شوخی می کنین؟!خاطره بخش اطفال-غیر رمز دار موقتی
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٥   کلمات کلیدی: خاطرات بخش اطفال

اتندمون تعریف می کرد می گفت یه نوزادی رو برای معاینه آوردن پیشش بعد مثل اینکه به نوزاد!دقت کنین نوزاد! یه تیکه کالباس!!!! داده بودن بعد دکتر بهشون گفتن چرا؟!! گفتن اون والدین نوزاده آخه داشتیم می خوردیم داشت نوزاد نگاه می کرد یه طورییی!!گفتیم یه تیکه بهش بدیم!!

دکتر هم به شوخی گفته نه اینکه بعدش نوشابه ندادین واسه همین حالش بد شده!زبان

تازه یه بار هم یه خانومه شیر پاستوریزه به نوزاد داده بود!

همینا!نگران

پ.ن:به بچه های زیر یکسال به هیچ وجه اسفناج وعسل ندین مخصوصا عسل تحت هیچ شرایطی.

دوستان تازه وارد لطفا این صفحه رو بخونین.مرسی

راستی لینکهای اینجانب لطفا 3-4 ساعت بعد از بروز کردن وبلاگشون یه نیگاهی به گوگل ریدر وبلاگ من بندازن اگر لینکشون دیده نشد به این حقیر اطلاع بدن.مقسی!

به تمامی نظرات تا به این لحظه جواب داده شده.این بار زودتر جواب دادم!چشمک


 
آموزش ساخت گوگل ریدر با ورژن جدید گوگل ریدر
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٢   کلمات کلیدی: آموزشی وبلاگی ومجازی

سلام.یکی از دوستان عزیزم این آموزش رو تو سایتش گذاشته

برای اونهایی که قبلا ساخته بودند یا پست من رو درباره گوگل ریدر خوندن عرض کنم تنها فرق این آموزش این هست که با توجه به اینکه گوگل ریدر جدیدا اون قسمت گرفتن کد رو به حالت معمول از سایت حذف کرده تو این آموزش به شما یاد داده می شه که چطور بتونین کد گوگل ریدر رو دوباره از سایت بگیرین وگرنه مابقی آموزش مثل سابق هست.

با تشکر از دوست عزیزم مژده

آموزش ساخت لیندونی گودری با ورژن جدید گوگل ریدر


 
کد واسه اتاق زایمان-خاطره بخش اطفال-پست موقت غیر رمز دار+توضیح
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۱   کلمات کلیدی: خاطرات بخش اطفال

اتاق زایمان کد خورد.حالا این کد چیه بماند

هر کسی تونست خودش رو رسوند به اتاق زایمان طبیعتا اتاق زایمان باید استریل باشه دیگه گان و.... خوب محدود هست بعضی ها که اولویت بودن رفتن واسه کمک.

اون طور که ما دونستیم ظاهرا مادر تو 28 هفتگی نوزاد رو به طور طبیعی به دنیا آورده بود حالا چرا 28 هفته ما هم مثل شما نمی دونیم!

ماما به اتند اطفال می گفت که نوزاد اول قلبش فقط می زده.نمی دونم!به هر حال مشکل تنفسی داشت همه نوزاد های تازه به دنیا اومده یه گریه ای اول دارن این که اصلا نداشت مشکل تنفسی داشت خوشبختانه کمک ها موفقیت آمیز بود ونوزاد زنده موند وسریع بردنش NICU(بخش مراقب های ویژه نوزادان) چند وقت پیش هم یه نوزاد به دنیا اومده بود تو بیمارستان قلبش بیرون می تپید

همینطوری:یادش بخیر قدیما تو تی وی می دیدی اونهایی که پشت اتاق عمل موندن وقتی دکتری کادر اتاق عمل میان بیرون می گن نوزاد سالمه؟مامانه حالش خوبه؟بعدش خدا رو شکر بلندی می گفتن تاااازه بعدش می پرسیدن نوزاد دختر هست پسره الآن چی اغلب همون اول می پرسن نوزاد دختره پسره!

بخدا بیشتر از اینکه واستون دختر بودن یا پسر بودن مهم باشه به این فکر کنین نوزاد صحیح وسالم به دنیا بیاد.باور کن این از همه مهمتره.اگر اینطور شد خدا رو شکر کنین باور کنین خیلی بی انصافی از نظر من که خدا نوزاد سالم به قول بچه ها گوگولی مگولی بهتون بده اونوقت سر جنسیتش از خدا طلبکار باشین

پ.ن:البته این قسمت بالا در مورد این مادر صادق نبودا!بیچاره مادره اینقدر خودش بی حال بود که.... کلی گفتم!

پ.ن:چند وقت پیش یه پسر بچه واقعا ناز ومعصوم رو مامانش آورده بود درمانگاه این بچه حتی موقع ناراحتی چنان قیافه به خودش می گرفت آدم دلش کباب می شد واسش.مامانش می گفت تومور بدخیم داره تو نخاع.ناراحت

شرمنده این ماه های اخر اکسترنی واقعا وقتمان کم هست.دیگه کم کم بی وقتی ما هم مثل بقیه داره شروع می شه!چشم پره هم که هیچی کلا!خواب

وبلاگ گروهی بیمارستان مجازی بروز شد

بیربط:خبرهای این چند روزه به گوشتان رسیده هوا=پیم-ا و ....بله بلهنیشخند

یه توضیحی بدم:از این به بعد تا قبل از اینترنی اینجانب یعنی تا چند ماهه دیگه، پست های غیر رمز دار موقت که رو عنوان خواهم زد این رو.ظرف سه هفته از گذاشتن تو وبلاگ رمز دار می شن تا حد امکان همه بتونن بخونن.مگر پستهایی که از اول رمز دارن که سعی می کنم کم باشه.خواهشا رمزها رو فراموش نکنین که دوباره دادن رمزها در توان من نیست.دوستانی که من می شناسمشون یا با مشارکتشون احساس کنم قابل اعتمادن طبیعتا رمز رو دریافت خواهندکرد. ولی نه تو اولین برخورد عزیزان.ولی تو اینترنی این میزان موقت غیر رمز دار بودن پست ها خیلی کمتر وحداکثر ده روز می شه.البته اگر عمری بود! قبلا قرار بود کلا رمز دار بنویسم اما ماشالله اینقدر اعتراض زیاد بود ما هم گفتیم این روش شاید بهتر باشه!مطمئنا اگر کسی خواننده ثابت باشه می تونه پستها رو به این شکل براحتی بخونه.فکر کنم از روش قبلی بهتره.بازنده


 
دنیا را بد نساخته بودن بعضی ها خود ویرانش کردن
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱۳   کلمات کلیدی: تسلیت

خدایا

اینجا دنیاست همان جایی که مردمی مهمانشان را به خانه دعوت می کنند وبا شمشیر به استقبال او می روند

اینجا دنیاست همان جایی که مردمی برای امامشان دعوتنامه می فرستن وبه او می گویند مردم شهر سخت مشتاق دیدار شما هستن وخود اولین نفر در مقابلش می ایستند

اینجا دنیاست همان جایی که غریبان را در آن غرق در خون می بینی

این دنیا عالمی دیگر هست باور کن همانجایی که مردمی می دانند در مقابلشان نوه پیامبر هست می دانند حق با اوست ولی عجیبا در روز روشن آفتاب را انکار می کنن

اینجا همانجاییست که مردمی برای ثروت وقدرت به شقی ترین اشقیا تبدیل می شون

بندگانت عزیزت به دشمن آب می دهند سپاهشان پشت سرشان نماز می خوانند ولی حال که نوبت آنها می شود آب را بر آنها می بندند

خدایا

قسم به امام غریب غرق در خون

قسم به دستان بریده حضرت عباس

قسم به شهید شیرخوار تشنه به لب غرق در خون

قسم به گریه های حضرت رقیه در خرابه های شام

قسم به شبهای صبوری ودرد ورنج حضرت زینب

ما را در این دنیا به حال خود رها مکن

خدایا مبادا چتر حمایتت را از ما بگیری

مبادا ما را تنها بگذاری

خدایا با رویی سیاه ولی دلی امیدوار به درگاهت آمده ایم

خدایا حال بندگان بیمارت را،حال بندگان گرفتارت را

اصلا

حال همه را دریاب

پ.ن:«یا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ»

ای فرزندم، از ظلم به کسی که در برابر تو ، هیچ یاری کننده‌ای به جز خداوند ندارد، بر حذر باش(آخرین وصیت امام حسین(ع) به امام سجاد(ع)در روز عاشورا)

پ.ن: احتمالا تا سوم امام بروز نمی کنم وفکر نکنم خیلی بتونم بیام نت،اگر عمری بود بعدش در خدمتیم.خوبی بدی دیدین حلال کنین. چشمک

پست قبلی جدید هست


 
آمپول رگام!خاطره بخش اطفال-پست غیر رمز دار موقت
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی: خاطرات بخش اطفال

بیمار یه نوزاد چند روزه تو محفظه فتوتراپی،مادرش یه خانوم جوون هست یه بار سابقه سقط داشته وحالا این بچه رو به دنیا آورده بچه از همون روز اول تولد زردی قابل ملاحظه ای داشته آزمایش که گرفتن نشون می ده که RH مادر منفی هست نوزاد مثبت ویعنی ناسازگاری RH هست گروه خونی شون یکسان نیست ولی ناسازگاری گروه خونی ندارن احتمالا بار اول هم که مادر سقط کرده ناسازگاری RH  بوده وبدن مادر آنتی بادی رو ساخته.دکتر از مادر می پرسه بار اول بهت رگام زدن می گه نه.می گه گفتی سقط کرده بودی جواب خاصی مادر نمی ده دکتر می گه بار دوم بهت رگام زدن؟(البته جوابش معلومه دیگه)می گه نه!دکتر می گه چرا نزدی؟کسی نبود بهت بگه!می گه من فکر می کردم از بچه دوم به بعد می زنن!.پرستار با بهت می گه اصلا تحت نظر پزشکی بودی؟؟!!مادر جواب خاصی نمی ده؟!!ابروسوال

-تصویر از اینترنت برداشته شده-تو ادامه مطلب یه توضیحاتی دادم درباره رگام و... حوصله داشتین بخونین!

پ.ن:تمامی نظرات پست قبل رو جواب دادم.پست قبل آخر امشب رمز دار می شه.از این به بعد تمامی خاطرات پزشکی وبعضی پستها یه مدت بعد از بروز کردن رمز دار می شن.دوستانی که می خوان حتما جواب نظرشون رو ببینن ورمز ندارن، ادرس ایمیل بذارن حتما که جواب واسشون توسط پرشین فرستاده بشه

سوال:دوستانی که گوگل ریدر دارن شما می دونین من چطور می تونم تو ریدر پابلیک کنم.کد بگیرم.آخه دیگه نمیاد!