قضاوت درباره یک پزشک+روز پزشک
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳۱   کلمات کلیدی: پزشکی

در فرق نوع نگاه مردم به پزشکی ونوع دید پزشکان فقط یک مثال می زنم!

تو پزشکی یک بیماری هست به اسم آپاندیسیت که خودش چند نوع هست(میگذرم از این قسمت) که بسته به شرایط فرد رو عمل می کنن که البته بین مردم این کلمه اشتباه رایج هست که می گن فلانی آپاندیس داشت!در صورتی که خب همه ما آپاندیس داریم!حالا این مهم نیست!واقعیت اینه که تشخیص یک آپاندیسیت به این راحتی نیست این نیستش که هر کسی اومد ودر قسمت راست پایین شکم(RLQ) درد داشت سریع بگن آپاندیس(به قول بعضی ها) خیلی از بیماری ها هستن که ممکنه دردی شبیه آپاندیسیت ایجاد کنن وبه همین دلیل یک اصطلاحی بین پزشکها رایج هست که می گن هر کسی تونست آپاندیسیت رو درست تشخیص بده یعنی خیلی ماهر وبا سواد هست.ولی چون آپاندیسیت از نظر پزشکی خیلی مهم هست می گن اگر حتی شک به آپاندیسیت داشتین بیمار رو حتما عمل کنین واصلا ریسک نکنین!

حالا اینا رو گفتم تا اینو بگم.پیش اومده مثلا بعضی ها بیمارشون رو بردن پیش پزشکی واون پزشک نتونسته آپاندیسیت رو تشخیص بده

بدیش اینه که خب اون افراد که نمی دونن تشخیص آپاندیسیت راحت نیست می گن فلانی حتی یک آپاندیسیت رو هم نمی تونه تشخیص بده کنایه از اینکه فلانی هیچی بلد نیست!

در صورتی که اگر اونها هم مثل یک پزشک اطلاعات داشته باشن می دونستن به این راحتی ها هم نیست!

دوست عزیز اگر شما با خوندن چند صفحه اصلا نه چند کتاب از پزشکی باخبرین این رو هم بدونین اون پزشک حداقل به اندازه هفت سال از پزشکی اطلاعات داره.پزشک دشمن شما نیست مسبب بیماری شما هم نبوده هیچ پزشکی دوست نداره بیماری رو تشخیص نده هر پزشکی از اینکه بتونه بیمارش رو درمان کنه خوشحال می شه هم بخاطر بیمار هم بخاطر خودش!یاد بگیریم که به پزشکمون اعتماد کنیم!

پ.ن:تو دنیا هم آدم خوب هست هم بد ولی یادمون باشه همه رو با یک چوب نزنیم!

           پیش صاحبنظران درد ودوا هر دو یکیست          چشم بیمار ولب روح فزا هر دو یکیست

           پیش ما سایه ی دیوار وهما هر دو یکیست       خاک وزر در نظر همت ما هر دو یکیست

روز پزشک بر تمامی دوستان پزشک ودانشجوی پزشکی پیشاپیش مبارک

 

Doctor’s prescription 4 u. A cute little smile 4 breakfast. More laughs 4 lunch. Lots

of happiness for dinner. Doctor’s fee? An sms when u r free.مژه

پ.ن:این روزها بسی شدید گرفتار می باشیم!سرفرصت هم به دوستان سر می زنیم وهم جواب نظرات رو می دهیم.خجالت

بعدنوشت:جناب آقای سعید وبلاگتون رو حذف کردین؟؟؟؟تعجب


 
چرا خدا به یکی زیبایی بیشتری داده!
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٧   کلمات کلیدی: اجتماعی

حرف از زیبایی بود وعمل های زیبایی

چی می شه خدا این نعمت زیبایی رو به بعضی ها بیشتر می ده

اینکه کم پیش میاد یکی همه این استعداد های خدادادی از زیبایی گرفته تا... رو باهم داشته باشه

کوچولوی بسیار زیبایی از دور میومد

چقدر زیبا بود به قول یکی از دوستان اگر تصویرش رو می دیدیم حتما می گفتیم فتوشاپه مگه می شه یکی اینطور باشه

ولی چرا نگاه غمگینی داشت؟

همه به این بچه بسیار زیبا ومعصوم نگاه می کردن

ولی

ولی

صبر کن

یک چیزه عجیبی دیدیم

اون چیه؟

سمعک داشت تو هر دو تا گوشش

بطور مادرزادی حلزون شنوایی گوش رو نداشت

اون بچه بسیار زیبا نه خوب می شنید نه بجز یکی دو کلمه می تونست حرف بزنه

تکون خوردیم بدجور

حالا واقعا می فهمم خدا همه نعمتهاش رو به یک نفر نمی ده به یکی قد رعنا می ده به یکی زیبایی به یکی هوش سرشار به یکی .....    به بعضی ها هم چندتایی از اینا

ولی

کم پیش میاد به همه تمامی نعماتش رو بده

خدا مصلحتت رو شکر

خدا خودش می دونه به کی کدوم نعمتش رو بده ودونستن این که چرا چی رو به کی داده از عهده ما خارجه اگر باور داریم که خدا نیستیم!پس اینقدر نگین چرا خدا اونو نداده اینو داده.

کی دوست داره تو شرایطی بدتر از حالش باشه؟لبخند

تو یک جاخوندم نوشته بود خدا شما رو به اندازه نعماتی که به شما داده بازخواست می کنه نه بیشتر نه کمتر.پس اینقدر فکر نکنیم چرا به کسی بیشتر داده!به این فکر کنیم که همین مقدار نعماتی که خدا داده رو طوری استفاده کنیم که فردا روزی ،روسیاهیش برامون نمونهمژه

پ.ن:دکتر رجا وبلاگتون باز نمی شه برام!همینجا می گم.شما اولین نفری نیستی که این حالت رو داری عزیز. پزشکی علم وسیعی هست انتظار نداشته باش همه رو تو یه هفت سال یاد بگیری


 
نام نویسی برای ختم دوم قرآن
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٢   کلمات کلیدی: مناجات


پ.ن:پست قبلی جدید هست.لطفا فقط نظرتون درباره این دعوت رو تو این پست بذارین نظرتون درباره پست قبلی رو تو پست قبلی بذارین.این یکبار استثنا این کار رو انجام بدین.ممنونم.

انتخابی از اولین بار ختم قرآنمژه:در این روزهای سرد زندگی به بهانه همه دلتنگی هایم سهم خود را از آفتاب؛ستاره؛آسمان و دریا به عشق میبخشم و پنجره های دلم را به سوی دوست میگشایم.باز همان نجوای خالص مهربانی ها ((الا بذکرالله.....))

سلام.این هم یک دانشجوی پزشکی وقولش!خوب زیاد وقتتون رو نمی گیرم خیلی خلاصه می گم پارسال برای اولین بار این افتخار نصیب من شد تا یک برنامه ختم دسته جمعی قرآن بذارم که با استقبال زیادی مواجه شد امسال هم دوست داشتم این کار رو انجام بدم وامیدوارم دوستان مثل سال قبل استقبال کنن و بتونیم قرآن رو دسته جمعی ختم کنیم!

 هر شخص فقط می تونه یک جزء انتخاب کنه دوستان تا حداکثر تا دو روز مونده به عید فطر باید جزء انتخابیشون رو خونده باشند هر چند بهتر بود مثلا اگر دوستی جزء15 رو برمی داشت تا روز پانزدهم اون جزء رو تموم می کرد ولی تا دو روز قبل از اتمام ماه مبارک هم می شه علت این که تا دو روز مونده خواستم این هست که اگر به هر دلیلی نتونستین بخونین فرصت این که فرد دیگری اون جزء رو بخونه وقرآن بطور کامل ختم بشه وجود داشته باشه

لطفا بعد از تموم کردن جزء انتخابی حتما تو قسمت نظرات اعلام کنین!

امیدوارم به برکت این ماه مبارک ومعنوی به هر چیزی که می خواین برسینمژه

پ.ن:یاد دوستانی هم که تو ماه رمضون قبلی در بین ما بودن والان نیستن هم گرامی

هرکی می خواد بسم الله!

برای شروع :(خانوم ها وآقایون)


یک دانشجوی پزشکی(خودم)»»» جزء 1»»»»»خوانده شد

دکتر آرمان        »»»»»»»»»»»»»جزء2»»»»»خوانده شد

یک دانشجوی اقتصادی »»»»»»»»»»»»»جزء3»»»»خوانده شد

تنها»»»»»»»»»»»»»جزء4»»»»خوانده شد

شازده»»»»»»»»»»»»»جزء5»»»»خوانده شد

دکتر نسیم»»»»»»»»»»»»»جزء6»»»»خوانده شد

صحرا»»»»»»»»»»»»»جزء٧»»»»

سهراب»»»»»»»»»»»»»جزء 8 »»»»خوانده شد

میشکا»»»»»»»»»»»»»جزء ٩ »»»»خوانده شد

مادرDR ELI »»»»»»»»»»»»»جزء ١٠ »»»»خوانده شد

حوری اخراجی»»»»»»»»»»»»»جزء 11 »»»»

راد»»»»»»»»»»»»»جزء 1٢ »»»»خوانده شد

خدیجه(خواهر مرجان)»»»»»»»»»»»»»جزء ١٣ »»»»خوانده شد

نیلوفر»»»»»»»»»»»»»جزء 14 »»»»خوانده شد

امین»»»»»»»»»»»»»جزء ١۵ »»»»

بهداشتی»»»»»»»»»»»»»جزء ١۶ »»»»خوانده شد

سحر»»»»»»»»»»»»»جزء 17 »»»»خوانده شد

منیژه»»»»»»»»»»»»»جزء ١٨ »»»»خوانده شد

مهسا»»»»»»»»»»»»»جزء ١٩»»»»خوانده شد

آرزو»»»»»»»»»»»»»جزء ٢٠»»»»خوانده شد

مدی»»»»»»»»»»»»»جزء 21 »»»»

مرجان»»»»»»»»»»»»»جزء 22 »»»»خوانده شد

ستاره»»»»»»»»»»»»»جزء ٢٣ »»»»خوانده شد

مداد گلی»»»»»»»»»»»»»جزء 24 »»»»

مدیسا»»»»»»»»»»»»»جزء ٢۵ »»»»خوانده شد

کاغذ مچاله»»»»»»»»»»»»»جزء ٢۶ »»»»خوانده شد

گل رز»»»»»»»»»»»»»جزء 27 »»»»خوانده شد

کلک شید»»»»»»»»»»»»»جزء28 »»»»

DR ELI»»»»»»»»»»»»»جزء29»»»»خوانده شد

سرویا»»»»»»»»»»»»»جزء30»»»»

به درخواست دوستان:نام نویسی برای ختم دوم قرآن(این آخرین فرصت هست ختم سومی در کار نیست!چشمک) دوستان عزیز خواستین ومنم ختم قرآن دوم رو گذاشتم دیگه کامل کردنش با شمانگران

سایه»»»جزء1»»»»»

دانشجوی رشته پزشکی..(فاطمه)»»»»»»»»»جزء2»»»»»خوانده شد

نیایش»»»جزء3»»»»»

 خیالاتی»»»»»»»»»»»جزء 4»»»»خوانده شد

سارا»»»»»»»»»»»جزء 5»»»»خوانده شد

شازده»»»»»»»جزء6 »»»»خوانده شد

فروغ»»»»»»»»»»»جزء ٧»»»»خوانده شد

دلارام»»»»»»»»»»»جزء ٨»»»»

شهریار شهر سنگستان»»»»»»»»»»»جزء ٩»»»»خوانده شد

ساناز»»»»»»»»»»»جزء ١٠»»»»خوانده شد

جاسمین»»»»»»»»»»»»»جزء 11 »»»»خوانده شد

khanumdoctor»»»»»»»»»»»»»جزء12 »»»»خوانده شد

یاس سپید»»»جزء13»»»»»خوانده شد( تا اخر آیه 21 سوره رعد»»»گل رز-شافی نیمه دوم قسمت دوم)

حوری اخراجی»»»»»»»»»»»»»جزء 14 »»»»

مادر حوری اخراجی»»»»»»»»»»»»»جزء 15 »»»»

پدر حوری اخراجی»»»»»»»»»»»»»جزء 16 »»»»

هدی »»»»»»»»»»»»»جزء 17 »»»»خوانده شد

مطهره»»»»»»»»»»»»»جزء ١٨ »»»»خوانده شد

ع س»»»»»»»»»»»»»جزء ١٩»»»»خوانده شد

پرستارکوچولو(سمیه)»»»جزء٢٠»»»»خوانده شد

نیلوفر»»»»»»»»»»»»»جزء 21 »»»»خوانده شد

زندگی شکلاتی من و شوشو جونم»»»»»»»»»»»»»جزء 22 »»»»

نسیم»»»جزء23 »»»»خوانده شد

ستاره»»»»»»»»»»»»»جزء 24 »»»»خوانده شد

استامینوفن»»»»»»»»»»»»»جزء ٢۵ »»»»

استامینوفن»»»»»»»»»»»»»جزء 26 »»»»

گلنار»»»»»»»»»»»»»جزء 27 »»»»خوانده شد

بهار»»»»»»»»»»»»»جزء28 »»»»خوانده شد

راد»»»»»»»»»»»»»جزء29»»»»

مسعود»»»»»»»»»»»»»جزء30»»»»

جزء ها تمام شد

برای همه دوستان چه اونهایی که تونستند شرکت کنن وچه اونهایی که موفق نشدن آروزی موفقیت می کنم وامیدوارم به برکت این ماه عزیز به هر اونچه که می خواین وبه صلاحتون هست برسین

بعدنوشت:این هم هدیه ای به همه:

دوستان خواستند سایت معرفی کنم برای دانلود دعای زیبای رب..نای استاد ش..جریان

اولین سایت یک کم سخت باز می شه ولی حجم دانلودش بسیار کم هست 649kb اینم سایت/دومی حجم 2mb اینم سایت/سومی حجم 4mb اینم سایتش!(همه دانلودها کار می کنهمژه)


بعدنوشت:از طریق یکی از دوستان باخبر شدم پدر یکی از بچه های وبلاگنویس سکته مغزی کرده اگر امکانش هست برای بهبودی پدر ایشون وشفای همه بیماران دعا کنین.ممنونم.


 
من وخاطرات ماه رمضونی
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۱   کلمات کلیدی: دانشجویی ،همینطوری نوشت!

سلام.بله بله ماه رمضون اومد.ماه روزه داری هم روزه چشم هم زبان هم .....ولی خودمونیما ماه رمضون غذاها بدجوری به آدم چشمک می زنه.اون زولبیا بامیه اون..... این ماه همه چیزش قشنگه هست حتی غذاهاش!انگار نه انگار این غذاها رو قبلنا هم می خوردی اینقده می چسبه!خوشمزه

اونهایی که تو جای دیگه ای غریبن حالا یا دانشجو هستن یا هر موضوع دیگه می تونن حس منو درک کنن.یادش بخیر اون قبلنا که دانشجو نبودیم در پیش خانواده عزیز تر از جانمان ماه رمضون صفای دیگه ای داشت یادم هست اون موقع ها دیگه هر چی دم دستم بود روی زنگ میذاشتم مبادا سحر خواب بمونم! نگرانبا کلی ذوق بیدار می شدم می دونی خیلی جالب بود برام تو بچگی اون دعای زیبای سحر اون عجله که زود سحری بخور الان وقت تموم می شه!یادمه اون موقع ها که بچه بودم یک مدت طول می کشید تا به ماه رمضون عادت کنم!بعضی اوقات صبح بلند می شدم پی صبحونه بعد یادم میفتاد ا روزه ام!البته بماند که معمولا تا خود اذان مغرب می خوابیدم!خلاصه یاد اون موقع که دسته جمعی بلند می شدیم وغذاهای افطار  خوشمزه مادرجانمان که کلی قربون صدقه می رفت بخوریم بخیر!حالا بماند که جای یک غذا دوبار غذا می خوردیم به هر حال یکیش افطار بود یکیش شام دیگه!والا!زبانیادمه یکبار روزه که بودم داشت اذان رو کم کم می گفت تی وی من همینطوری رفتم نون داغ رو از پدر جان قاپیدم:دی نوش جان نمودم بعدش یادم افتاد روزه ام!(چقده زحمت کشیدم یعنی!)خودش هم کی؟دقیقا چند ثانیه قبل اذان!آیییییییی نمی دونی چقدر ناراحت شدم!حالا همه دلداری می دادن نه تو که نمی دونستی یادت نبود ولی خوب دیگه.

الان از موقعی که دانشجو شدم بجز یکبار یادم نمیاد ماه رمضون خونه بوده باشم!حتی الان هم که خیلی از دانشجوها رفتن تعطیلات ما هستیم در خدمت بشریت!زبانمی دونی تو غربت ماه رمضون یک جور دیگه هست یک جور دیگه قشنگه!سحرش،افطارش.این حس غریبی شدید که موقع ماه رمضون تو غربت پیشت میاد بعدش می گی نه من غریب نیستم مگه نه این که خدا منو مهمون کرده؟! مژهالبته اینم نمی تونم منکر بشم هزاری اگر غذای خوشمزه بپزم حتی هزارتاش رو به یک غذای مامانم نمی دم!ماچخلاصه اینکه الان خیلی معلومه من دوست داشتم ماه رمضون خونه باشم نه؟!

اولین ماه رمضون دانشجویی همون سال اول بود اگر اشتباه نکنم خلاصه اون موقع ها که یانگوم باید جلوم تعظیم می کرد بخاطر آشپزیم:دی تصمیم گرفتم فرنی بپزم اصلا ماه رمضون بدون فرنی وشله زرد نمی شد که!خلاصه دستور پخت رو تلفنی گرفتم وشروع نمودم!آقا ما این شیر رو ریختیم آرد رو هم همون طور که تصور می نمودیم ولی چشمتون روز بد نبینه ما هرچه این فرنی رو بیشتر هم می زدیم احساس می کردیم الآناست که قاشق بشکنه دیگه در حالی که فکر می کردیم نه یک دانشجوی پزشکی اصلا نگران نباش درست می شه واینا!از خود راضیکه دیگه فرنی شد خمیر!رسما!نگرانولی مدیونی فکر کنی من تسلیم شدم نه اصلا!اتفاقا ظرف رو با مشقت شستم ودوباره پختم!واین بار بسی عالی شد!الان از اون از سال اول بودنم یک چند سالی میگذره ولی خوب این خاطره همیشه یادم هست هر بار می خوام فرنی بپزم یادش میفتم مثل الآن که موقع پختن فرنی یادم اومد.

ماه رمضون رو دوست دارم خیلی زیادبغلبرای دوست داشتن دنبال دلیل نگردد به دلت رجوع کن دلیلش رو بهت می گه!چشمک

یکی از اینا بپزه برای منم بیاره!خوشمزه

آش رشته گفتیم نحوه پختنش هم رسید!این هم دستور پختش.خوشمزه

پ.ن:نظرات رو هم جواب خواهم داد مطمئن باشید!


 
چه کیفی می ده اینجا باشی!
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸   کلمات کلیدی: تصویری

 


پ.ن:پست قبلی جدید هست

یک نمای دیگه این تصویر رو  گذاشتم تو ادامه مطلبعینک

بعدنوشت:دوستای عزیزم نمی دونم اینجا کجاست.البته تو آدرس تصویر یادمه نوشته بود ولی خوب من خیلی وقته این تصویر رو سیو کردم.خجالتالبته تا اونجایی که یادمه  این تصویر تو ایران نیست ولی خب جاهای دیدنی بسیار زیباتر از  این تو ایران زیاد هست به شرطی که طالبشون باشی و بگردی پیدا کنی!چشمک


 
دوره فیزیوپات خود را چگونه گذراندید!:دی
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٥   کلمات کلیدی: خاطرات فیزیوپات

سلام!من اومدم!زبانهر چند یک کم دیر شده ومن خاطرات دوره استاجری رو قدم به قدم شروع کردم ولی  چون بعضی دوستان خواستند نظرم رو درباره دوره گذشته-دوره فیزیوپات بگم این مطلب رو می نویسم.(برای دوستانی که تازه این وبلاگ رو می خونن به طور خلاصه دوره های پزشکی رو در ادامه مطلب شرح دادم!)

واما نظرم درباره دوره فیزیوپات سال88!

هر دم دردی،از پی دردی ای سال!

با این دل ناتوان چه کردی، ای سال!

رفتی وگذشتن تو یک عمر گذشت

صد سال سیاه برنگردی ای سال!زبان

خوب چیه!یک تار موی دوره استاجری رو به صد تای دوره فیزیوپات نمی دم!والا!زبان

ولی واقعا دوره فیزیوپات!اینطوری بود به طور خلاصه!

اولش که تازه علوم پایه داده بودیم دل خجسته ای داشتیم کلا!یعنی عین اینا که شاخ غول رو می شکنن!!بله!بله!تا یک مدت اصلا حق خودمون می دونستیم به درس نگاه کنیم!اصلا ما چرا باید به درس نگاه می کردیم درس باید به ما نگاه می کرد!نیشخندبعدش اصلا چه معنی داره بعد علوم پایه واسترس!آدم بشینه درس بخونه!تازه مگه ما بیکار بودیم!کلی می خواستیم بگردیم خوش باشیم!!

خب دوره فیزپوپات ما درس هایی  که اول شروع شد اینقدر قشنگ قشنگ بودن!!!اصلا مدیونی فکر کنی من وقتی پاتولوژی اختصاصی  شروع شد یاد پاتولوژی عمومیش افتادم کلا خاطره دیدن سوالات سخت پاتو تو علوم پایه برام زنده شد!البته بماند که پاتولوژی اختصاصی واقعا بهتر بود.یا اصلا نمی دونی من چقــــــــــدر!مشتاقانه می نشستم سر درس فارماکولو‍ژی!که بی شباهت به بیوشیمی نیست!خلاصه هنوز نمی دونستیم چی به چیه!شد نزدیک عید!باور کنید من خیلی  دوست داشتم درس بخونما!خیلی!ولی دیگه عید شد نذاشتن درس بخونم ولی من می خواستم بخونما!تا اینکه بعد عید کلاس های چند تا کورس ما شروع شد!انصافا خیلی برای ما جالب بود!مخصوصا اولین جلسه اولین کورس!انصافا کلی ذوق کردیم!مخصوصا استاد ما تماما بالینی می گفت ما هم که متخصص!!یعنی نمی دونی چه تشخیص هایی که ندادیم!کلا خیلی خوش گذشت به ما!می دونی این که بیماری ها علایمشون و کلا بالینی درس دادن اساتید  خودش برای ما که از کل پزشکی آناتومی وفیزیو و... می دونستیم خیلی عالی بود. این کورس ها خودش نقطه امیدی بود برای ما که بعععععععله!پس پزشکی پزشکی که می گن ایینه!درس سمیو خودش به تنهایی بهت انگیزه می ده که پزشکی رو ادامه بدی!

اولین بار وقتی اون روپوش سفید رو می پوشی وبا یک حس وحال خاصی تو بیمارستان راه می ری تو فیزیوپات هست اولین باری که مریض می دن دستت می خوان ازش شرح حال بگیری فیزیوپات هست.اولین باری که فشار مریض رو می گیری ومعاینه اش می کنی فیزیوپات هست اولین باری که غم وشادی رو تو بیمارستان حس می کنی فیزیوپات هست اولین باری که طعم سختی رو می چشی ومی فهممی پزشکی بدون سختی معنی نداره، کجاست؟فیزیوپات.چشمک

می دونی فیزیوپات دقیقا وسط پزشکی هست واین وسط بودن هم خوبه هم بد!از یک طرف ممکنه شک کنی که می تونی این رشته رو ادامه بدی یا نه!با یک سمیو ذوق می کنی که آی ملت کی گفت من پزشکی رو دوست ندارم!با یک درس دلت می خواد بری از پزشکی انصراف بدی!کلا جالبه!اکثر بچه ها به فیزیوپات می گن دوره سرگردانی!می شینی درس کورس رو قشنگ عالی می خونی بعد امتحان رو آنچنان خراب می دی دلت می خواد همون جا بشینی های های گریه کنی!البته گاهی هم عالی می دی که اون موقع واقعا خوشحال می شی چون امتحانات کورس ها مثل امتحانهای علوم پایه نیست!تازه یک مدت طول می کشه بدونی اصلا چطوری باید کورس ها رو بخونی!

در کل فیزیوپات دوره خوشی وناراحتی هاست یک خوبی اساسی داره اینکه مثل اکسترنی واینترنی مسئولیت نداری نه اینکه اصلا نداشته باشی ولی دیگه مثل اونها نیست!فوقش همه می گن فیزیوپاته!(یعنی هنوز بچه اس:دی)راحت می تونی یاد بگیری سوال بپرسی حتی اشتباه کنی توقع از تو زیاد بالا نیست ضمن اینکه آخرین دوره ای هست که همه بچه های کلاس جمعا.تو استاجری گروه گروه می شین پس قدر فیزیوپات رو بدونین!مژه

پ.ن:با این که خاطرات استاجری رو شروع کردم ولی چون دوستان خواستن یک توضیحاتی درباره دوره فیزیوپات بدم اینم برای بچه های دوره فیزیوپاتچشمکراستی شعر از من نیستا!

توجه:ماه رمضون امسال هم ختم قرآن دسته جمعی خواهیم داشت.سعی می کنم همون هفته اول ماه رمضون پستی دراین باره بذارم خلاصه گفتم در جریان باشیدمژه

***********************

جواب به یک نظر خصوصی:دوستی که نظر خصوصی گذاشته بودی می خواستی راهنماییت کنم جواب به نظرت رو گذاشتم تو ادامه مطلب برو بخونش!مژه


 
دیدین راست می گفتن کره زمین یک جا تموم می شه!
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳   کلمات کلیدی: طنز نوشتاری ،تصویری ،پست های کوتاه

فکر کن اون قدیما فکر می کردن کره زمین بالاخره یک جایی تموم می شه.شما تو بچگی بهش فکر کرده بودین؟واین هم جایی که دنیا تمام می شه!دیدین راست می گفتن کره زمین یک جا تموم می شه!بفرما باور ندارین برین به آدرسی که تصویرش رو گذاشتم ،ببینین!زبان


اصلا نمی خواستم سرکارتون بذارم دیدم بلاگفا تازه آزاد گشته!وبلاگنویسای بلاگفایی وخواننده هایی که ما باشیم خیالمون راحت شد که می تونیم نظر بذاریم گفتم یکخوره شوخی کنمزبان

پ.ن:نظرات رو با احتیاط باز می کنم با این حال بعد نوش جان کردن یک لیوان آب!نظر بدیننگرانزبان

پست قبلی جدید هستامژه

پ.ن:می بینین تو رو خدا!موقع پخش فاصله ها کل وبلاگستان خلوت می شه اونوقت همه هم می گن ما نگاه نمی کنیم!!ابرو

بعدنوشت:همیشه ایامتون به شادی وخوشی.نیمه شعبان بر شما مبارکمژهقدر این شب عزیز رو بدونین.


 
پرواز + کاسه داغ تر از آش
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱   کلمات کلیدی: پست های کوتاه ،تصویری ،ریشه ضرب المثل


آنکه می خواهد روزی پریدن را بیاموزد،

نخست باید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالارفتن را یاد بگیرد.

پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند.

در جهان بال وپرخویش گشودن آموز
که پریدن نتوان با پر وبال دگران

***************************

واما ریشه ضرب المثلی دیگر!زبان

کاسه داغ تر از آش

خلاصه ومفید وmp3 این می شه که:

در زمان ناصر الدین شاه مراسم های خاصی بود که در اون آش پخته می شد وآش رو به مقامات میدادن رسم به این بود که اون افراد بعد از خوردن آش درون کاسه پراز پول می کردن وبه شاه می دادن که این ضرب المثل  از اون زمان رواج یافت!

پ.ن:روز جوان برهمه جوون های قدیم وجدید وهمه اونهایی که دلشون جوون مبارکمژه

بعدنوشت:کامنتدونی بلاگفا درست شدمژه