| این روزها+توضیح درباره پستهای آینده |
| ساعت ٦:٤۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٩ کلمات کلیدی: |
|
سلامی دوباره قربون محبت تک تک دوستای خوبم داستانش هم اینه که آموزش کلاسها رو تو یه روز انداخته بود کلا تا شب(دستش درد نکنه) بعد بچه ها با روزش موافق نبودن خواستن روز رو عوض کنن ولی همه کلاس ها تو یه روز باشه مثل برنامه آموزش!که خوب همه که نمی تونن از کار وزندگی بزنن با ما هماهنگ شن!نتیجه اینکه خواستیم ابروش رو درست کنیم زدیم چشمش رو هم کور کردیم!فکر کن!ما هر روز از صبح بیمارستان بعدش تا غروب دانشگاه!خواستیم مثلا تو یه روز باشه همه کلاسها، حالا هر روز داریم کلاس می ریم! توضیح درباره پست های آینده:خوب هدف از این پست این صحبتها نبود خواستم بگم دوستان عزیز وارجمند زین پس اکثریت پستهای خاطرات پزشکی رمز دار خواهد بود رمز هم رمز قبلی نیست دوستانی که رمز رو می خوان لطفا اعلام کنن ضمن اینکه شرط دادن رمز این هست که من هم بشناسمشون.ودیگه اینکه خوانندگان خاموش در حال حاضر رمز بهشون تعلق نمی گیره با عرض شرمندگی بسیار ولی اگر در پستهای آینده غیر رمز دار از فاز خاموشی در بیان هر زمانی که ما احساس کردیم می توانیم به دوستان خاموش اعتماد کنیم به معتمدین رمز رو خواهیم داد. این رو هم تاکید می کنم قرار نیست همه پستهای این وبلاگ رمز دار بشن ولی به هر حال تصمیم فعلی من همین هست. بعدنوشت:عزیزان گرامی من هم می دونم رمز دار کردن پست کار چندان جالبی نیست اصولا و می دونم صدالبته نوشته هام بدرد خودم هم نمی خوره چه برسه به بقیه وخودم هم بعضی وبلاگهایی رو تو گودر دارم که اکثرا پستهاشون رمز دارن ومن حتی رمز هم ندارم ونخواستم اصلا ولی باز اگر دو خط غیر رمز دار بنویسن گهگاهی من همونها رو می خونم!ولی با این همه رو حرفم هستم هنوز.رمز دار یعنی رمز دار!البته نه همه پستها.این رو هم بگم اسم رمز میاد همه فکر می کنن چه خبر هست حالا ولی دست کم پستهای من خبر خاصی نیست.سلامتی راستی این وبلاگ بیمارستان مجازی هست یه چند پستی جدیده |
|
| پلیز هلپ می!(پره اینترنی!) |
| ساعت ٧:٤٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٥ کلمات کلیدی: سوالی! |
|
سلام.من واقعا شرمنده ام نمی دونم با چه رویی سوال می پرسم! آقا این امتحان وحشتناک نمیذاره من پست بنویسم پس سریع می پرسم وشما هم ممنون می شم جواب بدین. جواب بدین دیگه یکبار کمک خواستما! سوال:از خدا که پنهون نیست از شما هم پنهون نباشه من اوایل اسفند امتحان پره اینترنی دارم واز اونجایی که شنیدم سوالهای شهریور سخت بوده ویکخورده تغییر کرده نوع سوالات می خواستم بپرسم اصلا به نظر شما من از رو چی بخونم؟چطوری بخونم؟الآن بخش می ریم من چطور برنامه بریزم بین بخش ها درس بخونم!!؟ یه مطلبی من نظرم اینه برای دروس ماژور اطفال-داخلی -جراحی-زنان پارسیان بخونم بجز اطفال که می خوام گاید بخونم بعد مابقی رو از کی بوک این چطوره؟اصلا به نظرتون می شه رسوند؟کلا نظرتون چیه؟آیکون یک دانشجو در حال گیج زدن! بی ربط: با احتیاط نا امید شوید معجزه خبر نمی کنه! |
|
| حیفه نام استاد که روی بعضی ها بذارن |
| ساعت ۸:۳٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٤ کلمات کلیدی: انتقاد |
|
استاد!می دونی همیشه فکر می کردم استادی مثل معلمی مقدس هست همیشه فکر می کردم استاد مثل همون معلم دلسوز مدرسه هاست ولی حیف که گاهی بعضی ها که نباید اسم استاد رو می گیرن! خسته شدم دیگه خسته شدم تا کی بی عدالتی تا کی تبعیض تا کی دشمنی بابا مگه یه آدم چقدر می تونه تحمل کنه!روز اولی که استاجر شدم فعال ترین دانشجوی گروه بودم زیاد درس می خوندم زیاد فعالیت می کردم با شوق وصف نشدنی مریض می دیدم نه من همه مون همه ماها که استاجر شدیم روز به روز این علاقه کمتر شد دیگه الآن از شروع بخش جدید خوشحال نیستم ناراحت هم نیستم شدم عین آدمای خنثی!همش بی عدالتی رو با چشم دیدیم وخون جگر خوردیم وتحمل کردیم!دوست داشتم خودمو گول بزنم!نه کی گفته استاد می تونه حق آدم رو بخوره؟!کی گفته بعضی استادها عقده درونی دارن؟!کی گفته بعضی استادها از به گریه اندختن استاجرشون از شکستن غرورش خوشحال می شن؟!دوست داشتم خودمو فریب بدم!با خودم می گفتم نه یه دانشجوی پزشکی اگر تو عالی عالی بودی اون هم بهت زیاد می داد خوب استادهایی هم بودن که واسه فعال بودن دانشجو ارزش قائل باشن ،پس کم کاری از خودت بوده!؟آدمه دیگه گاهی اوقات برای راحت تر شدن خودش هم که شده دلش می خواد خودش رو به خواب بزنه.بروش نیاره چطور اونیکه همیشه در می رفت نمره خوب می گیره!برخورد خوب باهاش می شه ولی تویی که فعال هم هستی کافی که..بعد یک مدت ضرب المثل شده بود واسه بچه ها که بعضی استادها از ادمای حرف گوش کن ،منظم ،درس خون خوششون نمیاد!اما من همیشه دوست داشتم خودمو گول بزنم!تا رسید به یه بخش که من خیلی بهش علاقه داشتم خودم کاملا آگاهانه کاری رو انجام دادم چون یکی از انتخابهای رزیدنتیم بود دوست داشتم به رشته کاملا شناخت پیدا کنم.همه گفتن این کار رو نکن.دیوونه ای جای گرم ونرم با برخورد خوب ونمره خوب رو گذاشتی به خودت سختی بدی؟!گفتم نههههه!!من دلم می خواد بهتر یاد بگیرم دلم می خواد فعال باشم دلم می خواد علاقه ام به این رشته تخصصی بیشتر شه!گفتن نرو شنیدیم برخوردشون خوب نیست گفتم نه آدم که بی دلیل برخودش بد نمیشه!!!گفتن نمره ات رو کم می دنا!حیفه!گفتم آدم اگر فعال باشه خوب باشه نمره اش رو می گیرن باآدم دشمنی ندارن که!! آره آره من از همین جا داد می زدم فریاد می زنم من اشتباه کردم من پشیمونم!همیشه هر جا نشستم ازشون تعریف کردم تعریف نه حقیقتی بود که دست کم من فکر می کردم هست استاد اون روز یادته غرورمو شکستی به نوتی که دست کمی از شرح حال نداشت وخوندم گیر دادی گفتی آره یه چرت وپرت هایی گفتی ای کاش اون روز زبون داشتم بهت می گفتم اگر اینا چرت وپرته چرا بقیه نمی تونن بگن!چرا به فلانی که دو خط نوت می نویسه کاری نداری از گل نازک تر بهش نمی گی اما منی که صبح تا شب دارم معاینه می کنم ونوت می نویسم رفتار خوبی نداری.چرا وقتی جواب سوالات رو می دیم به روت نمیاری ولی وقتی یه سوال پیچیده ات نمی تونیم جواب بدیم آسمون رو به زمین می رسونی؟!یادته گفتی من اینجا هستم که غرورتون رو خورد کن اگر من تشویقتون کنم پس کی این حرفها رو بزنه؟!استاد عالی ترین استاد جهان باشی بهترین درس رو هم بدی بخدا که درسی که با تحقیر دانشجو همراه باشه یاد آدم نمی مونه!استاد من هیچ وقت از حرفهات کینه به دل نگرفتم چون فکر می کردم چون دلسوزی این حرفها رو می زنی از درس دادنت تعریف کردم گفتم از اون استادها هستی که پیچیده ترین مباحث رو آسون می کنی!همه جا گفتم فلان استاد ادم خیلی دلسوزیه!من هیچ وقت کینه نگرفتم چرا بین اون همه که کارشون از من هم اشتباه تر بود حال منو گرفتی!من به روم نیاوردم اون روز تنها کسی که از اکسترن تا رزیدنت مریض ها رو می شناخت نوت وشرح حال گذاشته بود من بودم بقیه حتی نمی دونستن چند تا مریض هست!ولی استاد یادته گفتی من دلم نمی خواد نفرین ودشمنی کسی باهام باشه!من نه بخاطر حرفهات نفرینت کردم که هیچ وقت نفرین نمی کنم کسی رو.نه باهات دشمن شدم!اما شما چی استاد؟!شما دشمنی نکری با من؟!دیدی حق با من بود اگر واقعا با من دشمن نبودی پس بگو معنی این نمره چیه معنی رفتارهات چیه!استاد دلم می خواد بخدا دلم می خواد باور کنم همه حرفهات از رو دلسوزی بود!ولی خودت بگو چطور باور کنم؟!روزی که بهم نگاه کردی گفتی تو رو میندازم یادته؟!به کدوم گناه می خواستی منو بندازی؟سر مورنینگ نمیومدم؟نوت وشرح حال نمی ذاشتم؟مریض رو معاینه نکرده بودم؟بهت بی احترامی کرده بودم؟می گی وظیفه شما هاست که همینطور باشین پس استاد سوال من اینه وظیفه استاد چیه؟خورد کردن دانشجوش؟نا امید کردن دانشجوش؟اشکشو در آوردن؟!بی عدالتی؟! استاد وقتی داشتی اون نمره رو می دادی روت شد ؟!روت شد به برگه خوب من اون نمره رو بدی؟!هرچند می دونم الآن هم می گین چیزی ننوشته بودی که!استاد حق داری من که یه دانشجو یه اکسترن که تازه داره پزشکی رو یاد می گیره من که اندازه شما بلد نیستم.واقعا روتون شد اون نمره رو بدین وقتی تنها کسی که دوبار اومدی وسرزده نوت ها رو دیدی تنها من بین اون همه ادم مریض ها رو دیده بودم؟!روت شد اون نمره رو بهم بدی وقتی صبح تا شب تو بیمارستان داشتم مریض می دیدم!بخدا پرستارهای بخش سربه سرم میذاشتن می گفتن تو دیگه کی هستی هیچ کس مثل تو فعال نیست!دیگه خونه واسه چی می ری شب هم همینجا بخواب!مریض ها فکر می کردن من دکترشون هستم!تو خیابون هم ازم تشکر می کردن!استاد چرا این حق من بود؟!واقعا این حق بود!اگر معنی حق اینه اگر معنی عدالت اینه پس بی عدالتی چیه؟!!! استاد راست می گن آره شما استادی قدرت داری می تونی یکی رو بندازی به یکی 20 بدی به یکی هم نمره خوبی ندی!راست می گن اکسترن بدبخت جز خدا کسی رو نداره راست می گن نمی تونم حقم رو ثابت کنم! استاد بهم کم دادی وباعث شدی حتی با نمره خیلی خوب بقیه هم میانگین نمره خوب نیاد!ولی این رو بدون همه چیز نمره نیست اون دنیایی هم هست! کی گفت نمره مهم نیست تو جامعه ای که ملاک درس خونی وزرنگ بودن وفعال بودنت نمره هست چطور نمره مهم نیست؟!مگه کسی از صبح تا شب فعال بودنت رو می بینه؟!کی گفت نمره مهم نیست وقتی معدل داره می شه یکی از معیارها قبولی تو رزیدنتی! استاد گرامی شما فقط نمره منو کم ندادی!شماآینده من رو هم تحت تاثیر قرار داری!شما به من ثابت کردی حقیقت هر چقدر هم تلخ باشه باید قبول کنم بعضی وقتها نمره هیچ ارتباطی به فعالیت وعملکردت نداره اگر استاد از تو بدش بیاد تمومه! استاد گرامی چطور من می تونم شما رو با استادی که با اخلاق خوب علی رغم اونهمه ناهماهنگی گروه تو روزهای اول گفت اشکالی نداره ما که قرار نیست شما رو اعدام کنیم یکی کنم!چطوری می تونم شما رو با استادی که وقتی نوت می خوندیم حتی اشتباه تو نوتمون رو هم با خوش رویی تصحیح می کرد ومی گفت اشکالی نداره شما اومدن اینجا یاد بگیرین اگر همه چیز رو بلد بودین اکسترن نبودین یکی کنم!چطور می تونم هم به شما و هم به استادی که اومد ازم عذرخواهی کرد وگفت برگه رو دیدم من اشتباه کردم استاد بگم؟!استاد گرامی بخدا تو بخش پوست استادش به ما خیلی سخت می گرفت اما من همیشه ازش راضی بودم چون می دونستم این سخت گیریش برای گرفتن حال ما نیست واقعا می خواد بهمون یاد بده!هر جا بودم وهستم ازش تعریف می کنم!فکر می کنی ماها قدرشناس نیستیم چرا هستیم!! استاد گرامی بخدا حیفم میاد حیفم میاد به استادهایی که واقعا حتی دعواهاشون هم دلسوزانه هست رو با امثال شما یکی کنم!! استاد گرامی نیومدم باهاتون حرف بزدم می دونین چرا؟!دیگه جایی واسه حرف زدن مانمونده!استاد گرامی بخش تموم شد نمره هم تموم شد شما باعث شدی حتی اون اساتیدی که تو بخش شما بودن وخیلی خیلی خوب بودن هم من از دستشون ناراحت شم! پس فردا پزشکی ما هم تموم می شه!همه اینها رفتنیه!مهم اینه که ادم در نظر دیگران خوب باشه خودش رو خوب نشون بده!بعد سالها دانشجوش هنوز به یادش باشه واز تعریف کنه!اسم هیچ کسی با بی عدالتی حق خوری یاد آدم نمی مونه!استاد گرامی اگر اون دنیایی باشه اگر روز جزایی باشه اگر خدایی باشه که هست دیدار ما به قیامت!استاد گرامی نه نفرینی دارم ونه دوست دارم کسی رو نفرین بکنم براتون آرزوی موفقیت می کنم امیدوارم هر جا که هستین وخواهین بود تو هر عرصه ای موفق باشین ولی این رو بدونین دانشجوی شما هیچ وقت هرگز شما رو نه حلال می کنه نه می بخشه چون شما فقط به من نمره کم ندادین شما انگیزه منو کمتر کردین شما به من ثابت کردین حتی اگر خودمو بخوام بخواب هم بزنم نمی تونم انکار کنم!حق گرفتنیه آره ولی من حقمو نمی گیرم چون تازه فهمیدم اشتباه من بود که با دید مثبت اومد بخش شما!اشتباه من بود که فکر می کردم حرفهاتون از رو دلسوزی هست! ---خدایا در آسمانت بمان مبادا به زمین بیایی زمین از دور زیباست پایین تر بیایی می بینی اینجا از معنی عدالت وحق حتی حرفش رو هم یاد نگرفته ان! پ.ن:شرمنده با این پست اعصابتون رو خورد کردم ولی حرفی بود که دلم می خواست بزنم!توقع خوندن از کسی رو ندارم!نظرات رو هنوز جواب ندادم.امتحان دارم. توضیح:من می دونم استاد خوب هست آره می تونم اسم ببرم!خودم هم مثال آوردم!تو تمام پست هم از بعضی اساتید استفاده کردم.این پست من مختص استاد خاصی بود ولی ای کاش همه استادها خوب بودن! ترجیح می دم زودتر پزشکیم تموم شه!چیزی نمونده طاقت بیار یه دانشجوی پزشکی! |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : خواستم بگویم که کیستم... دیدم نگفتن بهتراست !... چه سود آنکه با من نمی ماند، همان بهتر که نشناسد...مرا... ... آنکس که می ماند، خود, خواهد شناخت ############################ هر چه که لازم هست شما درباره این وبلاگ بدونین وبرخی سوالات دوستان درباره وبلاگ رو پاسخ دادم.لطفا این صفحه رو بخونین.مرسی http://manopezeshki.persianblog.ir/page/manoveblag پروفایل مدیر : یک دانشجوی پزشکی |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| امکانات جانبی |
راستش دارم می رسم دوباره به این جمله معروف که:یک وقتهایی در زندگی می رسد که باید دستت را بزنی زیرچانه ات وجریان زندگی ات را فقط تماشا کنی!!حالا شده داستان ما!رفتیم خیر سرمون یک روز تموم وقت گذاشتیم برنامه ریختیم بعد الآن شما بگو ما تونستیم اصلا اجراش کنیم؟!
البته استادها عزیز وگرامی اینقدر جالب درس می دن که با همه فشردگی درسی کلا کلاس های جالبی داریم.والبته قول هم دادن زود تموم کنن درس ها رو.بگو ایشالله.مرسی اساتید عزیزمان
خلاصه اینکه اگه من نتونستم بیام پست بذارم پست بخونم نظر بدم ....دست من نبود خو





