ای کاش....
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱   کلمات کلیدی: خاطرات اینترنی بخش داخلی -اورژانس ،پزشکی

ما:تمامی رزیدنت ها واینترن ها و.....

شما جای ما نیستی

شما جای ما نیستی ونمی دانی 24 ساعت کشیک اورژانس بودن ،یعنی چی!

شما جای ما نیستی ونمی دانی 24 ساعت هر نوع مریض ومریضی رو دیدن،یعنی چی!

شما جای ما نیستی ونمی دانی فرد با سل فعال دیدن، یعنی چی!

شما جای ما نیستی نمی دانی مریض مشکوک به مننژیت ،یعنی چی!

شما جای ما نیستی،که بدانی شوک که بارها در پرستاران می بینین تنها شوک نیست، که ما جای مریض درد می کشیم،که خاطره اش از یادت نمی رود.

شما جای ما نیستی که مریض مسمومیت ساعت سه نصفه شب بیاید وتو کلی برایش وقت بگذاری به متخصص زنگ بزنی، اوردر بگذاری،پرستارها در حال اجرای اوردر باشن شرح حالش را بنویسی، آنوقت همراهش مریض را در عرض یه ربع با رضایت شخصی ببرد،یعنی چی!

شما جای ما نیستی وحال ما را درک نمی کنی، وقتی که بدانی  مریض سکته قلبی که کلی برایش کار انجام داده ای رزیدنت ها کلی تلاش کرده ان حالا  که کمی خوب شده اصرار دارد با رضایت شخصی برود وتو می دانی امشب اگر برود و اتفاقی بیفتد او زنده اش شاید به بیمارستان نرسد ولی ......

شما جای ما نیستی تازه به بیمارستان آمده ای ونمی دانی ظهر چه کتک کاری که همراهان مریضی نکرده بودن وچهره های بهت زده ما ورزیدنت ها را ندیدی و تلاش سخت حرا==ست را برای آرام کردن اورژانس.

شما جای ما نیستی ونمی دانی در یک لحظه نگران ده ها مریض بودن،یعنی چه!

شما جای ما نیستی ونمی دانی در یک لحظه، چندین مریض اورژانسی همزمان داشتن یعنی چی!

شما جای ما نیستی ونمی دانی در حالیکه فشار خودت به 9 رسیده به حال مریض رسیدگی کردن یعنی چی!

شما جای ما نیستی ونمی دانی در کل 24 ساعت شنیدن صدای ناله های یک دختر جوان با بیماری..... یعنی چی!

شما جای ما نیستی ونمی دانی شام را ساعت 12.30 نصفه شب خوردن،آنهم با روپوش سفید وبرگشتن به اورژانس،یعنی چی!

شما جای ما نیستی ونمی دانی روزی هزار بار شنیدن سوالات یکسان که بیش از نیمی اش به شما ارتباط ندارد وتلاش برای جواب مناسب دادن یعنی چی!

شما جای ما نیستی ونمی دانی در شیفت تک نفره اینترنی،از ساعت 2 نصفه شب تا سه وربع نصفه شب 11 مریض بدحال بستری شدن،طوری که تو بجای اینکه 3.20 که شیفتت تمام می شود شیفت را تحویل دهی،4.30 صبح بروی یعنی چه!

شما جای ما نیستی که بدانی وقتی همراه مریض می گوید اینجا استیشن رزیدنتی ... هست؟گفته ان پتو رو از خدمه بگیرم.پتو کجاست.یعنی چی!

شما جای ما نیستی ونمی دانی از اول کشیک تلاش همه برای نجات مریض ها نصفه شب کد خوردن مریض وتلاش های بی سرانجام برای احیای مریضی که از اول کشیک برای نجاتش تلاش کرده ان یعنی چی!

شما جای ما نیستی ونمی دانی مریض HIV مثبت را ABG گرفتن(توسط اینترن)وخون گیری(توسط پرستارها) یعنی چی!

شما جای ما نیستی که بدانی زیر فشار سنگین کشیک اورژانس بودن، در حالیکه همه مریض ها را دیده این و اوردر هایش رو گذاشتن وپرستارها در حال اجرایش هستن،دقایقی استراحت کردن وصحبت کردن واگر باشد چایی،چای خوردن کمی از فشار سنگین کشیک کم می کند،اگر می دانستی هرگز نمی گفتی شما به عنوان پزشک نباید صحبت کنید!

این پزشک،یک انسان هست.فردی که مثل همه مردم در زندگیش هم غم دارد هم شادی شاید هم گرفتاری.اما،حالا بیمارستان هست به وظیفه اش کاملا آگاه هست.لازم نیست جای کسی باشید تا بدانید او چگونه هست،فقط کافیست بدانید همه پزشکها تمام تلاششان را برای نجات مریض های شما می کنن ولی آنها برده شما نیستن!

راستش را بخواهید ما بخاطر رفتار های بسیار خوب وسنجیده همراهان ومریض های دیگر،رفتار افراد اندک شمار که مطمئنا ناآگاهانه قضاوت می کنن را می بخشیم ولی ای کاش کار اشتباه از اول شروع نشود که احتیاج به بخشیدن داشته باشد

پ.ن:این پست مخاطبش آنهایی ان که شاملش می شون حتی اگر تعداد شان کم باشد،باشد که همه به هم احترام بذاریمبعدنوشت:من عصبانی نیستمزبان نتونستم پست خاطراتی بنویسم بعدا میذارمش


 
بدون شرح(با ما در اورژانس)
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۸   کلمات کلیدی: خاطرات اینترنی بخش داخلی -اورژانس

توجه:پست تلخ

 

دو دختر نوجوون رو تصور کن که شنیدن فسفید می کشه می خواستن ببینن واقعا راسته که می کشه یا نه.حالا یکی از اون دخترا همون شب فوت می کنه دومی هم امروز رفت Icu

 

 

 پ.ن:دانشجوی شهید (روحش شادناراحت)

پ.ن:پست پایین هم جدید هست


 
یعنی آخر بدشانسی(با ما در اورژانس)
ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۸   کلمات کلیدی: خاطرات اینترنی بخش داخلی -اورژانس

یعنیا فکر کنین فقط،یک روزی که هوا هم خوبه دارین خونه تون رو تعمیر می کنین سخت مشغول کارین یهو چاه فاضلاب خونه تون ریزش کنه شما هم برین توش بعد دیوار چاه فاضلاب همسایه کناری تون هم خراب شه رو سر شما بعد شما تو چاه فاضلاب غوطه ور  بشین بعد دچار غرق شدگی بشین بعد از این مواد حال بهم زن بلع کنین بعد اشباع اکسیژنتون برسه به 77(کمه) بعد شما رو اینتوبه کنن(لوله بذارن واسه تنفس) تازه دچار آسپیراسیون اون مواد حال بهم زن بشین(یعنی خورده باشینو به ریه هم برسه) بعد تازه دو تا دوش هم بگیرین فایده نداره بعد یه چیزهایی دیگه که بخاطر پریدن رنگ برخی حضار از ادامه آن معذوریم.

خولاصه اصن یه وضیزبان البته این رو هم باید در نظر گرفت به هر حال خوش شانس بودین که با این اوصاف هنوز زنده این امروز هم بهتر از روز حادثه اینچشمک

البته دور از جون شمازبان

پ.ن:این پست درباره یه مریض هستا


 
← صفحه بعد