من وسرماخوردگی + بی ربط!
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤   کلمات کلیدی: حال و روز ما! ،پست های با بی ربط

سلام بر تمامی دوستان خوبم!اول عرض کنم که دوستان فرمودند قالب قبلی سیاه هست و....... ما هم قالب رو تغییر دادیم!دوم اینکه ما در گذاشتن کد گوگل ریدر در این قالب ناکام ماندیم!هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!نگران (بعد نوشت!:کد گوگل ریدر در وبلاگ گذاشته شد!هورازبان) سوم اینکه از پیشنهاد رنگ فونتی که به زمینه وبلاگ بیاد برای شما هم خوندنش راحت باشه استقبال می شود!مژه

واما..........!

می گن از هر چی بترسی سرت میاد پس بهتره از چیزی نترسین تا به عاقبت ما دچار نشین!ما آمدیم بگوییم که از دوستانی که از 19 آبان شب، پست گذاشتند به بعد عذرخواهی کنیم که نتوانستیم به خدمتشان برسیم البته ما به بیشتر دوستانی که در سه شنبه بروز کردند سرزدیم وپستهایشان را خواندیم ولی حالمان خوب نبود نتوانستیم نظر بگذاریم! نمی دانیم چرا این وجدان بیدارمان مدام چشم غره می رود که خجالت بکش راستش رو بگو! خب الآن که فکر می کنیم می بینیم ما سه شنبه حالمان خوب بود ولی بخاطر خستگی زیاد نشد نظر بگذاریم ومی خواستیم فردایش بذاریم که نشد.

برای همینه که می گن کار امروز را به فردا مسپار!

بعععله!ما یک سرمایی خوردیم که نپرس!چهار شنبه صبح که دانشگاه می رفتیم هوا چنان سرد بود که فکر کردیم به قطب جنوب آمدیم!بعد، ظهر هوا خیلی گرم شد ما هم که دیدیم هوا  گرم هست  یک اقداماتی نمودیم که!(نمی گم چون گفتن نداره من رو می کشین! نگران)بعله سرما خوردیم ولی به روی مبارکمان نیاوردیم!

یعنی با خودمان می گفتیم اصلا مگه می شه من سرما بخورم!یعنی چی ما خیر سرمان واکسن انفلوانزای فصلی زده ایم!یعنی چییییی اینقدر پول واکسن دادیم دهه! عصبانی ما نباید سرما بخوریم!اصلا ما بسیار مجهز میباشیم!کافیست این ویروس سرماخوردگی  به ما حمله ور شود تا ما آن شهاب 5 مان (نترسین خودم درستش کردم! زبان) برسر میبارکش فرود بیاوریم!البته شب هنگام احساس خطر نمودیم که نکند این جاسوسان نامرد گزارش تجهیزات ما را به دشمن داده باشند وبالافاصله در حال تجهیز کردن دوباره خود بودیم که  دشمن به ما شبیحخون زد وما شکست خوردیم!

بععله!یک سرمایی خوردیم که نپرس!حالا بدترش این بود که بیمارستان(برای آموزش) داشتیم بعد شما فکر کن تب  داری بعد حال نداری بلند شی اصلا!گلوت هم ،چنان می سوزه که تو می خوای اتش نشانی بیاد این آتشی که در حال سوزاندن گلوت میباشد رو  خاموش کنه! بعد همش ساعت رو دم به دقیقه نگاه کنی ببینی نکنه بیمارستان دیر شه بعد در حالیکه دوست داری روی تخت بگیری تا سال بعد بخوابی  بری این همه راه رو تا بیمارستان!و........

خلاصه اینکه ما در زندگیمان اینگونه سرما نخورده بودیم!

کی بود گفت آنفلوانزای خوکی زود بیاد جلو!

چرا تشویش اذهان عمومی می کنین هاان؟!عصبانیزبان

ما شانس نداریم خوکی بگیریم!

ما خوکی نگرفته بودیم هر کس خبر دروغ منتشر کند مجبورش می کنیم بیاید همین جا  اعتراف کند وابراز ندامت واینا! گاوچران

به قول برخی ها تو که با یک سرماخوردگی اینطوری می شی اگه h1n1 ( خواستیم کلاس بذاریم زبان شما بخونین نوع a!)گرفته بودی که مرده بودی!نگران

بععله!آمدیم ابتدا از دوستان خاموش ونظر دهنده پست قبل تشکر کنیم وبا دیگر بخاطر طولانی شدن پست قبل عذرخواهی نموده ونیز از دوستان بروز کننده ونظر گذارنده عذرخواهی کنیم به تدریج به خدمتشان می رسیم وهمچنین جواب نظرات را می دهیم!

پ.ن:می گوییم مردم جدیدا چقدر!به فکر سلامتی شان هستند! عجب عجب! ابرو

پ.ن:بین خودمان باشد ما این مطلب رو دوبار نوشتیم! بار اول مطلبمان پرید!سعی کردیم مثل بار اول بنویسیم ولی نمی دانیم چرا مثل بار اول نشد!گریه

پ.ن:آقا چرا کسی نگران ما نشد ؟؟ ما مثلا چند روزی نبودیما! آب از آب تکان نخورد!

پ.ن:دوست عزیز نویسنده وبلاگ اینجا دنیای خیال است و..... وبلاگتان قسمت نظراتش رمز می خواهد چه کنیم؟!

پ.ن:جناب مردی که می خندد شما رفتین مسافرت چرا وبلاگ رو حذف کردین؟!!تعجب من فکر نمی کردم معنی اون پست خداحافظی دائمی باشه!ناراحت

بعدنوشت:ما سرماخوردگی را شکست دادیم!یک نفر اون پرچم پیروزی رو بده من!زبان

بی ربط:


آن مرد طبیب بود و می گفت : جهان بیمارستانی ست بی سر وسامان هر کس بیماریی دارد و هر کس دوایی می خواهد هزاران هزار بیماری افسوس اما هزاران هزار دوا را چطور می توان یافت ؟
جوانمرد اما می گفت : ما همه تنها یک بیماری داریم خواب !
و دوایی نیست جز بیداری
بیدار شوید تا جهان بیمار نباشد.