بخش روان(خاطرات اکسترنی)+بعدا نوشت
ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٦   کلمات کلیدی: خاطرات بخش روان

سلام به دوستای خوبمقلب خوبین؟از حال ما می پرسین.خوبیم.زنده ایمزبان بخش خیلی سختیم!خوبیش اینه که اصلا وقتی ندارم که بخوام فکر کنم با وقت اضافه ام چیکار کنم!!قهقههگریهخوب من خیلی کار دارم امروز، باید زود برم پس سریع می ریم که شروع کنیم خاطرات بخش روان رو.

قبل اینکه وارد بخش روان بشیم دیدمون از بیمارها خوب چیزی  بود که شنیده بودیم روز اولی که قرار بود بریم تصمیم گرفتیم کل گروه باهم بریم البته اونجا حراست وپرستار و.... مثل هر بخشی و بیشتر حتی داره   ولی خوب تا اونها بخوان درب رو باز کنن تا بیان ما هزار تا کتک نوش جان می نمودیم البته اینها تصورات ما بودا.

خلاصه با این دید رفتیم تو بعضی هاشون افسرده بودن بعضی ها هم یک جا نشسته بودنو تکون نمی خوردن اون خطرناکهاش هم تو قسمت عمومی نبودن.ولی خوب بودن بعضی هاشون که سر مسائل بی خود عصبی می شدن ولی در کل روز اولی خوب بود

یک موضوع جالبی هم تو این بخش بود و این که بعضی نه همه البته مریض های این بخش اطلاعات خوبی وگاهی زیادی از بیماریشون داشتن  اصلا از حفظ بودن چی می خواستی بپرسی!دلیلش هم این بود که بعضی هاشون چندین بار بستری می شدن وخوب دیگه کلا آشنا بودن البته از یک لحاظ خوب بود چون مثل بعضی بخش ها لازم نبود هی به مریض توضیح بدی این سوال این معاینه رو برای چی انجام می دی ولی از یک طرف بد بود چون بعضی مریض های این بخش خیلی باهوش بودن وبا این تجربیات مخصوصا اونهایی که کلا بیماریشون رو قبول نداشتن حرف امروزشون با فرداشون خیلی فرق می کرد.مثلا می دونستن فلان سوال رو فلان طور جواب بدن بیشتر فکر می کنن مریض هستن تجربه کسب می کردن روز بعد دیگه اونطور نمی گفتن!!کلا مصیبتی بود نوت وشرح حال نوشتن براشون!

اینها رو گفتم بگم که مریض های بخش روان رو روانی خطاب نکنین.چون خیلی بیمارها از افسردگی شدید گرفته تا..... توش بستری ان.ولی حالا فکر نکنین.همیشه این بخش به این خوبی آرومی هستا!در کل نه اون عصبانی هاش رو آدمهایی بدونین که هر لحظه ممکنه شما رو بکشن یا کتک بزنن نه  اون آروم هاش رو خیلی مظلوم!به قول معروف نه خیلی ازشون بترسین نه دست کم بگیرینشون ودیگه اینکه باهاشون عادی برخورد کنین!عینکاین هم مقدمه   دلم می خواست شما حتی بدون گذروندن این بخش یک کم تصور کنین این بخش چطور هستمژه

یک توضیحی بدم  هدفم از نوشتن خاطرات کلا این نیست که بخوایم مریضی رو مسخره کنیم یا بهش بخندیم!که نه درد مریض خنده دار هست ونه اصولا کار اخلاقی هست مخصوصا اگر مریض بخش روان باشه که بعضی هاشون واقعا نمی دونن بیمارن وبعضی هاشون خودشون هم از این بابت خیلی رنج می کشن کلا خیلی گناه دارن.هدفم از نوشتن خاطرات بخش روان این هست که لابلای خاطرات بعضی علایمی گفته بشه از توهم مریض از عصبانیت شدید مریض از ...وخوب اطلاعات پزشکی تون زیاد می شه اون هم با خوندن یک بلاگ ناقابل من! خاطرات تک تک تو پستهای بعدی!ما هم بریم سر امتحان سختمان روز جمعه ای

پ.ن:پست بازی یادم نرفتهچشمک

٣ سوال مهم:از دوستان کسی هست که سایتی که  جدیدترین مقالات پزشکی رو رایگان بشه ازش دانلود کرد بشناسه؟ ودومی اینکه من می خوام اطلاعات دارویی رو روی موبایلم نصب کنم یکی دوباری امتحان کردم یا فایل هارو نصب نکرد یا اخطار امنیتی داد کسی آدرس خیلی خوبی نمیشناسه؟سوم اینکه یک سایت آپلود فایل خیلی خوب که راحت باشه کار باهاش وفلفل هم نشه بهم می گین؟خجالتمرسیخجالت

بعدا نوشت:شاید وبلاگم با پستی براتون بروز شده تعجب نکنین.پست رو گذاشته بودم ولی به دلایلی فعلا از گذاشتن اون پست صرف نظر کردم.شرمنده از همه دوستان.خجالت واقعا از همه عذر می خوامبازنده

جدید:راستی بچه های پزشکی می گن می خواد طرح 4 ساله شه؟نگران کسی اطلاعات موثقی نداره؟این خبر از کجا اومده؟سوال راستی معدل هم تو امتحان رزیدنتی اومد 30 درصد!!اووه خدای من!نمی خوام درباره معدل حرفی بزنم.خنثیخوب دیگه همینا!!می دونی من ایمان آوردم ورودی ما رو باید بذارن ورودی تحولات!!چشم


 
وبلاگی که راه می رود:دی
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٢   کلمات کلیدی: وبلاگی

سلام بر همگی خوبین خوشین؟با روزهای آخر تعطیلات چه می کنین؟

خنده داره از چند روز پیش همش با خودم می گفتم.یک دانشجوی پزشکی برای ده فروردین مطلب رو بنویسیا!بعد هی با خودم میگفتم نه هنوز زوده وقت دارم!خلاصه در حالیکه تصمیم داشتم حتما برای ده فروردین پست بذارم !! از نهم کلا وقت نداشتم!وقت چیه! اصلا به اینترنت دسترسی نداشتم! نتیجه اینکه الآن ما فرض می کنیم ده فروردین هست!!کسی اعتراضی داره؟!عصبانیزباناوج دموکراسی!

شاید بپرسین چرا دهم؟خوب دیگه چون وبلاگ من دوساله شد!

زیاد وقتتونو نمی گیرم اومدیم بگیم وبلاگ رو دو سال تونستیم به خوبی خوشی بنویسیم.راستش واقعا نمی دونم سال بعد هم می نویسم یا به قول معروف زنده هستیم یا نه!ولی دلم می خواد اگر یک زمانی دیگه ننوشتم دست کم کاری کرده باشم که بعدا بگین آره اینو یک دانشجوی پزشکی گفت یا اگر یک زمانی خاطره مشابهی تو بیمارستان براتون رخ داد یادتون بیفته آره یک روزی یکی بود به ما اینو گفت.

می دونین آدما حافظه خوبی دارن ولی خوب این حافظه خوب هم برای عزیزترین عزیزانشون هست.من هیچ توقع ندارم که منو فراموش نکنین.به هر حال به قول دوستی، شما اصلا منو نمی شناسین شاید هیچ وقت یادتون نمونه ولی دست کم دلم می خواد اگر اینجا هستم حضورم بیهوده نبوده باشه.همیشه سعی کردم مطالبی که می نویسم چه پزشکی چه غیرپزشکی خوب باشه وبه قول معروف هیچ کسی از وبلاگم ناراضی بیرون نیاد.از بین خاطرات اون بامزه تر ها رو براتون بنویسم از خاطرات تلخ پزشکی قلم گرفتم چون دلم می خواست پزشکی رو از یک بعد دیگه اش هم ببینید نمی دونم شاید از پزشکی وخاطراتش زیاد از حد گفته باشم شاید چون حس کردم به عنوان کسی که پزشکی می خونه یک مسئولیتی دارم

در هر حال یکسال دیگه از وبلاگنویسی من گذشت.برای من همین قدر کافیه که هنوز هم خوانندگان خاموش وروشن عزیزی دارم که وبلاگ منو لایق خوندن می دونن که بدون تعارف می گم اگر همراهی اونها نبود من نمی نوشتم.

پ.ن:حرفهای ناگفته خیلی هست وتوضیحاتی که می خواستم بدم ولی خوب ازش میگذرم توضیح دادن بعضی حرفهای چندبار گفته یا نگفته همیشه لازم نیست دیگه بعد از دو سال خوندن این بلاگ اون کسی که واقعا بخواد حرفهای من رو قبول می کنه کسی هم نخواست هزار بار گفتن هم فرقی بحالش نداره


 
بیماری های ارتوپدی:اندام فوقانی قسمت اول
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٠   کلمات کلیدی: بیماری ارتوپدی-اندام فوقانی قسمت اول

منبع متن:کتاب ارتوپدی هرندی(چاپ 1389)

شکستگی استخوان ترقوه یا fracture of clavicle

یکی از شکستگی های نسبتا شایع هست وشایع ترین شکستگی بین کودکان ونوجوانان.بیشتر در اثر زمین خوردن روی شانه یا زمین خوردن درحالی که دست حایل بدن هست بوجود میاد وبه ندرت در اثر ضربه مستقیم


علایم ونشانه ها:درد وتورم وخونمردگی در محل شکستگی-محدودیت ودردناک بودن حرکات شانه گاهی کریپتاسیون در محل شکستگی لمس می شه(کریپتاسیون:نمی دونم چطور بگمزبانشنیدن یک صدای خاصی هنگام لمس یا حرکت محل شکستگی)

شکستگی هم بیشتر در یک سوم میانی هست که معمولا قسمت بیرونی بخاطر وزن اندام بالایی به پایین کشیده شده وشکستگی جابجا می شه.

ادامه در ادامه مطلب!


 
آناتومی اندام فوقانی
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٠   کلمات کلیدی: آشنایی با ارتوپدی-آناتومی اندام فوقانی

سلام.اولین قسمت از آناتومیچشمک


استخوان ترقوه یا کلاویکولclavicle

(استخوان سمت چپ شکسته کاری نداریم بهش.خواستم یک تصوری داشته باشین که اصلا این استخوان کجاست)