و دوباره پاییز از راه رسید! شعر + تجدید خاطره (ادامه مطلب)
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٥   کلمات کلیدی: شعر

ودوباره پاییز از راه رسید با قدم های آهسته!  وبا برگهای رنگارنگ که  تا آخرین توان خود روی درخت می مانند، دوباره دل آسمان تنگ می شود.دوباره از دلتنگی اش می نالد آنقدر بلند که حتی ماهم صدایش رو بشنویم.ودوباره اشک آسمان در خواهد آمد. نمی دونم چرا به پاییز لقب سلطان فصل ها دادند من بهش می گم فصل رنگارنگ!من پاییز رو بخاطر این مناظرش(عکس پایین) دوست دارم.بغل

این شعر رو اتفاقی دیدم.خیلی به دلم نشست.امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.مژه یاد دوران مدرسه، دوران اشک ولبخندهای کودکانه بخیر.یاد خاطرات مدرسه.چقدر زود گذشت مثل یک چشم برهم زدن!! ناراحت

پاییز مهربان!
آوازهای رنگی خود را ز سر بخوان !
با برگهای قهوه ای و سرخ و زرد خویش
نقش هزار پرده ای از یادها بکش .....
لختی درنگ کن!
از سطر سطر دفتر یادم عبورکن!
با من کتاب خاطره ها را مرور کن!
تو یادگار عمر به تاراج رفته ای
در روزهای خاطره انگیزت
پیچیده عطر کودکی و نو جوانی ام
من دکمه های لباسم را
با دستهای مهر تو می بندم
در کوچه های خاطره انگیزت
دنبال عمر گمشده می گردم
گلدان شمعدانی و یاسم را
با قطره های مهر تو
آب می دهم
با من بمان!
با من بخوان!
همراه من کتاب زمان را ورق بزن :
زنگ دبستان را زدند...
احمد دوباره کنج حیاط ایستاده است
خورشید کم کمک به نوک کوههای غرب
نزدیک می شود ....
اما هنوز از حسنک نیست یک خبر
معلوم نیست باز چرا دیر کرده است!
فریاد اعتراض حیوانها می رسد به گوش :
بع بع .... مع مع
کبری هنوز پشیمان است!!
امسال هم دوباره کتابش را
زیر درخت خانه شان جا گذاشته
پاییز مهربان!
با من بساز!
با من برای کوچ پرستو غزل بساز!
من هم کتاب عمرو جوانی را
زیر درخت سبز زمان جا گذاشتم
دارد قطار حادثه از راه می رسد
پیراهنم کجاست‌ ؟؟
فانوس هم که نفت ندارد
کو ماه ؟؟ کو سوار ؟؟
باران حادثه است که می بارد
آن مرد در باران می رود
سد هم شکسته است
پطرس کجاست ؟؟
تاب و توان من هم از دست رفته است
بازی تمام شد!
این دست آخر است ....
تقدیر برد و من
ناباورانه باختم !
اما چقدر خوب
من گرگهای گله خود را شناختم ......

شاعر : اکوت

توجه:دوستان اگر تمایل دارند ادامه مطلب رو ببینند به مناسبت سال تحصیلی جدید عکس هایی از کتاب های دوره دبستان سالها قبل گذاشتم.( دکتر متاستاز راستش می خواستم لینک شما رو بذارم ولی صفحه پستتون خطا می داد!!با تشکر از دکتر متاستاز.من خودم هم چند تایی بهش اضافه کردم. واقعا تجدید خاطره شد.چه زود گذشت دوران شیرین مدرسه افسوس)

پ.ن: می دونم چند روزی از پاییز گذشته ولی من الآن وقت نوشتنش رو داشتم.

پ.ن:می خواستم پست دیگه ای بجای این پست بنویسم ولی وقت نکردم.ناراحت



 

به مناسبت سال تحصیلی جدید عکس هایی از کتاب های دوره دبستان سالها قبل

توجه:دوستان اگر بین تصاویر،تصویری هست که براتون سخت باز می شه در نظرات اعلام کنین حجمش رو کم کنم.ممنونم