چی می خواستم بگم؟!
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۸   کلمات کلیدی: نوروز نوشته!

سلام سلام خوبین؟خوشین؟چه می کنین؟امم قرار بود یک چی بگما؟ چی  بود ؟چی می خواستم بگم؟نگرانصبر کنین صبر کنین الآن می گمانگرانگریه  آخ چی بود تبریک بود چی بود می گم الان می گم  نوک زبونمه هممم صبر کنین صبر کنیننگران

چی بود یادم نمیاد

آخه منو چرا تو این موقعیت قرار می دین!گریه

(اونهایی که پشت صحنه قهوه تلخ رو ندیدن کلا الان قسمت بالا براشون مفهوم نیست شرمنده)

ا خبرنگار   خبرنگار با منه؟ نه با من نیست مثل اینکه به من اشاره می کنه بله؟مژه

(مصاحبه می کنیم 3 2 1..) اهم اهم اهم به نام خدا  با درود وسلام خدمت مردم عزیز کشور مان ایران هوای دل انگیز بهاری تان بخیر!اینجانب یک دانشجوی پزشکی این عید باستانی را خدمتتان تبریک عرض می نمایم... ا میکروفون میکروفوون!آقا داشتم صحبت می کردما

خب شوخی بس است دیگر سنگین می شویم!!زبان

سلام به همه دوستان چه اونهایی که چشم منو دور دیدند دیگه پست نمیذارند چه اونهایی که وبلاگشون رو منهدم کردن وچه اونهایی همچنان می نویسن وچه خواننده های بلاگها امیدوارم سال نویی که دیگه کم کم داره قدم هاش رو میذاره براتون سال خوبی باشه وخاطره خوبی از سال 1390 براتون باقی بمونه واین خرگوش شیطون هم هر بار که می پره  شادی هاتون وموفقیت هاتون رو زیاد کنه

از همه دوستانی که به من عید رو تبریک گفتن بسیار ممنونم.امیدوارم عید به همه دوستان خوش بگذرهمژه

 سال 90 هم سالی است

مانند سال های گذشته

از آن دفترهای نقاشی خالی  که به بچه ها می دهند ومی گویند

رنگش کن

حال این تویی که مختاری از چه رنگ هایی استفاده کنی

بیا این مداد رنگی ،این هم دفتر نقاشی

فرقش با سال های قبل را، خودت نقش کن


عید بر همگی پیشاپیش مبارک


 
فعال شدن بخش آموزش پزشکی:توضیحات وآدرس+هشدار!
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۸   کلمات کلیدی: پزشکی

سلام به دوستان.همینطور که از قبل قول داده بودم.صفحات جدیدی در همین وبلاگ شروع بکار خواهد کرد.اولین قسمت مربوط به آموزش پزشکی هست.

بنابراین

در مورد بخش ارتوپدی

بعضی از صفحات در بعضی موارد همراه با انیمیشن خواهند بود

درباره آدرس صفحه ها به تدریج با فعال شدن هر صفحه آدرس رو هم میذارم.

برای شروع

صفحه اول مربوط به آشنایی با ارتوپدی-آناتومی

صفحه دوم بیماری های ارتوپدی اندام فوقانی

ضمنا اگر می خواهین راحت تر به این صفحات دسترسی داشته باشین

اگر در قسمت منوی وبلاگ نگاه کنین یک قسمت هست نوشته صفحات وبلاگ

در این قسمت اسم وآدرس تمامی صفحات وبلاگ آورده شده وخواهد شد!

توجه:متاسفانه امکان نظر دادن تو اون صفحات به صورت خودکار وجود نداره!عصبانیدوستان اگر هر مطلبی درباره هر صفحه خواستن بگن می تونن  از قسمت نظرات پستهای اصلی وبلاگ استفاده کنن.

و در آخر با پیشنهادات وانتقادات ویا گوشزد کردن اشتباهاتی که به هر حال ممکنه در نوشتن این بخش ها پیش بیاد منو در نوشتن این بخش ها یاری کنید.مرسیمژه

هشدار:نوشتن پستهای آموزشی اون هم به این شکل کاری بسیار وقت گیر وسخت هست.من همه مطالب رو خودم تایپ می کنم وخودم پیدا می کنم پس کپی پیس کردن این مطالب اصلا برای من قابل بخشش نیست!با کپی پیس کردن این مطالب فقط منو از کاری که شروع کردم دلسرد می کنین! قهر


 
خاطرات ارتوپدی قسمت دوم!+توضیح
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧   کلمات کلیدی: خاطرات بخش ارتوپدی

سلام بر تمامی خوانندگان این وبلاگمژهاز آخرین باری که پست گذاشتم میگذرم بعضی دوستان گفتن کجایی بیا دیگه!عصبانی(این چهره دوستان بعد از دیدن زود زود بروز کردن من هستا!زبان)راست هم می گن اسم این وبلاگ رو دیگه باید ماهنامه گذاشت!زبان  خوب دیگه بعد اینهمه مدت خوندن وبلاگ کسی که دانشجوی پزشکیه دیگه باید بدونین دیگه وقت لاموجود.واما بخش ارتوپدی

1-از مادر یک بچه پرسیدم بچه که دچار تنگی نفس نشده؟راحت نفس می کشه؟ مادر به بچهه می گه:خوب نفسی می کشی؟؟بچه 5-6 ساله یک چندتا نفس عمیق!می کشه(دم-بازدم عمیق)بعد فکر می کنه می گه:نچ!!تعجب

2-یک بیمار بود با شکستگی ساعد راست(دیستال رادیوس)  ازش پرسیم چی شد دستتون شکست؟گفت از پله ها افتادم قبلا هم یکبار عمل کردم اون موقع دستم شکسته بود.گفتم کدوم دست؟گفت:همین.گفتم اون موقع برای چی شکست.گفت:اون موقع هم از پله ها افتاده بودم!!هیپنوتیزم

3-مریض:یک دختر کوچولوی نااز.استاد به مادره:چه مشکلی داره؟مادره:پاهاش X هست!به صورت x راه می ره!!(منظورش این بوده که پاش رو به داخل میذاره وراه می ره!آخ)

4-بدشانسی:یک مریض بود تصادف کرده بود همه جاش سالم بود فقط یک مشکل داشت!شکستگی آرنج وخرد شدگی اوله کرانون(به زبان عامیانه اون استخون زیر آرنج رو حس می کنین؟همون!این از شکستگی های بد ارتوپدی هست)

5-استاد به مریض:سیگار می کشی؟مریض:نه مسکن می خورم ،نه سیگار می کشم،نه م... ،نه ت........ نه می خواست ادامه بده که استاد:خب بسه دیگه فهمیدم!تعجبنگران

پیشنهادی:سوریه نامه  /دوئل(خاطره غمگین پزشکی)

توضیح درباره پاسخدهی به نظرات:راستش چون وقتم از این به بعد خیلی کمتر از قبل می شه و واقعا مجبور هستم که از این به بعد به صورت گزینشی به نظرات جواب بدم و واقعا شرمنده ام که نمی تونم به همه نظرات جواب بدم.خجالتاما نحوه پاسخ دادن از این پست به بعد به نظرات!

1-نظراتی که سوالی پرسیده باشن ویا خودم بنا به ضرورت احساس کنم اون نظر احتیاج به جواب دادن داره ویا لازمه من توضیحی بدم.

2-نظراتی که نویسنده اون نظر وبلاگی نداره ویا وبلاگش غیرفعال هست طبیعتا دوستانی که وبلاگ دارن من به وبلاگشون سر خواهم زد چه لینکم باشند چه لینکم نباشند

3-دوستانی که تمایل دارن یا می خوان من حتما به نظرشون جواب بدم هم می تونن در نظرشون قید کنن که جواب بدم

 چون وقت کم هست ترجیح می دم اولویت بر وبلاگنویسی وخوندن وبلاگهای دوستان ونظر دادن تو پستهاشون بذارم فکر کنم اینطور بهتر باشه.باز هم شرمنده از تک تک دوستان.امیدوارم من رو درک کنین.خجالت

پ.ن:قرار بود پست کوتاه بشه!خب کوتاهه دیگه یک خورده این توضیح طولانیش کرد اون هم حاشیه پست هست دیگه!زبان


 
نقش اصلی!
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧   کلمات کلیدی: ادبی

 اگر قرار هست

بجای نقش اصلی

سیاهی لشگر

زندگی خودت باشی

بازی نکن!

این یک بچه ای هست که بعد از خوندن این پست نگران شده ورفته تو فکرچشمک

پ.ن:پست بعدی تا لحظاتی دیگر!