| اتاق عمل رفتن ما!(خاطرات استاجری) |
| ساعت ٧:٤٤ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۳ کلمات کلیدی: خاطرات استاجری |
|
سلام.خوبین خوشین؟وای من اومدم!!گفتم تا پرتم نکردین بیرون خودم بیام!آخه اینهمه خشانت چرا!! امروز می خوام از اولین روز اتاق عمل رفتنمون بنویسم! ما اولین گروهی بودیم که قرار بود اتاق عمل بریم!شب قبل اتاق عمل دانستیم باید ست جراحی بگیریم!!خوب چیه اینطوری نگام نکنین. همه که مثل شما یک دانشجوی پزشکی ندارن که بیاد اینطور قشنگ قشنگ براتون کل پزشکی رو تعریف کنه! خلاصه فکر کن مافردا اتاق عمل داشتیم!اونوقت لباس جراحی نداشتیم!زنگ زدیم به دوستان که!آی چه نشسته اید که اوضاع بس دهشتناک خراب است خوشبختانه روز قبل اتاق عمل رو یافته بودیم ودیگر از پی آن نگشتیم!از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان ما در زندگیمان اتاق عمل ندیده بودیم یعنی دیده بودیم ولی در تی وی دیده بودیم نمی دانستیم چطور هست!از در اتاق داخل شده وبا چند راهرو مواجه گشتیم ده بیست سی چهل نموده ویکی را انتخاب نمودیم که شکر خدا به پاویون رسیدیم! خلاصه ست پوشیدیم ووبرخی دوستان زودتر رفتن وداشتن وارد راهروی اتاق عمل می شدن که عده ای را نظاره کردن که با دهانی متعجب به شان خیره شدن!دوستان همینطور بی اعتنا خواستند وارد راهروی اتاق عمل شون که با فریاد کجا کجای آنها مواجه گشتن!!یکی از اونها گفت می خواین با کفش برین اتاق عمل؟!اینطوری نگاه نکنین شما هم بودین هل می شدین!! داشتیم می گفتیم در حین عمل بودیم وداشتیم به خود تلقین می کردیم اینهمه می گفتن حال آدم بهم می خوره کو!!اصلنشم حال آدم بهم نمی خوره!! البته با این حال تسلیم نگشتیم!وکلی عمل های مختلف رو نظاره کردیم!!(البته قبل از رفتن به داخل اتاق اجازه می گرفتیم که می توانیم وارد شویم یانه!اخه بعضی اتند ها خوششون نمیاد) اهم اهم دیکشنری آنلاین ما بعد این ماجرا بارها بارها اتاق عمل رفتیم می دانی از قدیم گفتن ادم بعد یک مدت عادت می کنه ما هم دیگر اتاق عمل برایمان عادی شده حتی صدای ساکشن! نکند انتظار دارین تک تک عمل هایی که دیده ام ومابقی خاطرات اتاق عمل را یکجا برایتان تعریف بنمایم؟پاشین برین ببینم!مردم چه توقعاتی دارنا!! |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : خواستم بگویم که کیستم... دیدم نگفتن بهتراست !... چه سود آنکه با من نمی ماند، همان بهتر که نشناسد...مرا... ... آنکس که می ماند، خود, خواهد شناخت ############################ هر چه که لازم هست شما درباره این وبلاگ بدونین وبرخی سوالات دوستان درباره وبلاگ رو پاسخ دادم.لطفا این صفحه رو بخونین.مرسی http://manopezeshki.persianblog.ir/page/manoveblag پروفایل مدیر : یک دانشجوی پزشکی |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| امکانات جانبی |

خب انتظار که ندارین وقایع این چندین روز رو که بگم.نه می دونم انتظار ندارین منم نمی گم.
.نه لباس جراحی خریده اید نه آماده رفتن هستین تازه فردا می خواهید اتاق عمل را با حضورتان منور کنید وتازه نمی دانید فردا کدام اتند برای ما می آید واز این صوبتا و یک کم دوستان رو دچار استرس کردیم!!
خلاصه اتند مان گاز خونی رو از محل عمل بیمار در آوردن وبه اضافه برخی چیزهای دیگه یکی از دوستان قرمز شد وبیرون رفت!خلاصه همچنان یکی یکی کم می شدیم تا اینکه اتندمان برای تخلیه خون ساکشن رو وارد محل عمل نموند.در تعریف ساکشن به طور علمی!!



