بین دو راهی ام.می دونم دیگه از این حرفها خسته شدین شاید فکر می کنین اگر به وقت نداشتن هست همه وقت ندارند یا به قولی وقت برای همه ارزش داره.ولی من تو یک پستی توضیح داده بودم که بعد از یک مدت قرار هست چی بشه ولی ظاهرا توضیحات کافی نبوده  وقت من خیلی کم هست بهونه نمیارم شاید اگر می دونستین بعضی پستها رو با چه سختی می خونم ونظر میذارم چنین فکری نمی کردین.دلیل اصلی کمبود وقت، امتحانات فشرده هست راستش ما امتحاناتمون وکلاسهامون همزمان است نمونه اش!امتحان کورس سختی که دارم ودر عین حال کلاسهایی که تا ساعت 6 شب(کی گفت غروب؟6 شب دیگه!عصبانیزبان) طول می کشه!! وامتحان ترم دیگه همزمان با امتحان کورس!آخ می دونم دیر میام گاهی اصلا نمی رسم پستهاتون رو بخونم.تو این چند روزه فکر کردم اگر به همین وضع ادامه بدم با توجه به اینکه عملا این سه ماه زمستون برای ما خیلی دیدنی شده!!گریهیا شما از دستم ناراحت می شین که به نظرم بعضی هاتون شدین یا این وبلاگ .......راستش دروغ چرا.نمی تونم وبلاگم رو ببندم نه دلم میاد نه می خوام بنا به دلایلی!تصمیم داشتم از این به بعد همه نظرات رو ببندم تا هر دوستی دوست داره نظر بده به قول معروف اگر ارتباط یک طرفه شده شما هم اگر می خواین یک طرفه باشین!ولی بستن نظرات با عقیده من که معتقدم نظرات متعلق به خواننده هست منافات داره پس اینکار رو نمی کنم!اضمن اینکه اگر قرار باشه نظرات رو ببندم پس چطوری نظر شما رو بدونم!اینطوری احساس می کنم دارم برای خودم می نویسم!خمیازه(جالبه خودم به خودم جواب می دم!زبان)اگر دوست داشتین نظربدین از هیچ دوستی انتظار ندارم وهمه تون رو درک می کنم حتی اگر هیچ کدومتون دیگه وبلاگم نیاین.به هر حال خواستم براتون توضیح بدم.یکی از دوستان گفت تو چطوری وقت می کنی وبلاگت رو بروز کنی.واقعا اگه بدونین.........زبانرفیق نیمه راه نیستم تو تموم این مدت سعی کردم به همه تون سربزنم یادم نمیاد حتی تبعیضی بین شماها گذاشته باشم همیشه تو همه پستها بجز برخی پستها نظرم رو گذاشتم همیشه هم پستتون رو خوندم ونظر گذاشتم هیچ وقت به بهانه وقت نداشتن نظر سرسری ندادم البته وظیفه ام بوده وهست وقتی شما لطف می کنین به من سر می زنین حتی وقتی نمی تونم به وبلاگهاتون بیام وبعضا به چند پست نمی رسم وشما باز هم میاین پس من هم وظیفه ام هست که پاسخ محبت های شما رو بدم.نمی دونم اینها رو چرا نوشتم شاید چون دوست دارم این موضوع رو توضیح بدم پیش از اینکه از دستم ناراحت شین شاید هم شدین؟!(قول می دم آخرین باری باشه این توضیح رو می نویسم امیدوارم دیگه کافی بوده باشه!)

یک موضوع جالب هم بگم!اامروز قرار هست گروه بندی استیجری(دوره بعد از فیزیوپات) انجام بشه ببینیم به ما چی میفته!نه اینکه شانسمون خیلی خوبه! سخت ترین گروه به ما چشمک می زنه!زبان ما دیگه کم کم بریم دانشگاه که تا ساعت 7 شب کلاس داریم!

بی ربط:




تمام چیزی که باید از زندگی آموخت ، تنها یک کلمه است

((میگذرد))

یک بند به بی ربط اضافه کنم قبل اینکه شما بگین.زباندرسته که چگونه گذشتن هم مهم هست ولی باور کنین چه خوب،چه بد،چه تلخ،چه شیرین میگذره پس مراقب ثانیه های زندیگتون باشین!

پ.ن:یک مطلب دیگه هم،  با عرض معذرت از برخی دوستان عزیز،مدتی هست تصمیم گرفتم در مورد پستهای سیاسی نظر ندم شرمنده دوستانی که این روزها پست سیاسی گذاشتند ومیذارند.امیدوارم من رو به بزرگی خودشون ببخشند.