حواست هست؟!
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۳   کلمات کلیدی: حواست هست؟!

دروغ می گن شهر ما خانه ما.اینو طبیعت زیبایی که با زباله هایشان نابود کردن شهادت می ده!

 

پ.ن:این دو تصویر رو از اینترنت برداشتم ومیکس کردم.هرچند از این مناظر فکر نکنم کسی ندیده باشه.شمال، جنوب،مرکز کشور نداره همه جا هست!ناراحتافسوس


 
خاطرات رفلکسی:دی(بخش اعصاب)
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۱   کلمات کلیدی: خاطرات بخش اعصاب

سلام به همه دوستان.خوبین؟واسه امتحان داده شده ما هم دعا کنید لطفا.نگرانزبان اول نتایج کنکور اومده به بچه های جدید دانشگاه ها به قول معروف ترم یکی هاچشمک تبریک می گم.وبه دوستانی هم که امسال نتونستن برن دانشگاه می گم که سال بعدی هم هست.ایشالله سال بعد شما هم بیاین دانشگاه.همچی تحفه ای هم نیست والازبان

واما اونهایی که چکش رفلکسی رو دیدن که هیچی اونهایی که ندیدن چکش رفلکسی همون چکشی هست(شما:خوب شد گفتی فکر کردیم آچاره:دی) که حتما دیدین به زیر زانو می زنن وپاتون یک کم پرتاب میشه!البته شکلهای مختلفی داره ولی من ساده هاش رو گذاشتم(بابا چکش چکشه دیگه:دی) البته این چکش رفلکسی تنها واسه رفلکس زانو استفاده نمی شه ورفلکس های زیادی هست که با این چکش رفلکسی رفلکسشون رو اندازه می گیرن!خلاصه!اینهم عکس های دیگه.1-2

درمانگاه بودیم استاد داشت نسخه یکی از مریض ها رو می نوشت بهم گفت DTR مریض رو بگیرم!(همون معاینه رفلکس)خلاصه استاد حواسش نبود به ما!آقا ما رفتیم یکخورده از مریض فاصله گرفتیم که موقع زدن چکش رفلکسش نخوره به ما!بله!ما چکش رو گذاشتیم زدیم! مریضه چنان پاش پرتاب شد وچنان به پام اصابت کرد کم مونده بود پخش شم رو زمین!استاد اینطوری نگام کرد ابرو چی شد؟من:+4 (حداکثر) استاد:متفکر خودشون اومدن گرفتن این بار دو متر فاصله گرفتمزبان مریضیش هم....ناراحت

 آقا ما از همون اولی که این چکشه رو گرفتیم با ما سرناسازگاری گذاشت!زبان این چکشه رو که دیدین دو قسمت داره یه قسمت آهنی یه قسمت مثلتی هم هست که با اون می زنیم:دی خلاصه در هر حال یاد دادن به دوستان بودیم که بهله اینطوری می زنی فکر کن با ابهت تمام ژست گرفتیم تا رفلکس زانویی مریض رو معاینه کنیم چکش رو زدن به پا همانا پرتاب شدن اون تیکه مثلثی از پشت همان!یعنی بچه ها رو نمیشد از رو زمین جمع کرد اون لحظه!قهقههمنتظر یه بارم یکی از بچه ها استاد بهش گفت بیا معاینه کن.در جلوی چشمان استاد:دی چکش رو زد زیر زانو اون قسمت مثلثی شکل از چکش جدا شد وپرتاب رو میز دکتر.دکتر اون لحظه: تعجب

 یکی از رفلکس های دیگه که معاینه می کنیم اسمش هست رفلکس بای سپس.برای این رفلکس شما ساعد مریض رو میذاری رو ساعد خودت انگشتت رو میذاری رو آرنج مریض بعد چکش رو روی انگشتت که روی آرنج مریض گذاشتی می زنی!اون روز اولی که من این رفلکس داشتم انجام می دادم.اول انگشتم رو که گذاشتم بعد حواسم نبود این انگشته ها!قسمت نوک تیز چکش رو کوبیدم تو انگشتم!یعنی آییی درد گرفت!گریه

خوب دیگه داره طولانی میشه فعلا بسه!چشمک

پ.ن:دوست گرامی تو ماشین پات رو به داشتبورد تکیه نده!موقع تصادف زانوت خورد می شه!زانو هم که خورد بشه..... از من گفتن بود!!عصبانیزبان

پ.ن:این هم عکس بچه کوچولو پست آغازین!:دی، پست بعدی خاطرات پزشکی یه کمی هیجانی هست.هنوز تصمیم نگرفتم به چه شکل بذارم تو وبلاگ متفکر و بیمارستان مجازی با پست صداهای قلبی توسط دوست عزیز دکتر عارفه بروز شد


 
حواست هست؟!
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸   کلمات کلیدی: حواست هست؟!

 وقتی یه آدمی تو خیابون بدون هیچ شناختی از تو! وتو اولین برخورد بهت شماره می ده به این هم فکر کن که شاید، که شاید تو اولین نفری نیستی که داره بهت شماره می ده!!

   پ.ن:زین پس پستهای کوتاهی هم، خواهیم داشت اسمش رو گذاشتم فعلا حواست هست!شما هم می تونین درباره این حواست هست ها نظرتون رو بگین بدون توهین!

بعدنوشت:بیمارستان مجازی با پست صداهای قلبی توسط دوست عزیز دکتر عارفه بروز شد


 
خاطره پزشکی؟برو دلت خوشه!!+نحوه تصحیح گوگل ریدر!+هشدار!(جدید)
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧   کلمات کلیدی: روزنوشت

سلامی چو بوی خوش آشنایی ،چو کوه، استوار برپا بمانی!بری بر لب دریانشینی ، غروب آفتاب تهنا ببینی،کنار دریا بخوری لواشک،دل همه رو بترکانی زحسرت(تن شاعر تو قبر لرزید یعنی:دی)اولا عرض کنیم که بسی شانس اوردین می خواستم چند روز پیش یه پستی بذارم کولاک ولی از شانس شما اینترنتم کار نمی کرد!بعد که اینترنت نصفه نیمه درست شد فکر کردم اگر از دوستانی که مدتهاست بروز نکردن بگذریمابرو حالا نصف دوستانی هم که بروز کردن ،پستهاشون همش از غم وناراحتی وغر وشکوه وگله فلان بهمان هست گفتم دیگه من نیام این آش رو هم بزنم!البته وبلاگ خودشونه دوست دارن هر چی دلشون می خواد بنویسنبازنده

خولاصه حالا که همه سر یه سفره نشستیمو از غم وناراحتی وشکوه .... می گیم بیاین دسته جمعی یه جییییییییییغ بلند بکشیم وبلاگستون رو بلرزونیم!                             

                      نگران  گریه    

زبان

ساااااااااکت!(از وبلاگستون بغلی بود:دی)

بی خیال بابا همه چی آرومه من چقدر خوشبختم!زبان

 هیچی بدتر از این نیستش که مثلا وقتی نخوای پزشکی(رشته م رو عرض می کنم) رو ببینی هی جلو چشمت باشه می گما وبلاگمو ببینین همش پزشکی هست.شیطونه می گه وبلاگمو... زبان                        

پ.ن:این هفته امتحان دارم واز اونجایی که در حال حاضر از شدت علاقه به پزشکی اشک توچشمام جمع شده!!فعلا پست خاطرات پزشکی نداریم!بعدش هم اینکه الآن من مثلا تو تعطیلاتم!! وامتحان خیلی سختی هم دارم!دعا فراموش نشه پلیز!

 نحوه تصحیح گوگل ریدر با تشکر از خانوم الی:برای درست شدن گوگل ریدر در وبلاگها.کد یاهو رو از نو بگیرید وکدیاهوی جدید وکدگوگل و اسم فایل رو مجدد تو بلاگ چرخان ساز بذارید وکد جدید بسازید و همون جای قبلی که کد ریدر کار می کرد بذارین.البته توقع نداشته باشین مثل روزاولش شه ولی درست می شه تقریبا!

نظر سنجی:شماها اخبار رو دنبال می کنین؟من خودم همیشه اخبار رو دنبال می کنم ولی دوست دارم بدونم بچه های مجازی چند درصد اصولا اخبار رو به هر طریقی دنبال می کنن؟! متفکر

راستی از همه دوستانی که وبلاگ منو می خونن چه نظر می دن چه نظر نمی دن ودوستانی که لایک می زنن چه تو وبلاگ و چه گودر ممنونم.قربون محبت همگی

بعدنوشت:به تمامی نظرات تا 21:30 90/6/17 جواب داده شد.نگفتم که اصلا خاطره پزشکی نمی نویسم!یه چند روزی صبر کنین آخر هفته بعد می نویسم!

هشدار!:مرور گر خود رو عوض کنید مرورگر قبلی رو پاک کنید رمز جیمیل،ورمز وردپرس واگر تو اسمشو نگی :دی هستین(فیس...) رمز اون رو هم عوض کنید.دلیلش ......رو خودم هم دقیقا نمی دونم  ولی هشداری هست گفته شده.از من گفتن (هشدار بزودی حذف میشه)


 
خواسته آخر ماه رمضونی:دی
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸   کلمات کلیدی: روزنوشت ،خاطرات بخش ارتوپدی

 خدایا خودت می دانی فردا عید نباشه ما مجبوریم اینهمه راه رو برگردیم!!!خدا رو خوش میاد آخه!گناه دارم:دینگران خداجون فردا عید باشه.پلیزقلبزبان

بعدنوشت:هورررررررررررا فردا عیدههورا

پ.ن:کامپیوترم دچار مشکل شده واز اونجایی که برای اومدن به نت باید اول کامپیوتر داشت  خلاصه گفتم در جریان باشید که این چند روزه سخت بتونم بیام نت.دوما فردا عیده  شما هایی که تو ختم قرآن شرکت کردین فقط همین امشب رو فرصت دارین.پس زودتر تموم کنین لطفا.سوم اینکه پست خاطراتی رو تو همین هفته می نویسم میذارم چهارم اینکه بخاطر مشکلی که گفتم نشد نظرات رو جواب بدم وهمینطور پستها رو نظر بذارم والبته رمز رو به دوستان بدم.خسته نباشم کلازبانخجالت

وآخر اینکه عید رو پیشاپیش به تک تک دوستان عزیزم از جمله لینکهای عزیزم خواننده های گلم وهمه دوستان تبریک عرض می کنم امیدوارم عید بهتون حسابی خوش بگذرهقلب

تعطیلات هم که زیاد شده خدا زیادترش کنه.بلند بگو آمیـــــــنزبان                                    

بعدنوشت:سلام واقعا به سختی اومدم نت!اینهمه سختی اومدن به نت فقط برای این بود که خدمت دوستان عزیز عرض کنم که این هفته نمی تونم پست خاطراتی بنویسم پس منتظر نمونین.اگر زنده بودیم:دی هفته بعد می نویسم قول نمی تونم بدم ولی تلاشمو می کنم احتمالا اواخر هفته بعد.مراقب خودتون باشین.دوستتون دارم.خوبی بدی دیدین حلال کنین.خداحافظ.بر می گردما:دی

 بعدترنوشت:این هفته پست نمیذارم.منتظر نمونین.هرچند به نفع خودتون هست این هفته از من پست نخونین!افسوسناراحت

در ضمن برای درست شدن گوگل ریدر کدها رو از نو بگیرید واز نو کد بسازید


 
واقعا یادش بخیر!
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱   کلمات کلیدی: دانشجویی

 

ترم یک بودیم خیلی اتفاقی به بچه های سال ششمی برخوردیم یادمه بهشون گفتیم یعنی می شه ما هم یک روزی جای شما باشیم؟اونا لبخند زدنو گفتن چشم بهم بزنین می رسین!

راست گفتن چند ماه بیشتر نمونده به سال ششمی شدن ما

 

بعدنوشت:از همه دوستانی که روز پزشک رو تبریک گفتن ممنونم.وخیلی ببخشین اگر نتونستم بیام وتک تک به دوستان دیگر تبریک بگمخجالت تا شنبه نمیام شنبه میام به دوستانی که باقی موندن رمز پست قبل رو می دم ونظرات رو اگر قسمت نظرات باز شه واسم جواب می دم.فقط خواهشا همه دوستان آدرس بذارن چون ممکنه ما چند دوست همنام داشته باشیم.در ضمن رمز رو برای همیشه نگه دارین.مرسی