خاطره بخش اطفال- رمز دار
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٧   کلمات کلیدی: خاطرات بخش اطفال
 
نگاه تو دوربین حتی!
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٦   کلمات کلیدی: اجتماعی

یه اتوبانی رو در نظر بگیرین 5-6 متر اولش دو لاین رفت وبرگشت بدون هیچ وسیله  جداکننده ای هستن یعنی به هم مرتبط می شن بعد از 5-6 متر حفاظ میله  مانند اتوبان هست پس طبیعتا  نمیشه از رو میله ها رفت اون یکی لاین!حالا تصور کنین یه خاور کنار اتوبان 20-30 متر داخل یکی از لاین ها نگه داشته که دیگه عملا با حفاظ از مسیر دوم جدا شده!بعد تصور کنین شما خوش و خرم در حال رانندگی هستین تو اتوبان بعد جناب راننده خاور از کنار اتوبان می پیچه جلوتون تا دور بزنن به کجا؟!شما هم نمی دونین!که وقتی ماشین های تردد کننده تو اتوبان رو می بینه هول میشه تو وسط اتوبان توقف می کنه!! در این حال شما ماشینت رو می گیرین سمت دیگه اتوبان که بتونین عبور کنین همین لحظه یه پرشیا که تو آخرین قسمت قبل از حفاظ دو طرفه مسیر مونده می پیچه داخل مسیر شما اون هم دور  کامل !وراه رو می بنده عملا اتوبانی رو در نظر بگیرین که کلا این دو خودرو راه رو بستن شما که عنقریب بکوبین به هر دو خودرو با آخرین توان ترمزی می زنین به زحمت خودرو رو نگه می دارین ومتعجب به راننده خودروی پرشیا نگاه می کنین که لبخند می زنه ومی گه اجازه هست دور بزنه بیاد تو لاین سرعت؟؟!!!وهمین لحظه خونسرد پرشیا حرکت می کنه وبعد شما خاوری رو می بینین که بیش از نصفش جلوی ماشین شماست که با خونسردی از شما اجازه می خواد راه بدین!!وبعد در مقابل نگاه متعجب همه با آرامش از کنار اتوبان می ره آروم لاین سرعت یه چندین متر هم تو لاین سرعت خلاف جهت حرکت می کنه وبعد از اولین قسمتی که می خواد  اتوبان از هم جدا شه می پیچه لاین مخالف!!!

تو تاکسی هستین میدون شلوغ بزرگی هست که چندین خیابون بهش منتهی میشه تاکسی تون هم داره میدون رو دور می زنه همین لحظه یه خودرو سواری با سرعت زیاد از یکی از خیابون ها وارد میدون می شه دستی رو می کشه عین این فیلم ها یه دور کامل می زنه وبعد با سرعت خلاف جهت تو میدون حرکت می کنه واز یکی از خیابون ها خارج می شه وشما خودروهایی رو می بینین که راننده هاشون تا آخرین لحظه ای که خودرو مذکور از دید خارج بشه بهت زده دارن به اون خودرو نگاه می کنن!

تو پیاده رو دارین راه می رین بعد مشاهده می کنین خودرویی در حال حرکت آینه یه خودرو دیگه رو که پارک کرده وراننده اش نیست رو به سرای باقی می فرسته وبعد با خونسردی کامل راننده خودرو دوم می ره خودروش رو پارک می کنه وانگار نه انگار که اتفاقی افتاده اصولا! ومی ره!

و..............

پ.ن:خیلی ها هستن چه خانوم چه آقا خوب رانندگی می کنن اما متاسفانه همیشه راننده های خاطی هستن که آبروی رانندگی یه ملت رو می برن!

پ.ن:سلام به همگی.دلم واسه اینجا واسه دوستای خوبم خواننده های عزیز اینجا تنگ شده بود.دو هفته ای سرمای شدیدی خوردیم بعدش خوب شدیم  بعدش به معنای واقعی کلمه در برف وبوران گیر کردیم که  خاطره جالبی شد واسه ما واقعا!:دی  الآن هم همه چی  آرومه شامل حال ما میشه!مرسی از همه دوستان وشرمنده نگرانتون کردم. بعدنوشت:به همه نظرات تا ساعت 2 بعد از ظهر جمعه جواب دادم

پ.ن:دکتر سردار وبلاگتون واسه من فی/ل/تر هست لطفا آدرس ایمیلتون رو بذارین رمز رو واستون بفرستم.از دوستان اگر کسی فلفل شکن داره به دکتر سردار این موضوع رو اطلاع بده.مرسی


 
این جمله معروفه!-پ.ن ها
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٤   کلمات کلیدی: روزنوشت

جمله معروفی هست که میگه خودم کردم که لعنت برخودم باد!کلافهعصبانی

 

پ.ن:یه کم فکر کردیم دیدیم همون یه کم رو هم که می خواستیم توضیح بدیم توضیح ندیم!نگرانساکت فقط حرص خوردن ما رو تو این دو روزه پذیرا باشیدچشم

 پ.ن:حالمون هم خوب هست الآن.مرسی که جویای حال این حقیر شدیدقلب

پ.ن:کسی می دونه چطور می شه یه فیلم رو سانسور کرد؟(منظورم فیلم وسریال نیستا فیلمی که با موبایل می گیری یا دوربین)

پ.ن:استادی داریم به غایت دلسوز-بسیار مودب-بسیار با شخصیت ومنطقی به ما می گوید بچه ها شما اکسترنین هر سوالی دارین تو معاینه تو سمع هر چی حتی اگر اشکال معاینه از بخش های دیگه دارین بهم بگین بهتون یاد بدم.خدایش او را خوشحال کند که با اکسترن ها خوب هستمژه

بعدنوشت: سرمای شدیدی خورده ایم که روز به روز بدتر می شود امتحان بسیار دشواری هم داریم کلی هم کار مهم دیگه که رمقی نداریم انجامشان دهیم!خولاصه منتظر ما نباشید زنده ماندیم بر می گردیم!

بعدترنوشت:یه لحظه دیدم چند خط بالاتر نوشتم حالم خوب هست وخطر مسمومیت غذایی از بیخ گوشمان گذشت.بعد داشتم فکر می کردم بین حال خوب داشتن تا حال بد داشتن می تونه تنها به اندازه دو خط یه پست فاصله باشه!چشم


 
نه واقعا؟!نه واقعا؟!نه آخه تو رو خدا واقعا درسته؟انصافه؟!
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢   کلمات کلیدی: انتقاد

سلام.شب پاییزی تون که به زمستون شباهت پیدا کرده بخیر:دی.اول بگم پست قبلی جدید هست.داشتم فکر می کردم نه واقعا درسته؟!نه آخه واقعا؟!

فکر کن دانشجوی پزشکی هستی بعد موظفی بری بیمارستان بعد این بیمارستان برای امنیت خود ماشینت هم که شده بهتره تو پارکینگ پارک کنی.فکر کن موظفی بری بیمارستان!یعنی وظیفه شماست بعد پارکینگ بیمارستان واسه همه چه دانشجو چه غیرش پولی هست!!!!یعنی به شما می گن شما باید جایی باشی ولی باید پول هم بدی!فکر کن بخش هم که یه روز دو روز نیست از یک ماه شروع می شه تا سه ماه.و تو هر روز باید به پارکینگ بیمارستانی که باید بری برای تحصیل پول بدی!نه واقعا این درسته؟!نه واقعا درسته از یه دانشجو اینطوری پول بگیرن؟! مگه قرار نبود باری از روی دوش دانشجوها که هزینه شون هم کم نیست برداشته شه؟!

این رو هم بگم من ادم خسیسی نیستم ولی خداوکیلی گرفتن اینطوری پول درست هست؟!این اولین باری هست که تو تموم مدت تحصیلم  پارکینگ یه بیمارستان واسه دانشجوها و.... پولی هست!شنیده بودم کارت بدن ولی اینکه هر روز پول بدی.....

جمله معروفی هست که می گه

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی من               آنچه البته به جایی نرسد فریاد هست


پ.ن:سرما خوردم یه کم یه آب میوه یه شیرکاکائو امروز خوردم که نمی دونم چرا یه طوریم شد یه ساندویج کالباس رو یه کم خوردم تاریخ انقضای کالباس گذشته بود کلا رو به موت شنیدی؟من یه دانشجوی پزشکی شونم!


 
گوگولییییی(خاطرات بخش اطفال)-رمز دار
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱   کلمات کلیدی: خاطرات بخش اطفال
 
یک ساعت دیگه
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱   کلمات کلیدی:

اول سلام.این پست اول مخصوص همه خواننده ها.گفتم زشته بعد مدتها اومدم به همه سلام ندم.سلامی به روی ماه همه خواننده هام امیدوارم خوب خوش سلامت باشین.ما هم خوبیم!مقسی که می پرسینچشمک

ایشالله فرصت شه ومطلب یطوری باشه که بتونم یه پست غیر رمز دار بذارم همه بتونن بخونن.ازم دلگیر نشین حتما چاره ای نبوده که می خوام اکثر پستهام رو زین پس رمز دار بنویسم.قلب همه خواننده هایی که تا الآن  من نمی شناسمشون اگر در اینده تو پستهای غیر رمز دار بتونن ثابت کنن که می تونم بهشون اعتماد کنم حتما رمز می دم.ولی فعلا معذروم

تا یک ساعت دیگه با پست خاطراتی بروز می شیم!با عرض شرمندگی بسیاااااااااااااار فروان پست رمز دار هست قطعا!

اول بگم اون رمزی که به بعضی دوستان دادم رو تغییر دادم بعد اینکه به اکثریت فرصت نکردم رمز بدم دوستاان که رمز می خوان وواجد شرایطن لطفا مجدد درخواست رمز کنن فقط حتما بگین تو پست قبل درخواست رمز کرده بودین یا نه.


راستی هنوز نتونستم به نظرات جواب بدم البته از آخر شروع کردما ولی واقعا ماشالله اینقدر شما خوبین و با محبت زمان می بره به همه نظرات قبل این پست جواب بدم.پس خواهشا دوستانی که سوالی پرسیدن یا نظر دادن یه خورده شکیبا باشن.البته می دونم که هستیناخجالت خواهشا نگین جوابمو ندادی حتما می دم فقط یه کم دیر می شه شرمنده.فرصت نشد بیام به بچه های وبلاگی سر بزنم باور کنین گرفتاریم زیاد شده از یه طرف این پایان نامه هم اومد وسط درس هام وپره:دی البته می دونم همه تون به هر حال گرفتارین.ما هم رومون سیاه دیگهخجالتلبخند در مورد پره هم که پرسیده بودم آقا شما بذار به پای جوگیری!کلا حرف نزنم سنگین تره.یه برنامه ریختم بگو از کل برنامه همش یه درس از ریه رو خوندم.دستمم درد نکنه!:دی کلا کی بوک-گزینه برتر هم کتابهای جالبین!زبان

پ.ن:تو ترکیه نزدیک مرز ایران زلزله اومده.فقط می تونم بگم ای کاش بشه ساختمون رو مقاوم ساخت بشه زلزله رو زودتر پیش بینی کردو امیدوارم تلفات زیاد نبوده باشه.